تبليغاتX
شب پرستاره
نجوم و هوافضا

 سرویس علمی روزنامه شریف - مریم عظیم زاده:
بازتاب سفر برتون ریکتر به دانشگاه صنعتی شریف در خارج از کشور بسیار مثبت بوده است.
واشنگتن پست در شماره روز ۶ ژوئن خود مقاله ای تحت عنوان زیر چاپ کرده است:
"ایران علم را بخشی از انقلاب خود قرار داده است."
در بخشهایی از این مقاله آمده است:
"هنگامی که برتون ریکتر برنده جایزه نوبل فیزیک آمریکایی وارد سالن اصلی سخنرانی دانشگاه صنعتی شریف در تهران شد صدها تن از دانشجویان بلند شدند تا او را با صدای بلند تشویق کنند.
ولی ریکتر که یک لباس سفید پوشیده بود و بر عصا تکیه زده بود گفت که کسی که تحت تاثیر قرار گرفته و قادر به توصیف احساسش نیست در واقع خود اوست."
ریکتر اظهار کرد: "دانشجویان اینجا بسیار تاثیر گذار هستند. من منتظر هستم که در آینده اخبار زیادی از شما بشنوم."
ریکتر همچنین افزود : "ایران می‌خواهد به گروه کشورهایی که قصد دارند در مورد چیزهای بزرگی مثل فضا بدانند بپیوندد."
دانشجویان جوان پسر و دختر با لپ‌تاپ‌ها و لوازم پیشرفته خود در سالن نشسته بودند و یک زن از پرفسور دانشگاه استانفورد که در راستای برنامه‌های آموزشی آکادمی علوم آمریکا با دانشگاههای ایران به تهران آمده بود عکاسی می‌کرد.
اسماعیل حسینی دانشجوی ۲۳ ساله برق گفت: "پرفسور ریکتر می‌تواند الگوی ما باشد ولی بزودی اخباری هم از محققین زن و مرد ایرانی که برای کارهای تحقیقاتی خود نوبل دریافت کرده اند می‌شنویم. ما همه به سختی درس می‌خوانیم و تحقیق می‌کنیم تا به این جایگاه برسیم."
این مقاله در بخش دیگری به اهمیت دانشگاه صنعتی شریف در ایران و سطح علمی آن اشاره کرده و افزوده است سالانه ۵۰۰ هزار نفر در آزمون دانشگاهها پذیرفته میشوند که ۸۰۰ نفر از بهترین‌های آنها وارد شریف میشوند و آن را MIT ایران خطاب کرده است.
دکتر وفایی در گفتگو با واشنگتن پست عنوان کرد: "اکثر بازدید‌کنندگان هنگامی که تجهیزات مدرن آزمایشگاهی و همچنین زنان دانشجوی دکترا را می‌بینند تصویر جدیدی از ایران به عنوان یک دانشگاه علمی در ذهن آنها شکل می‌گیرد و شگفت زده می‌شوند."
این روزنامه همچنین با اشاره به پیشینه علمی ایران و سرزمین باستانی پرشیا که در زمینه های علوم طبیعی و ریاضیات فلسفه و بالاخص بعد از اسلام در زمینه پزشکی و کشف الکل پیشتاز بوده مقایسه ای در مورد ایران فعلی انجام داده و جایگاه آن را در زمینه های نانو تکنولوژی وتحقیقات زیست شناسی و سلولهای بنیادی و تولیدات داخلی نظیر صنایع خودرو سازی ایران خودرو در منطقه خاورمیانه مثبت ارزیابی کرده است.
این مقاله همچنین با توجه به اوضاع خاص ایران در منطقه و تحولات سیاسی بعد از انقلاب پیشرفت های علمی ایران را به عنوان بخشی از انقلاب ۱۹۷۹ پذیرفته است.


پرفسور ریکتر در دانشگاه شریف: شما بسیار تاثیرگذار هستید
عکس از:واشنگتن پست

+ نوشته شده در  Sat 28 Jun 2008ساعت 3 PM  توسط A^2  | 
استاد آلينوش طريان، بانوي نجوم ايران سي سال پس از جدايي از دانشگاه و دانشجويانش هنوز هم مادرانه خاطرات روزهاي حضور در كلاس درس را مرور مي‌كند و مهرباني و عشق به دانشجو را رمز ماندگاري و جاوداني استادان مي‌داند. 

او كه به عشق مادري کردن براي فيزيک ايران، هيچگاه طعم مادر شدن را نچشيده، در روزهاي تنهايي خود در اتاق كوچكش در سراي سالمندان توحيد تهران از دانشجويانش به عنوان بچه‌هايش ياد مي‌كند، فرزنداني كه شايد آن قدر فراموشكار بوده‌اند كه سال‌هاست، نگاه مهربان مادر را كه بر در اتاقش دوخته شده پاسخ نمي‌دهند.

همزمان با روز مادر به ديدار مادر نجوم ايران رفتيم تا از خاطرات و شور و شوق جواني و دلتنگي‌هاي روزهاي پيري‌اش بشنويم. اما كهولت سن و بيماري، گفتن از گذشته را براي او بسيار دشوار ساخته بود و به جاي او ما برايش از جاودانگي عشق مادر سخن گفتيم. عشقي كه نه فقط فرزند، كه همه آدميان را از وسعت خود سيراب مي كند؛ و او هم شنيد و با لبخندهايي گرم، پاسخمان داد. 

نخستين بانوي استاد فيزيک ايران كه سابقه 30 سال تدريس در دانشگاه و پايه‌گذاري نخستين رصدخانه و تلسکوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران را در كارنامه خود دارد و با علاقه وافر به توسعه علم و دانش در اين سرزمين، منزل مسکوني خود را نيز طبق وصيت‌نامه‌اش به ارامنه جلفا و دانشجوياني که محل اسکان مناسبي ندارند بخشيده است، امروز در 88 سالگي در خانه سالمندان خاطرات روزهاي خوش درس و دانشگاه را مرور مي‌كند.

آلينوش طريان كه در سال 1299 در خانواده اي ارمني به دنيا آمد، پس از طي تحصيلات مقدماتي به دانشگاه تهران رفت و در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيک ازدانشکده علوم دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد.

وي درمهرماه همان سال به سمت کارمند آزمايشگاه فيزيک دانشکده علوم استخدام شد و يک سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشکده علوم منصوب شد. طريان مدتي بعد با هزينه شخصي به بخش فيزيک اتمسفر دانشگاه پاريس رفت و دانشنامه دکتري دولتي‌اش را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي (1335 شمسي) دريافت کرد.

طريان به رغم امكان تدريس در دانشگاه سوربن به ايران بازگشت و با رتبه دانشياري در رشته ترموديناميک در گروه فيزيک مشغول به کار شد.

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد خانه فيزيک خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد كه وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت چهار ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.

دكتر طريان سه سال بعد درتاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا کرد و بدين ترتيب او اولين فيزيکدان زن است که در ايران به مقام استادي رسيد.

وي در آبان ماه سال 45 به عضويت کميته ژئوفيزيک دانشگاه تهران درآمد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

درتاريخ 29 آبان سال 45 عضو کميته ژئو فيزيک دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده اي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

دكتر طريان در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

مادر روزت مبارک!!

برگرفته از آسمان پارس

+ نوشته شده در  Fri 27 Jun 2008ساعت 12 PM  توسط A^2  | 
سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه‌ هفته‌ جهانی فضا در گفت‌و‌گويي اختصاصي با پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) و يكي از فعال‌ترين و قديمي‌ترين چهره‌هاي علمي ايران در عرصه فضا، مروري دارد بر فعاليت‌ها و تلاش‌هاي علمي اين دانشمند.




سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه‌ هفته‌ جهانی فضا در گفت‌و‌گويي اختصاصي با دكتر ابوالقاسم غفاري از اساتيد پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) كه به عنوان تنها دانشمند خارجي (غيرآمريكايي) ماموريت آپولو - نخستين سفر انسان به ماه - و همچنين مشاركت در طرح‌هاي فضايي ديگر حتي از سال‌ها قبل از راه‌اندازي رسمي ناسا يكي از فعال‌ترين و قديمي‌ترين چهره‌هاي علمي ايران در عرصه فضا به شمار مي‌رود، مروري دارد بر فعاليت‌ها و تلاش‌هاي علمي اين دانشمند پيشكسوت.

دكتر غفاري كه سال‌هاست در آمريكا اقامت دارد در اين گفت‌و‌گوي تلفني، در صد و يك سالگي با چنان شور و شوق جوانانه‌ و چنان دقيق و جزء به جزء از خاطرات شنيدني سال‌هاي دور فعاليت‌هاي علمي و تحقيقاتي‌اش سخن مي‌گويد كه فراموش مي‌كني هشتاد سال از روزگاري كه جزو نخستين گروه دانشجويان ايراني اعزامي به خارج به فرانسه رفته و هفتاد سال از زماني كه در كوران جنگ دوم جهاني راهي پيشرفته‌ترين مراكز علمي انگلستان شده يا نزديك به شصت سال از روزگاري كه همزمان با حضور انشتين در انستيتو مطالعات پيشرفته پرينستون در پيشرفته‌ترين مرزهاي دانش روز به تحقيق مي‌پرداخته، گذشته است.

استاد غفاري از تبار نخستين دانش‌آموختگان جوان و مستعد ايراني است كه ده‌ها سال پيش و در آغاز دوران شكوفايي و رشد علوم جديد در دهه‌هاي آغازين و مياني قرن بيستم به مراكز علمي و پژوهشي پيشتاز دنيا راه يافته و با عملكرد تحسين‌برانگيز خود راه را براي ورود خيل گسترده‌اي از محققان و دانشمندان ايراني در اين قبيل مراكز و ايفاي نقش ستودني آنها در مرزهاي دانش بشري در دهه‌هاي بعد هموار كردند.

دكتر غفاري در گفت‌و‌گو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: من در سال 1286 در تهران، حوالي ميدان بهارستان به دنيا آمدم. پدرم ميرزا حسين خان غفاري، دبير ارشد اداره پرسنل وزارت عدليه بود. در محله ما يك روحاني بود كه درس مي‌داد بعدا به تدريج مدرسه شروع شد و به دارالفنون رفتم. بعد از ورود به دارالفنون با چند نفر ديگر سال پنجم متوسطه را تابستان خوانديم و به اصطلاح «دو كلاس يكي» كرديم.

* هشترودي، دوست و همكاري كه به چشم استاد به او نگاه مي‌كردم

وي خاطرنشان كرد: آن موقع رياضي را نزد مرحوم محسن هشترودي كه از ديپلمه‌هاي سابق دارالفنون بود، خوانديم. من از همان سال‌ها با شادروان هشترودي آشنا شدم و سال‌ها بعد همچنان افتخار دوستي و همكاري با او را داشتم. هشترودي انساني بسيار شريف و دانشمند بود و بعدها هم اگرچه همكار من بود ولي هميشه به چشم استاد به او نگاه مي‌كردم.

وي خاطرنشان كرد: ما در شهريور 1307(1929) جزو اولين گروه دانشجويان به فرانسه اعزام شديم در آن سال‌ها دكتر هشترودي براي تدريس رياضي در تهران ماند و بعدا به ما ملحق شد. ما پس از ورود به فرانسه ابتدا زبانمان را در ليسه كامل كرديم. بعد ما را به دانشگاه نانسي فرستادند كه در آنجا ليسانس رياضي گرفتم و بعد تحصيلات خود را تا كسب دكتري رياضيات در دانشگاه پاريس در سوربون ادامه دادم. پس از آن در سال 1936 در رصدخانه پاريس به عنوان كارآموز مشغول به كار شدم.

* تحقيق در محاسبه نيروي مورد نياز پرتاب موشك به ماه سه دهه قبل از پرتاب آپولو

استاد غفاري تصريح كرد: كار من در حوزه مكانيك سماوي بود كه اساس آن محاسبه اين مطلب بود كه چه مقدار نيرو براي پرتاب كردن يك راكت به مدار اطراف كره ماه بدون خطا كردن مورد نياز است.

وي خاطرنشان كرد: در اسفند 1315( آوريل 1937) در پي فراخوان وزير فرهنگ وقت (مرحوم علي اصغر حكمت) كه فارغ‌التحصيلان را به تهران فراخوانده بود به ايران برگشتم و در هشتم فروردين 1316 (1937) به عنوان دانشيار در دانشسراي عالي استخدام شدم.

دكتر غفاري تصريح كرد: دانشسراي عالي كه بعدها به دانشگاه تهران تبديل شد در سال 1313 تاسيس شده بود و شامل دانشكده‌هاي علوم و ادبيات بود. من در آنجا آناليز عالي تدريس مي‌كردم كه البته قبل از من شادروان دكتر آل بويه، شادروان دكتر علي افضلي‌پور و شادروان پرفسور تقي فاطمي در رشته رياضي شروع به كار بوده‌اند. من از سال 1938 تا 1941 به خدمت سربازي اعزام شدم و در اداره جغرافيايي ستاد ارتش ماموريت سطح‌بندي اراضي شمال تهران براي آماده‌سازي جهت استفاده ارتش را عهده‌دار شدم.

* دعوت به بزرگترين مراكز علمي دنيا به دليل سابقه تحقيق در تئوري «حركت براوني» اینشتين

دكتر غفاري كه در حدود سال 1944 به دعوت دانشگاه لندن، سال 1950 به دعوت دانشگاه هاروارد و از سال 1951 به دعوت انستيتو مطالعات پيشرفته (پرينستون) جهت تدريس و كارهاي تحقيقاتي در خارج كشور فعاليت داشته است، درباره علت دعوت از وي از سوي اين دانشگاه‌هاي بزرگ گفت: علت دعوت از من موضوع تز دكتري‌ام در دانشگاه سوربون بود كه راجع به جنبه رياضي كارهاي اوليه انشتين بود. انشتين در سال 1905، پنج مقاله منتشر كرد كه دو مقاله درباره «حركت براوني» بود.

بعد يك استاد روسي (پرفسور آندري كرنوكرف) و يك محقق انگليسي، تئوري انيشتن را به صورت يك معادله رياضي درآورد كه حل آن معادله (معادله كلمن – كرنوكرف) بر عهده من بود.

* دعوت به هاروارد به عنوان يكي از نخستين محققان بورسيه ايراني

وي در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: در آن سال‌ها در بحبوحه جنگ جهاني دوم انگليسي‌ها خيلي از كساني كه در فيزيك و رياضي كار كرده بودند را به دانشگاه لندن دعوت كرده بودند و شب و روز تحقيقات مي‌كردند. يادم هست زماني كه با كشتي به انگلستان مي‌رفتيم، كشتي از ترس زيردريايي‌هاي آلماني فقط روزها حركت مي‌كرد. به هر حال من تا سال 1948در انگلستان بودم و مجددا به ايران برگشتم تا اين كه دو سال بعد به دعوت دانشگاه هاروارد به عنوان محقق فولبرايت(بورسيه) به آمريكا رفتم. من در آن دانشگاه به عنوان استاديار پژوهشي در زمينه معادلات ديفرانسيل و در ادامه در حوزه ديناميك گازي كار مي‌كردم.

دكتر غفاري تصريح كرد: دكتر هشترودي هم مثل من يكي از اولين محققان فولبرايت ايراني بود كه همزمان با من در دانشگاه هاروارد بود و در زمينه رياضيات كار مي‌كرد. سال بعد با حمايت دانشگاه هاروارد، موسسه تحقيقات پيشرفته (Institute for Advanced Study) از من و شادروان هشترودي به عنوان محقق فولبرايت دعوت كرد.

وي در پاسخ به اين سوال ايسنا كه آيا در آن زمان محدوديتي براي خروج استادان ايراني و فعاليت آنها در دانشگاه‌هاي خارج وجود نداشت، گفت: رفتن به خارج چندان هم راحت نبود. شادروان دكتر سياسي كه در آن زمان رييس دانشگاه تهران بود، خيلي مايل بود كه استادان هر يك در رشته خود كاري كنند كه دانشگاه كه در آن وقت جوان بود ارتقاء پيدا كند. در اين رابطه قانوني داشتيم كه اين قبيل سفرها را بايد ابتدا شوراي دانشكده علوم و بعد شوراي عالي دانشگاه تاييد كند و در واقع من خيلي مديون همكارانم هستم.

دكتر غفاري تصريح كرد: زماني كه من در پرينستون بودم، رييس انستيتو، پرفسور رابرت اوپنهايمر بود كه مديريت ساخت بمب اتمي را برعهده داشت. طبق معمول كه هر كسي به آن دانشگاه مي‌آمد ابتدا با او مصاحبه مي‌كردند. اوپنهايمر تا فهميد ايراني هستم گفت، من شاگردي ايراني داشتم به نام دكتر كمال (استاد كمال‌الدين جناب) و سراغ وي را گرفت. دكتر جناب با ما در دانشگاه نانسي بود و بعد از اخذ ليسانس به كاليفرنيا(كلتك) رفته بود و در آنجا مدتي شاگرد اوپنهايمر بود.

* حضور و ارتباط علمي با انشتين در آخرين سال‌هاي حضورش در موسسه تحقيقات پيشرفته پرينستون

وي گفت‌: حضور من در Institute for Advanced Study، همزمان بود با آخرين سال‌هاي فعاليت انشتين در انستيتو. رييس بخش رياضي دانشگاه پرينستون كه انگليسي بود من را به انشتين معرفي كرد و در مدتي كه در پرينستون بودم در زمينه نظريات انشتين درباره نزديكي قواي الكترومگنتيك و قواي گرانشي كار مي‌كردم.

دكتر غفاري در ادامه با اشاره به ارتباط كاري‌اش با انشتين گفت: من در سال 1951-52 (سپتامبر 1951 تا سپتامبر 1952) در پرينستون افتخار آشنايي با انشتين را پيدا کردم. البته از سال 1936 مکاتباتي با او داشتم، چون تز دكتري من در پاريس به Brownian Motion مربوط بود كه در سال 1905 انشتين مطلبي را در مورد آن نوشته بود. يادم هست اولين جلسه من با انشتين در پرينستون در صبح اولين سه شنبه سپتامبر 1951 بود. وي روزها در حدود ساعت 10 به سر کار مي آمد و در حدود ساعت 1بعد از ظهر هم مي‌رفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهاي سه شنبه بعد از ساعت 10 بود و گفت‌وگوهاي ما تنها مربوط مي شد به Unified Field Theory. البته کار آينشتاين بيشتر نسبيت عمومي بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب به هر حال به همديگر مربوط مي‌شوند.

دكتر غفاري در پاسخ به اين سوال كه ديدگاه اين دو فيزيكدان درباره بمب اتمي و همچنين ساخت بمب هيدروژني كه در همان سال‌هاي نخست دهه 50 ميلادي مطرح بود گفت: رابرت اوپنهايمر و انشتين از ساخت بمب هيدروژني که در آن زمان آمريکا در تلاش توليد آن بود بسيار ناراحت بودند. اپنهايمر به دليل اين مخالف‌ها متاسفانه برکنار شد و انشتين هم که اساسا برکنار بود. هر دوي آنها از انفجار بمب اتمي در هيروشيما هم به شدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژني ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمي است. البته با من در اين مورد صحبتي نمي کردند، اما با هم که صحبت مي کردند، معلوم بود بسيار ناراحتند.

وي خاطرنشان كرد: من تا آخر 1952 در دانشگاه پرينستون بودم و باز به تهران برگشتم و تدريس را ادامه دادم. در مدتي كه من در ايران نبودم شادروان دكتر احمد بهفروز و شادروان دكتر عباس رياضي كرماني درس‌هاي من را ارائه مي‌دادند.

* برگزاري مراسم يادبود انشتين در دانشگاه تهران

دكتر غفاري در ادامه به خاطره‌اي از درگذشت انشتين و برگزاري مراسم يادبود وي در دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: زماني كه در آمريكا بودم دوستي داشتم به نام ابراهام پايس (Abraham Pais) که سال‌ها با انشتين كار مي‌كرد و بعدها استاد فيزيک دانشگاه راکفلر در نيويورک شد. او كه لهستاني بود بسيار شبيه يكي از دوستان نزديك من در دانشسراي عالي بود. وقتي كه به تهران مي‌آمدم با او قرار گذاشتم که اگر موضوعي مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. يك روز (در آوريل 1955) به من تلفن زد كه انشتين در بيمارستان فوت كرده است. همان روز اين پيغام را به دكتر اقبال رييس وقت دانشگاه تهران نشان دادم و گفتم اگر لازم است شرحي بنويسم و گفت بنويس. دو روز بعد در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه‌اي براي يادبود انشتين ترتيب دادند كه البته به من نگفته بودند و از طريق يكي از دوستانم كه من را به مراسم برد مطلع شدم. ابتدا دكتر اقبال مقداري بر اساس شرحي كه نوشته بودم درباره انيشتين صحبت كرد و بعد هم دكتر حسابي و دكتر هشترودي مقداري صحبت كرديم.

* همكاري با آژانس فضايي آمريكا از بدو تشكيل در ابتداي دهه 1960

دكتر غفاري خاطرنشان كرد: بعد از آن مسائلي در دانشكده علوم براي من پيش آمد كه در سپتامبر 1956 به واشنگتن آمدم و در اداره ملي استانداردهاي آمريكا مشغول به كار شدم. شوروي در سال 1957 ماهواره اسپوتنيك را به فضا فرستاد و آمريكايي هم با اين كه كارهايي درباره فضا مي‌كردند ولي تا آن زمان موفق به پرتاب ماهواره به فضا نشده بودند اين بود كه بعد از رياست جمهوري كندي در 1960 تصميم گرفتند كه آژانس فضايي آمريكا (ناسا) را تشكيل دهند و من در همان زمان كه در آن اداره كار مي‌كردم، مدت دو سال هفته‌يي دو روز به عنوان مشاور در اداره مقدماتي ناسا در مركز فضايي گودارد كار مي‌كردم و از 1964 رسما به ناسا منتقل شدم.

* مشاركت در محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه

نخستين ايراني شاغل در آژانس فضايي آمريكا تصريح كرد: بعد از تشكيل ناسا قرار شد همان دهه به ماه بروند. من در بدو ورود به ناسا در قسمت مربوط به برنامه فضايي سرنشين‌دار(ماموريت آپولو) كار مي‌كردم و عضو گروهي بودم كه محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه را انجام مي‌دادند. من تنها عضو خارجي گروه بودم البته چند آلماني هم در اين پروژه كار مي‌كردند كه تبعيت آمريكايي داشتند.

وي در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: ما بايد جاذبه زمين و ماه را محاسبه و مشخص مي‌كرديم كه چه مقدار و چگونه اصلاحات ميان دوره‌اي قدرتمند براي استقرار يك راكت در مدار اطراف ماه مورد نياز است.

يك اشتباه كافي بود تا راكت با ماه تصادم كند و يا از مدار خارج شده و به اعماق فضا بيافتد. ما همچنين بايد بازگشت دوباره فضاپيماي سرنشين‌دار را هم محاسبه مي‌كرديم.

* خاطره تلخ انفجار آپولو 1

دكتر غفاري كه پس از ماموريت آپولو در ماموريت‌هاي ديگر ناسا از جمله پرتاب ماهواره‌ها و ماموريت ژوپيتر نيز فعاليت داشته است در ادامه در بيان خاطره‌اي از دوران هيجان انگيز ماموريت‌هاي آپولو و نخستين تلاش‌هاي ناسا براي اعزام فضانورد اظهار داشت: از آن دوران خاطرات زيادي دارم كه هنوز هم وقتي ياد‌ آنها مي‌افتم تنم مي‌لرزد. وقتي مي‌خواستند آپولو 1 را پرتاب كنند در مركز ناسا از تلويزيون بزرگي كه قرار داشت پرتاب آن را تماشا مي‌كرديم. اين فضاپيما همين كه فضانوردان خواستند سوار آن شوند آتش گرفت و فضانوردان آن جان دادند.

هر كس اين صحنه‌ها را ببيند ناراحت مي‌شود. مرگ دلخراش فضانوردان كه افراد سالم و ورزشكاري بودند و تمرينات بسيار سختي را پشت سر گذاشته بودند حقيقتا ناراحت‌كننده بود. سرانجام در جولاي 1969 بود كه آپولو 11 توانست با موفقيت به ماه برود و برگردد و بعد آن آپولو 13 هم در راه دچار مشكل شد ولي توانستند با زرنگي آنها را به سلامت برگردانند كه كار بسيار مشكلي بود.

* دريافت مدال افتخار ماموريت سفر به ماه از رييس‌جمهور وقت آمريكا

وي خاطرنشان كرد: بعد از موفقيت ماموريت آپولو 11 جشن گرفتند و ما را به كاخ سفيد دعوت كردند و به دليل خدمت در اين ماموريت فضايي تاريخي از رييس‌جمهور وقت آمريكا مدال گرفتيم. يادم هست مراسم باشكوهي بود كه تعداد خبرنگاران حاضر در آن بسيار بيش از دانشمندان و محققان بود.

برنده نشان افتخار ماموريت آپولو در پاسخ به اين سوال كه آيا در ان زمان ايرانيان ديگري هم در ناسا كار مي‌كردند، يا نه با اشاره به اين كه آن سازمان در ابتدا داراي 10 مركز مختلف بوده است، اظهار داشت: تا جايي كه يادم مي‌آيد در آن سال‌ها من تنها ايراني در مركز گودارد بودم. ايراني ديگري كه به ناسا آمد، دكتر كاظم اميدوار بود كه در قسمت فيزيك اتمسفريك كار مي‌كرد.

* همكاري در طرح‌هاي فضايي پس از بازنشستگي از ناسا

دكتر غفاري در ادامه درباره علت جدا شدن از ناسا به ايسنا گفت: من در آوريل 1971 به دليل گرفتاري شخصي كه در تهران برايم پيش آمد در 62 سالگي تقاضاي بازنشستگي كردم و به ايران برگشتم با اين كه مي‌توانستم تا 65 سالگي در ناسا كار كنم. با اين حال يك سال بعد دوباره به آمريكا برگشتم. در آنجا پروژه‌اي بود مرتبط با طرح جنگ ستارگان كه در آن همكاري داشتم و بعد از آن ديگر در جايي مشغول نبودم و طول اين سالها عضو چند انجمن و ويراستار چند مجله علمي بودم.

استاد غفاري که در 100 سالگي هم از تلاش علمي دست نكشيده است، با ابراز تاسف از اين كه نمي تواند در هيچ مرکز علمي كار كند، تاکيد کرد که هنوز هم تحقيقات و مطالعاتي را به صورت مستقل در منزلش انجام مي دهد.

گفت‌و‌گو: علی شمس

بز گرفته از                        http://news.hrcglobal.net/modules/news/article.php?storyid=107

+ نوشته شده در  Fri 16 Nov 2007ساعت 5 PM  توسط A^2  | 
MEDIA ADVISORY: M07-085

Canadian Astronaut to Discuss Role on Next Shuttle Flight

HOUSTON - Canadian Space Agency astronaut and physician Dave Williams, who is set to launch in August aboard NASA's space shuttle Endeavour, will be available for satellite interviews from 2 to 4 p.m. CDT on Friday, July 13.

Media interested in participating should contact NASA's Johnson Space Center newsroom at 281-483-5111 by 5 p.m., Thursday, July 12.

Williams, a former emergency room physician, will be making his second spaceflight. He first flew as a mission specialist aboard space shuttle Columbia on the STS-90 mission in April 1998. During the Endeavour mission, designated STS-118, he will conduct at least two spacewalks to continue assembly of the International Space Station.

The Canadian Space Agency selected Williams, a native of Saskatoon, Saskatchewan, Canada, as an astronaut in 1992. He began training with NASA three years later. His career includes participating in two missions as a crew member in the Aquarius Underwater Research Facility off the Florida coast.

For complete biographical information about Williams, visit:

http://www.jsc.nasa.gov/Bios/htmlbios/williams.html


For NASA Television downlink, schedule and steaming video information, visit:

http://www.nasa.gov/ntv


For more information about the STS-118 mission and its crew, visit:

http://www.nasa.gov/shuttle


- end -

+ نوشته شده در  Sun 15 Jul 2007ساعت 11 AM  توسط A^2  | 

نخستین فضانوردان

 

آرامگاه 5 کیهان نورد در دیوار کرملین قرار دارد که مهمترین محل دفن یک فرد در شوروی سابق بود و فقط به قهرمانان درجه اول تعلق داشت. فضانوردانی که در دیوار کرملین دفن شده‌اند عبارتند از : یوری گاگارین ، ولادیمیر کمارف ، ویکتور پاتسایف ، گئورگی دابروسکی و ولادیسلاو ولکف. در بین این گروه فقط یوری گاگارین در حین یک تمرین قبل از سفر فضایی ضمن پرواز هواپیما کشته شد و به لحاظ اهمیت جهانی و ملی ، خاکسترش در دیوار کرملین دفن گردید. چهار کیهان نورد دیگر ، حین بازگشت به زمین کشته شدند.


 

یوری گاگارین

متولد 1934. وی نخستین فضانورد جهان بود و در سال 1961 سفر تاریخی خود را به انجام رساند. پس از اولین پرواز ، گاگارین مدتی به سفرهای تبلیغاتی پرداخت و بعد به عنوان عضو علی البدل پرواز سایوز 1 برگزیده شد. وی در سال 1968 حین یک تمرین هوایی کشته شد. در مورد مرگ وی شایعات بسیاری وجود دارد که علیرغم گذشت سالها هنوز پایان نیافته است. عده زیادی معتقدند که او قربانی یک توطئه شده است. اطلاعاتی که به تازگی از دفتر خاطرات ژنرال کامانین (مسئول نظامی تحقیقات فضایی و گروه کیهان نوردان شوروی در آن زمان) منتشر شده نشان می‌دهد ، گاگارین روحیه ماجرا جویی و خطر آفرینی زیادی داشت و برخلاف تبلیغات سابق که وی را فردی آرام و نرم اعلام می‌کرد.

او از کارهای هیجان انگیز که دیگران را به وحشت بیندازد خوشش می‌آمد و بارها به وی در این مورد تذکر داده شده بود اما او توجهی به تذکرات نمی‌داد و احتمال اینکه حادثه مرگش به علت یکی از این بی احتیاطی‌ها باشد وجود دارد. به هر حال آنچه از مطالب منتشره جدید بدست آمده نشان می‌دهد که چیزی از گاگارین و همراهش پس از سقوط هواپیما باقی نماند و مراسم به خاکسپاری خاکستر وی در دیوار کرملین یک کار تشریفاتی بود و فقط مقداری از خاکستر بجا مانده از هواپیما که احتمالا محل صندلی گاگارین بوده در دیوار قرار داده شد. مرگ گاگارین در 27 مارس 1978 اتفاق افتاد.


 

ولادیمیر کمارف

وی در سال 1927 به دنیا آمد و در اولین گروه کیهان نوردان شوروی در سال 1960 پذیرفته شد. نخستین ماموریت وی ، شرکت در پرواز تاریخی وسخد-1 به عنوان فرمانده پرواز بود که به همراه دو کیهان نورد دیگر انجام گرفت و در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد. طبق اطلاعات منتشره از سوی ناسا (سازمان فضانوردی آمریکا) ، این کشور قرار بود تا چندی بعد نخستین سفینه دو نفره خود به نام جمینی را به فضا بفرستد. مسئولین سیاسی شوروی به دانشمندان فشار آوردند تا قبل از آمریکاییها وارد عمل شوند. آنها توانستند با ایجاد تغییراتی در سفینه‌های یک نفره نوع وستک و حذف لباس فضایی کیهان نوردان ، ناو یک نفره را تبدیل به سفینه سه نفره کنند و کمارف به همراه دو تن دیگر با آن راهی مدار زمین شدند.

به این ترتیب شوروی توانست قبل از آمریکا یک سفینه چند نفره را به فضا بفرستند. اما کمارف در سفر دوم ناموفق بود و چتر نجات سفینه‌اش پس از ورود به جو باز نشد و سایوز-1 سقوط کرد، ضمن آنکه کاملا درهم شکسته شد آتش گرفت و تا زمانی که گروه‌های نجات به محل فرود رسیدند چیزی جز چند کیلو آهن پاره باقی نمانده بود. فیلمهایی که به تازگی و سالها پس از این حادثه منتشر شده نشان می‌دهد که حتی بخشی از آهن پاره‌ها در زمین فرو رفته است. به همین دلیل جسدی از کمارف بدست نیامد و مقداری از خاکستر باقیمانده در محل فرود ، به عنوان خاکستر وی برداشته و طی مراسم رسمی در دیوار کرملین جای گرفت. سقوط سایوز-1 و کشته شدن کمارف در 24 آوریل 1967 اتفاق افتاد.


 

ویکتور پاتسایف ، ولادیمیر ولکف و گئورگی دابرولسکی

این سه تن ، سرنشینان سایوز-11 بودند که سفینه شان به ایستگاه مداری سالیوت-1 متصل شد و در حقیقت نخستین افرادی هستند که در یک ایستگاه فضایی اقامت داشتند. آنها رکورد اقامت فضایی را از 18 به 24 شبانه روز ارتقاء دادند. پس از پایان مأموریت روز 30 ژوئن 1971 و ضمن بازگشت به زمین بروز یک نقص فنی در سیستم آب بندی سفینه باعث خروج هوای داخل و کشته شدن هرسه کیهان نورد شد. الکسی لئونف فضانورد با سابقه روسیه طی مصاحبه‌ای چندی پیش افشا کرد پس از آنکه فضانوردان متوجه قضیه شدند ویکتور پاتسایف سعی کرد روزنه را با انگشتش ببندد اما نتوانست.

از آنجایی که در جریان برخورد سفینه به اقشار فشرده جو ارتباط ناو کیهانی با زمین بطور طبیعی قطع می‌شود، هیچکدام از افراد گروه نجات و مرکز کنترل پرواز از این حادثه با خبر نبودند. وقتی سفینه به زمین بازگشت و گروه نجات مشتاقانه به دیدار کیهان نوردان رفتند با اجساد آنها روبرو شدند. الکسی لئونف می‌گوید بدن آنها هنوز گرم بود و ما خیلی سعی کردیم با تنفس مصنوعی و یا شوکهای قلبی جان را به آنها بازگرداینم اما موفق نشدیم.

گئورگی دابرولسکی متولد 1928 ، ویکتور پاتسایف و ولادیسلاو ولکف متولدین 1935 بودند. اجساد آنها طی مراسم رسمی تشییع شد و بخشی از خاکستر آنها در دیوار کرملین قرار گرفت. این افراد تنها فضانوردانی هستند که در کرملین به اصطلاح به خاک سپرده شده‌اند. البته در این دیوار ، آرامگاه سرگئی کارالیف پدر کیهان نوردی شوروی نیز به چشم می‌خورد.
 

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 


Professor Stephen Hawking readies for flight.

Noted wheelchair-bound physicist Stephen Hawking proceeds to the Zero Gravity Corp. airplane for his first flight in microgravity. Zero-G founder Peter Diamondis, left, and a caregiver joined Hawking on the flight that took off from the same runway the space shuttles land on at Kennedy Space Center. Hawking suffers amyotrophic lateral sclerosis disease which has cost him also all of his neuromuscular control. He said he wanted to make the flight because it is as close as he can come to going into space right now. The flight was made aboard a modified Boeing 727 that flies steep parabollic arcs between 24,000 feet and 32,000 feet, inducing about 25 seconds of free-fall at a time. Photo credit: NASA/Kim Shiflett

For additional photos:
+ View gallery

+ نوشته شده در  Sat 28 Apr 2007ساعت 1 PM  توسط A^2  | 

اینجا روی عرشه ایستگاه بینالمللی فضایی ، روزها ساعت 4 بامداد به وقت گرینویچ آغاز میشود و ساعت 7:30 عصر به وقت جهانی پایان مییاید. ساعت 7:30 عصر را باید نوعی زمان خاموشی فرض کرد! اما این زمان همان هنگامی است که همه فرصت پیدا میکنند تا استراحت نمایند و کمی صحبت کنند یا به بعضی از اعضا فامیل خود تلفن بزنند و یا فقط از پنجره بیرون را نگاه کنند و از مناظر پیش چشمانشان شگفت زده شوند ...

این موضوع احساسی مطبوعی از آرامش را به همراه دارد. همانطور که ممکن است شما هم بدانید ایستگاه هر 90 دقیقه یک بار مدار خود را به دور زمین تکمیل می کند، بنابراین زمانی که از شب صحبت می کنم گمان نکنید این شب همانند زمین با تاریک شدن بیرون همراه است . خورشید در طول هر دور مداری ما طلوع و غروب می کند و شما می توانید در هر شبانه روز زمینی 32 بار طلوع و غروب زیبای خورشید را تماشا کنید.

در طول روز هر یک از اعضا خدمه به شدت درگیر انجام ماموریتهایی هستند که از سوی مرکز کنترل ماموریت در مسکو و هیوستون به آنها ابلاغ میشود. برنامه روزانه به همراه دستورالعملهای تخصصی مورد نیاز فعالیتها برای خدمه فرستاده میشود. صبحها یک جلسه مکالمه همکاران برای بررسی و اطمینان از مرتب بودن همه موارد تشکیل میشود و جلسه دیگری هم در پایان روز برای بررسی اینکه چه فرایندهایی در طول روز به انجام رسیده و همینطور برای روز بعد چه کارهایی باید انجام شود. حتی تعطیلات آخر هفته هم این بالا واقعا معنی تعطیلات نمیدهد شاید حجم کارها اندکی کمتر باشد اما باز هم دستوراتی هست که باید انجام شود و برخی از سیستمها باید تعمیر شده و برنامه های آموزشی کامل شود.

حدود ساعت 6:30 عصر همه اعضا دور میزی (شبیه به میز واگنهای قطار) که در بخش روسی مدول خدمات (Service Module) نصب شده است جمع میشوند. ما چند قوطی کنسور را گرم میکنیم و برخی از غداهای خشکی را که همراه داریم به شیوه مخصوص خود با اضافه کردن آب (هیدراته کردن) آماده مصرف مینماییم. ( غذاهایی مانند سوپ ، سیب زمینی له شده ، سبزیجات) و در این هنگام است که همه، داستانهای فضایی خود را تعریف میکنند و صدای خنده ما بلند میشود. (جزئياتي از زندگي در فضا)

خدمهای که مدتی طولانی در ایستگاه هستند درباره استفاده از امکانات موجود خود به طور جذابی خلاق میشوند . بعد از 6 ماه استفاده از تنها 15 نوع غذای پایهای، میشود کمی تغییرات ایجاد کرد. بدین ترتیب عذاهای جدید با اضافه کردن بعضی چیزها یا ترکیب غذاهای مختلف با هم به دست میآیند. گاه گاهی این افراد بستههایی را به همراه محمولههایی که شاتلها یا سفینههای پروگرس به مدار میآورند دریافت میکنند. این بستهها شامل برخی از خوردنیهای تازه هم هست. شما هم میتوانید تصور کنید خوردن یک سیب تازه بعد از ماهها خوردن غذای کنسروی چه مزهای دارد.

سفر به فضا برای اقامتی کوتاه یک چیز است و اقامت در آن برای حدود نصف سال چیز دیگری... شما از خانواده و دوستانتان بسیار دور هستید و به جز ایمیل و گفتگوهای کوتاه تلفنی، هیچ شانسی برای صحبت با افراد دیگر ندارید. هماکنون تنها 3 فضانورد و کیهاننورد برای اقامتهای طولانی روی عرشه ایستگاه حضور دارند اما کشورهای شریک ایستگاه در نظر دارند به زودی این تعداد را به 6 نفر افزایش دهند.

من فکر کنم از بین شما کسانی که دانشجو هستند و باید در خوابگاههای شبانهروزی اقامت کنند احساس تشابهی با این افراد کنند. البته فرق بزرگی وجودی دارد ... زمانی که شما از دست هماتاقیتان ناراحت یا خسته میشوید اتاق را ترک میکنید و مدتی قدم میزنید یا با شخص دیگری حرف میزنید یا جای دیگری میخوابید. در اینجا اگر شما هم اتاقیتان را دوست نداشته باشید ، جایی برای رفتن وجود ندارد. نزدیکترین شانس شما برای رفتن به خانه 6 ماه بعد فرا میرسد و بنابراین بهتر است در روابط شخصی خود تجدید نظر کنید.

اما این نکته را هم باید بگویم که تا چه حد از دیدن اینکه فضانوردان و کیهاننوردان چه انسانهای شگفتی هستند، متحیر شدهام. من نمیدانمآنها چطور انتخاب میشوند.شاید همه آنها مانند من از سیاره کی – پکس (K-PAX) آمده باشند. ( متاسفم اگر شما این فیلم را ندیده باشید شاید متوجه منظور من نشوید) اما آنها واقعا باهوش ، خوشقلب و شخصیتهای مهربانی هستند. همه افرادی که من در شهر ستارگان و اینجا ملاقات کردهام را میتوانم نوعی ابر بشر بنامم. من صادقانه فکر میکنم باید کاری کنیم فضانوردان وارد انتخابات ریاست جمهوری شوند ...  آنها رهبران بزرگی هستند که چشماندازی استثنایی و یکتا از زمین را در ذهن دارند.

خوب هرچند که این دخترها و پسرها در ارتباط نزدیکی برای مدت 6 ماه یا بیشتر هستند اما رفتار خوبآنها همیشگی است و آنها تبدیل به دوستانی برای تمام عمر یکدیگر می شوند. این بالا زندگی آنها وابسته به این است که تا چه حدی بتوانند با هم کار کنند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. زمانی که شما چنین ارتباط عاطفی قوی برقرار میسازید ، نخواهید توانست رشته این محبت را در هنگام بازگشت به زمین به سادگی قطع کنید.

اگر درست فکر کنیم ، این داستان به گونهای شبیه به داستان زمین ما است. همه ما به واسطه زندگی برروی تنها سیاره قابل زیست منظومه شمسی به هم متصلیم ... ما جای دیگری برای رفتن نداریم حداقل برای مدتی جای دیگری نداریم که برویم .... خوب اگر ما با هم نباشیم و همه چیز را بزرگ کنیم و اگر زمین خود را به آشوب بکشیم ، خوب حدس بزنید که چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
ما ناچاریم با این واقعیت زندگی کنیم...


اغلب کیهان
نوردان (فضانوردان روسیه کیهاننورد نامیده میشوند) کارآزموده انگلیسی صحبت میکنند و اغلب فضانوردان کهنهکار نیز قادرند به زبان روسی سخن گویند. موضوع جالبی که من مشاهده کردم این بود که گاهی اوقات زمانی که یک کیهاننورد سوالی را به انگلیسی میپرسد فضانورد دیگری به او به زبان روسی پاسخ میدهد. این همان موضوعی است که من آن را احترام متقابل مینامم! اگر تنها تعداد بیشتری از مردم این کار را روی زمین هم انجام میدادند ، مکانی صلحآمیزتر از آنچه هست برای زندگی داشتیم.

من مطمئنم روزهایی بوده است که یکی از این افراد روز بدی را سپری کرده و نمیتوانسته در کنار بقیه بماند، اما می دانم که در چنین شرایطی او این احساس منفی خود را به همکارانش منتقل نکرده است و بقیه نیز شرایط ذهنی او را درک کردهاند و برای او خلوت بیشتری را فراهم آوردهاند . هرچند که اینجا تنها 1500 فوت مربع فضا وجود دارد ( در حدود اندازه یک خانه سه خوابه ) که با چندین تن ابزار پر شده است و هیچ یک از ما 6 نفر جایی برای رفتن نداریم ، اما ما زمان بسیار خوبی را داریم و از این موضوع لذت میبریم ... یا حداقل این احساسی است که من دارم.
 

تا فردا ...
نیرو پشتیبان شما باد...

+ نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت 3 PM  توسط A^2  | 

هرچند سفر انوشه انصاري از لحظه پرتاب تا رسيدن و الحاق به ايستگاه بين‌المللي فضايي (ISS) حدود دو روز به درازا انجاميد (ماجراي سفر به آن بالا)  اما بازگشت وي به زمين تنها حدود 3.5 ساعت طول خواهد كشيد.

امروز، چهارشنبه 27 سپتامبر 2006، مصادف با 5 مهر 1385 مراسم رسمي تغيير فرماندهي از پرسنل اردوي سيزدهم به خدمه اردوي چهاردهم انجام خواهد شد. سپس در روز پنجشنبه 6 مهر 1385 ساعت 20:05 به وقت تهران، مراسم خداحافظي با دو نفر از خدمه اردوي سيزدهم و انوشه انصاري انجام خواهد شد و پس از اينكه اين سه نفر داخل كپسول فضايي سويوز TMA-8 جا گرفتند، دربها بسته شده و همه چيز براي عمليات انفصال آماده خواهد شد. مراسم خداحافظي به طور مستقيم از تلويزيون اينترنتي ناسا پخش خواهد شد.

از خدمه اردوي سيزدهم، توماس ريتر (Thomas Reiter) در ايستگاه بين‌المللي فضايي (ISS) باقي خواهد ماند. بازگشت وي براي ماه دسامبر برنامه‌ريزي شده است. طبق برنامه قرار است سويوز TMA-8 در ساعت 4:40 صبح به وقت تهران از روز جمعه، 7ام مهر 1385 در صحراي قزاقستان فرود آيد. كپسول فضايي سويوز TMA-9 به عنوان وسيله بازگشت خدمه اردوي چهاردهم به كار خواهد رفت.

برنامه زمان‌بندي بازگشت سويوز TMA-8 به شرح زير اعلام شده است:

. عمليات انفصال - 3 ساعت و 23 دقيقه تا نشستن بر زمين  .

فرمان انفصال صادر مي‌شود و در پي آن چنگكها و قلابهايي كه كپسول را به ايستگاه بين‌المللي فضايي متصل كرده است باز مي‌شوند.



. 00:03 پس از انفصال  - 03:20  تا نشستن بر زمين  .

قلابها باز مي‌شوند، كپسول از قسمت الحاق جدا مي‌شود و با سرعت 0.1 متر بر ثانيه از ايستگاه بين‌المللي فضايي دور مي‌شود.



. 00:06 پس از انفصال  -  03:17  تا نشستن بر زمين  .

زماني كه كپسول حدوداً 20 متري از
ISS دور شده است، موتورها براي 15 ثانيه روشن مي‌شوند.



.  02:29  پس از انفصال  -  00:54  تا نشستن بر زمين .

در اين زمان كپسول فضايي سويوز حدود 19 كيلومتر از
ISS دور شده است. موتورها براي 4 دقيقه و 21 ثانيه روشن مي‌شوند تا عمليات تغيير مدار صورت گيرد.



.
  02:
57  پس از انفصال  -  00:26  تا نشستن بر زمين
 .

واحد مداري كه در زمان بازگشت سويوز خالي است جدا مي‌شود و در زمان برخورد با جو زمين به تدريج سوخته و ازبين مي‌رود. واحد سرويس پس از واحد مداري جدا شده و به سرنوشت مشابهي دچار مي‌شود.



.
  03:00
  پس از انفصال  -  00:23  تا نشستن بر زمين
 .

سرانجام ارتفاع واحد بازگشت به 121920 متر، يعني جاييكه جو غليظ شروع مي‌شود، مي‌رسد. در اين حالت تنها 31 دقيقه از آخرين باري كه سويوز با روشن كردن موتورهايش، سرعت خود را كاهش داده است مي‌گذرد.



.
  03:08
  پس از انفصال  -  00:15  تا نشستن بر زمين
 .

فرمان رها‌سازي چترها صادر مي‌شود.  ابتدا دو چتر اوليه باز مي‌شوند كه در پي خود چترهاي ترمزي را باز مي‌كنند. چتر ترمزي سرعت كپسول را از 230 متر بر ثانيه به 80 متر بر ثانيه كاهش مي‌دهد. سپس چتر اصلي باز مي‌شود و سرعت واحد بازگشت را به حدود 7 متر بر ثانيه تنزل مي‌دهد. ابزار كنترلي اين چتر ابتدا به كپسول اجازه مي‌دهد با زاويه 30 درجه فرود آيد تا گرماي بدنه كپسول كاهش پيدا كند و سپس زاويه نزول را به صفر درجه مي‌رساند.



.
  03:23
  پس از انفصال  -  تنها حدود 2 ثانيه قبل از نشستن بر زمين
 .

در حالي كه كپسول حدود 80 سانتيمتر با زمين فاصله دارد، 6 موتور مينياتوري روشن مي‌شوند تا سرعت برخورد را به 1.5 متر بر ثانيه كاهش دهند.


3 ساعت و 23 دقيقه پس از صدور فرمان انفصال، سايوز در ساعت 4:40 صبح روز جمعه 7 مهر 1385 در جايي واقع در شمال شرقي پايگاه فضايي بايكنور، در محدوده‌اي به قطر 30 كيلومتر بر زمين خواهد نشست.
همه ما بي‌صبرانه منتظر آن صبح باشكوه خواهيم بود تا شاهد قدم گذاشتن انوشه انصاري بر زمين باشيم.

"دانش فضايي" اميدوار است فرودي نرم و آرام در انتظار ايران‌دخت شجاع ما باشد.


محل فرود كپسول فضايي سويوز جايي در شمال شرقي پايگاه فضايي بايكنور خواهد بود.

+ نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت 3 PM  توسط A^2  | 

سرانجام سفر 10 روزه انوشه انصاری پایان پذیرفت و مسافر شجاع ما به خانه بازگشت.امروز (جمعه 7 مهر 1385) صبح ساعت 1:17 بامداد طبق قرار قبلی (برنامه زمان‌بندي بازگشت انوشه انصاري به زمين ) کپسول فضایی سویوزTMA-8 که حامل سه سرنشین، انوشه انصاری، پاول وینوگرادف و جف ویلیامز بود از ایستگاه بینالمللی فضایی جدا شد و ساعاتی بعد با موفقیت در استپهای شمالی قزاقستان جایی نزدیک شهر آرکالیک به زمین نشست.


انوشه انصاری در مراسم خداحافظی که مستقیماً از تلویزیون اینترنتی ناسا پخش می
شد با خدمه اردوی 14 خداحافظی کرد.

 


خدمه اردوی سیزدهم به همراه انوشه انصاری با خدمه اردوی چهاردهم خداحافظی میکنند.در زمین چند بار دیدهاید که انسانهایی از ملل مختلف چنین صمیمانه یکدیگر را در آغوش کشند.




انوشه انصاری در داخل کپسول فضایی سویوز و در حالی که لباس فضایی سوخول به تن دارد.
 



در این تصویر شاهد جدا شدن کپسول فضایی سویوز از ایستگاه بین
المللی فضایی میباشید.




کپسول فضایی سویوز TMA-8 دقایقی قبل از به زمین نشستن. انوشه انصاری، پاول وینوگرادف و جف ویلیامز سرنشینان این سفینه هستند.


 


کپسول فضایی سویوز TMA-8 حامل انوشه انصاری, کیهان
نورد روسی پاول وینوگرادف و فضانورد آمریکایی جف ویلیامز تحت اثر مقاومت آیرودینامیکی چتر متصل به آن، آرام آرام فرود میآید.


 


واحد بازگشت کپسول فضایی سویوز TMA-8 جمعه 7 مهر 1385، ساعت 4:40 به وقت تهران به سلامت بر زمین نشست.


 


انوشه انصاری، نخستین بانوی فضاگرد جهان پس از فرود توسط همسرش حمید مورد استقبال قرار گرفته است.

 


انوشه انصاری لحظاتی پس از فرود موفق کپسول فضایی سویوزTMA-8 و خروج از آن توسط پرسنل زمینی به مکان در نظر گرفته شده حمل می
شود.

 


انوشه انصاری لحظاتی پس از فرود در استپهای شمالی قزاقستان و در نزدیکی کپسول فضایی سویوز TMA-8 استراحت می
کند.

 


انوشه انصاری در خانه. به راستی چه زیباست اگر همه بدانیم این زمین است که خانه یکتای ماست.

 


سرنشینان کپسول فضایی سویوز TMA-8 دقایقی پس از بازگشت به زمین. به ترتیب از چپ به راست عبارتند از انوشه انصاری، نخستین بانوی فضاگرد جهان، پاول وینوگرادف کیهان
نورد روسی و جف ویلیامز فضانورد آمریکایی

+ نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت 3 PM  توسط A^2  | 


آرايه جديد خورشيدي كه توسط شاتل فضايي آتلانتيس به ISS آورده شده است .
آرايه جديد خورشيدي كه توسط شاتل فضايي آتلانتيس بهISS آورده شده است .
به مكانيزم جالب باز شدن آرايه توجه فرماييد
 

ايران آنجنانكه انوشه از فضا مي‌بيند.
ايران آنجنانكه انوشه از فضا مي‌بيند.
راستش را بخواهيد من نتوانستم تشخيص دهم كجاي ايران است!!!
 

ببينيد سيب من نمي‌افتد!!!
ببينيد سيب من نمي‌افتد!!!
كشفيات انوشه در ايستگاه بين‌المللي فضايي تمامي ندارد
 

جهاني كه انوشه از اتاق خوابش مي‌بيند
جهاني كه انوشه از اتاق خوابش مي‌بيند
 

جف ويليامز از اردوي سيزدهم (سمت چپ) و مايكل لوپز آلگريا از اردوي چهاردهم (سمت راست)
جف ويليامز از اردوي سيزدهم (سمت چپ) و مايكل لوپز آلگريا از اردوي چهاردهم (سمت راست)
مشغول گفتگو با زمين. انوشه انصاري در ميان آن دو و در پشت سر ديده مي‌شود.

+ نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت 3 PM  توسط A^2  |