پرفسور ریکتر در دانشگاه شریف: شما بسیار تاثیرگذار هستید
عکس از:واشنگتن پست
او كه به عشق مادري کردن براي فيزيک ايران، هيچگاه طعم مادر شدن را نچشيده، در روزهاي تنهايي خود در اتاق كوچكش در سراي سالمندان توحيد تهران از دانشجويانش به عنوان بچههايش ياد ميكند، فرزنداني كه شايد آن قدر فراموشكار بودهاند كه سالهاست، نگاه مهربان مادر را كه بر در اتاقش دوخته شده پاسخ نميدهند.
همزمان با روز مادر به ديدار مادر نجوم ايران رفتيم تا از خاطرات و شور و شوق جواني و دلتنگيهاي روزهاي پيرياش بشنويم. اما كهولت سن و بيماري، گفتن از گذشته را براي او بسيار دشوار ساخته بود و به جاي او ما برايش از جاودانگي عشق مادر سخن گفتيم. عشقي كه نه فقط فرزند، كه همه آدميان را از وسعت خود سيراب مي كند؛ و او هم شنيد و با لبخندهايي گرم، پاسخمان داد.

آلينوش طريان كه در سال 1299 در خانواده اي ارمني به دنيا آمد، پس از طي تحصيلات مقدماتي به دانشگاه تهران رفت و در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيک ازدانشکده علوم دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد.
وي درمهرماه همان سال به سمت کارمند آزمايشگاه فيزيک دانشکده علوم استخدام شد و يک سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشکده علوم منصوب شد. طريان مدتي بعد با هزينه شخصي به بخش فيزيک اتمسفر دانشگاه پاريس رفت و دانشنامه دکتري دولتياش را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي (1335 شمسي) دريافت کرد.

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد خانه فيزيک خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد كه وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت چهار ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.
دكتر طريان سه سال بعد درتاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا کرد و بدين ترتيب او اولين فيزيکدان زن است که در ايران به مقام استادي رسيد.
وي در آبان ماه سال 45 به عضويت کميته ژئوفيزيک دانشگاه تهران درآمد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمدهاي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

دكتر طريان در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

مادر روزت مبارک!!
برگرفته از آسمان پارس


بز گرفته از http://news.hrcglobal.net/modules/news/article.php?storyid=107
| MEDIA ADVISORY: M07-085 |
- end -
آرامگاه 5 کیهان نورد در دیوار کرملین قرار دارد که مهمترین محل دفن یک فرد در شوروی سابق بود و فقط به قهرمانان درجه اول تعلق داشت. فضانوردانی که در دیوار کرملین دفن شدهاند عبارتند از : یوری گاگارین ، ولادیمیر کمارف ، ویکتور پاتسایف ، گئورگی دابروسکی و ولادیسلاو ولکف. در بین این گروه فقط یوری گاگارین در حین یک تمرین قبل از سفر فضایی ضمن پرواز هواپیما کشته شد و به لحاظ اهمیت جهانی و ملی ، خاکسترش در دیوار کرملین دفن گردید. چهار کیهان نورد دیگر ، حین بازگشت به زمین کشته شدند.
متولد 1934. وی نخستین فضانورد جهان بود و در سال 1961 سفر تاریخی خود را به انجام رساند. پس از اولین پرواز ، گاگارین مدتی به سفرهای تبلیغاتی پرداخت و بعد به عنوان عضو علی البدل پرواز سایوز 1 برگزیده شد. وی در سال 1968 حین یک تمرین هوایی کشته شد. در مورد مرگ وی شایعات بسیاری وجود دارد که علیرغم گذشت سالها هنوز پایان نیافته است. عده زیادی معتقدند که او قربانی یک توطئه شده است. اطلاعاتی که به تازگی از دفتر خاطرات ژنرال کامانین (مسئول نظامی تحقیقات فضایی و گروه کیهان نوردان شوروی در آن زمان) منتشر شده نشان میدهد ، گاگارین روحیه ماجرا جویی و خطر آفرینی زیادی داشت و برخلاف تبلیغات سابق که وی را فردی آرام و نرم اعلام میکرد.
او از کارهای هیجان انگیز که دیگران را به وحشت بیندازد خوشش میآمد و بارها به وی در این مورد تذکر داده شده بود اما او توجهی به تذکرات نمیداد و احتمال اینکه حادثه مرگش به علت یکی از این بی احتیاطیها باشد وجود دارد. به هر حال آنچه از مطالب منتشره جدید بدست آمده نشان میدهد که چیزی از گاگارین و همراهش پس از سقوط هواپیما باقی نماند و مراسم به خاکسپاری خاکستر وی در دیوار کرملین یک کار تشریفاتی بود و فقط مقداری از خاکستر بجا مانده از هواپیما که احتمالا محل صندلی گاگارین بوده در دیوار قرار داده شد. مرگ گاگارین در 27 مارس 1978 اتفاق افتاد.
وی در سال 1927 به دنیا آمد و در اولین گروه کیهان نوردان شوروی در سال 1960 پذیرفته شد. نخستین ماموریت وی ، شرکت در پرواز تاریخی وسخد-1 به عنوان فرمانده پرواز بود که به همراه دو کیهان نورد دیگر انجام گرفت و در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد. طبق اطلاعات منتشره از سوی ناسا (سازمان فضانوردی آمریکا) ، این کشور قرار بود تا چندی بعد نخستین سفینه دو نفره خود به نام جمینی را به فضا بفرستد. مسئولین سیاسی شوروی به دانشمندان فشار آوردند تا قبل از آمریکاییها وارد عمل شوند. آنها توانستند با ایجاد تغییراتی در سفینههای یک نفره نوع وستک و حذف لباس فضایی کیهان نوردان ، ناو یک نفره را تبدیل به سفینه سه نفره کنند و کمارف به همراه دو تن دیگر با آن راهی مدار زمین شدند.
به این ترتیب شوروی توانست قبل از آمریکا یک سفینه چند نفره را به فضا بفرستند. اما کمارف در سفر دوم ناموفق بود و چتر نجات سفینهاش پس از ورود به جو باز نشد و سایوز-1 سقوط کرد، ضمن آنکه کاملا درهم شکسته شد آتش گرفت و تا زمانی که گروههای نجات به محل فرود رسیدند چیزی جز چند کیلو آهن پاره باقی نمانده بود. فیلمهایی که به تازگی و سالها پس از این حادثه منتشر شده نشان میدهد که حتی بخشی از آهن پارهها در زمین فرو رفته است. به همین دلیل جسدی از کمارف بدست نیامد و مقداری از خاکستر باقیمانده در محل فرود ، به عنوان خاکستر وی برداشته و طی مراسم رسمی در دیوار کرملین جای گرفت. سقوط سایوز-1 و کشته شدن کمارف در 24 آوریل 1967 اتفاق افتاد.
این سه تن ، سرنشینان سایوز-11 بودند که سفینه شان به ایستگاه مداری سالیوت-1 متصل شد و در حقیقت نخستین افرادی هستند که در یک ایستگاه فضایی اقامت داشتند. آنها رکورد اقامت فضایی را از 18 به 24 شبانه روز ارتقاء دادند. پس از پایان مأموریت روز 30 ژوئن 1971 و ضمن بازگشت به زمین بروز یک نقص فنی در سیستم آب بندی سفینه باعث خروج هوای داخل و کشته شدن هرسه کیهان نورد شد. الکسی لئونف فضانورد با سابقه روسیه طی مصاحبهای چندی پیش افشا کرد پس از آنکه فضانوردان متوجه قضیه شدند ویکتور پاتسایف سعی کرد روزنه را با انگشتش ببندد اما نتوانست.
از آنجایی که در جریان برخورد سفینه به اقشار فشرده جو ارتباط ناو کیهانی با زمین بطور طبیعی قطع میشود، هیچکدام از افراد گروه نجات و مرکز کنترل پرواز از این حادثه با خبر نبودند. وقتی سفینه به زمین بازگشت و گروه نجات مشتاقانه به دیدار کیهان نوردان رفتند با اجساد آنها روبرو شدند. الکسی لئونف میگوید بدن آنها هنوز گرم بود و ما خیلی سعی کردیم با تنفس مصنوعی و یا شوکهای قلبی جان را به آنها بازگرداینم اما موفق نشدیم.
گئورگی دابرولسکی متولد 1928 ، ویکتور پاتسایف و ولادیسلاو ولکف متولدین 1935 بودند. اجساد آنها طی مراسم رسمی تشییع شد و بخشی از خاکستر آنها در دیوار کرملین قرار گرفت. این افراد تنها فضانوردانی هستند که در کرملین به اصطلاح به خاک سپرده شدهاند. البته در این دیوار ، آرامگاه سرگئی کارالیف پدر کیهان نوردی شوروی نیز به چشم میخورد.
|
| |
اینجا روی عرشه ایستگاه بینالمللی فضایی ، روزها ساعت 4 بامداد به وقت گرینویچ آغاز میشود و ساعت 7:30 عصر به وقت جهانی پایان مییاید. ساعت 7:30 عصر را باید نوعی زمان خاموشی فرض کرد! اما این زمان همان هنگامی است که همه فرصت پیدا میکنند تا استراحت نمایند و کمی صحبت کنند یا به بعضی از اعضا فامیل خود تلفن بزنند و یا فقط از پنجره بیرون را نگاه کنند و از مناظر پیش چشمانشان شگفت زده شوند ...
این موضوع احساسی مطبوعی از آرامش را به همراه دارد. همانطور که ممکن است شما هم بدانید ایستگاه هر 90 دقیقه یک بار مدار خود را به دور زمین تکمیل می کند، بنابراین زمانی که از شب صحبت می کنم گمان نکنید این شب همانند زمین با تاریک شدن بیرون همراه است . خورشید در طول هر دور مداری ما طلوع و غروب می کند و شما می توانید در هر شبانه روز زمینی 32 بار طلوع و غروب زیبای خورشید را تماشا کنید.
در طول روز هر یک از اعضا خدمه به شدت درگیر انجام ماموریتهایی هستند که از سوی مرکز کنترل ماموریت در مسکو و هیوستون به آنها ابلاغ میشود. برنامه روزانه به همراه دستورالعملهای تخصصی مورد نیاز فعالیتها برای خدمه فرستاده میشود. صبحها یک جلسه مکالمه همکاران برای بررسی و اطمینان از مرتب بودن همه موارد تشکیل میشود و جلسه دیگری هم در پایان روز برای بررسی اینکه چه فرایندهایی در طول روز به انجام رسیده و همینطور برای روز بعد چه کارهایی باید انجام شود. حتی تعطیلات آخر هفته هم این بالا واقعا معنی تعطیلات نمیدهد شاید حجم کارها اندکی کمتر باشد اما باز هم دستوراتی هست که باید انجام شود و برخی از سیستمها باید تعمیر شده و برنامه های آموزشی کامل شود.
حدود ساعت 6:30 عصر همه اعضا دور میزی (شبیه به میز واگنهای قطار) که در بخش روسی مدول خدمات (Service Module) نصب شده است جمع میشوند. ما چند قوطی کنسور را گرم میکنیم و برخی از غداهای خشکی را که همراه داریم به شیوه مخصوص خود با اضافه کردن آب (هیدراته کردن) آماده مصرف مینماییم. ( غذاهایی مانند سوپ ، سیب زمینی له شده ، سبزیجات) و در این هنگام است که همه، داستانهای فضایی خود را تعریف میکنند و صدای خنده ما بلند میشود. (جزئياتي از زندگي در فضا)
خدمهای که مدتی طولانی در ایستگاه هستند درباره استفاده از امکانات موجود خود به طور جذابی خلاق میشوند . بعد از 6 ماه استفاده از تنها 15 نوع غذای پایهای، میشود کمی تغییرات ایجاد کرد. بدین ترتیب عذاهای جدید با اضافه کردن بعضی چیزها یا ترکیب غذاهای مختلف با هم به دست میآیند. گاه گاهی این افراد بستههایی را به همراه محمولههایی که شاتلها یا سفینههای پروگرس به مدار میآورند دریافت میکنند. این بستهها شامل برخی از خوردنیهای تازه هم هست. شما هم میتوانید تصور کنید خوردن یک سیب تازه بعد از ماهها خوردن غذای کنسروی چه مزهای دارد.
سفر به فضا برای اقامتی کوتاه یک چیز است و اقامت در آن برای حدود نصف سال چیز دیگری... شما از خانواده و دوستانتان بسیار دور هستید و به جز ایمیل و گفتگوهای کوتاه تلفنی، هیچ شانسی برای صحبت با افراد دیگر ندارید. هماکنون تنها 3 فضانورد و کیهاننورد برای اقامتهای طولانی روی عرشه ایستگاه حضور دارند اما کشورهای شریک ایستگاه در نظر دارند به زودی این تعداد را به 6 نفر افزایش دهند.
من فکر کنم از بین شما کسانی که دانشجو هستند و باید در خوابگاههای شبانهروزی اقامت کنند احساس تشابهی با این افراد کنند. البته فرق بزرگی وجودی دارد ... زمانی که شما از دست هماتاقیتان ناراحت یا خسته میشوید اتاق را ترک میکنید و مدتی قدم میزنید یا با شخص دیگری حرف میزنید یا جای دیگری میخوابید. در اینجا اگر شما هم اتاقیتان را دوست نداشته باشید ، جایی برای رفتن وجود ندارد. نزدیکترین شانس شما برای رفتن به خانه 6 ماه بعد فرا میرسد و بنابراین بهتر است در روابط شخصی خود تجدید نظر کنید.
اما این نکته را هم باید بگویم که تا چه حد از دیدن اینکه فضانوردان و کیهاننوردان چه انسانهای شگفتی هستند، متحیر شدهام. من نمیدانمآنها چطور انتخاب میشوند.شاید همه آنها مانند من از سیاره کی – پکس (K-PAX) آمده باشند. ( متاسفم اگر شما این فیلم را ندیده باشید شاید متوجه منظور من نشوید) اما آنها واقعا باهوش ، خوشقلب و شخصیتهای مهربانی هستند. همه افرادی که من در شهر ستارگان و اینجا ملاقات کردهام را میتوانم نوعی ابر بشر بنامم. من صادقانه فکر میکنم باید کاری کنیم فضانوردان وارد انتخابات ریاست جمهوری شوند ... آنها رهبران بزرگی هستند که چشماندازی استثنایی و یکتا از زمین را در ذهن دارند.
خوب هرچند که این دخترها و پسرها در ارتباط نزدیکی برای مدت 6 ماه یا بیشتر هستند اما رفتار خوبآنها همیشگی است و آنها تبدیل به دوستانی برای تمام عمر یکدیگر می شوند. این بالا زندگی آنها وابسته به این است که تا چه حدی بتوانند با هم کار کنند و با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. زمانی که شما چنین ارتباط عاطفی قوی برقرار میسازید ، نخواهید توانست رشته این محبت را در هنگام بازگشت به زمین به سادگی قطع کنید.
اگر درست فکر کنیم ، این داستان به گونهای شبیه به داستان زمین ما است. همه ما به واسطه زندگی برروی تنها سیاره قابل زیست منظومه شمسی به هم متصلیم ... ما جای دیگری برای رفتن نداریم حداقل برای مدتی جای دیگری نداریم که برویم .... خوب اگر ما با هم نباشیم و همه چیز را بزرگ کنیم و اگر زمین خود را به آشوب بکشیم ، خوب حدس بزنید که چه اتفاقی خواهد افتاد ؟
ما ناچاریم با این واقعیت زندگی کنیم...
اغلب کیهاننوردان (فضانوردان روسیه کیهاننورد نامیده میشوند) کارآزموده انگلیسی صحبت میکنند و اغلب فضانوردان کهنهکار نیز قادرند به زبان روسی سخن گویند. موضوع جالبی که من مشاهده کردم این بود که گاهی اوقات زمانی که یک کیهاننورد سوالی را به انگلیسی میپرسد فضانورد دیگری به او به زبان روسی پاسخ میدهد. این همان موضوعی است که من آن را احترام متقابل مینامم! اگر تنها تعداد بیشتری از مردم این کار را روی زمین هم انجام میدادند ، مکانی صلحآمیزتر از آنچه هست برای زندگی داشتیم.
من مطمئنم روزهایی بوده است که یکی از این افراد روز بدی را سپری کرده و نمیتوانسته در کنار بقیه بماند، اما می دانم که در چنین شرایطی او این احساس منفی خود را به همکارانش منتقل نکرده است و بقیه نیز شرایط ذهنی او را درک کردهاند و برای او خلوت بیشتری را فراهم آوردهاند . هرچند که اینجا تنها 1500 فوت مربع فضا وجود دارد ( در حدود اندازه یک خانه سه خوابه ) که با چندین تن ابزار پر شده است و هیچ یک از ما 6 نفر جایی برای رفتن نداریم ، اما ما زمان بسیار خوبی را داریم و از این موضوع لذت میبریم ... یا حداقل این احساسی است که من دارم.
تا فردا ...
نیرو پشتیبان شما باد...
هرچند سفر انوشه انصاري از لحظه پرتاب تا رسيدن و الحاق به ايستگاه بينالمللي فضايي (ISS) حدود دو روز به درازا انجاميد (ماجراي سفر به آن بالا) اما بازگشت وي به زمين تنها حدود 3.5 ساعت طول خواهد كشيد.
امروز، چهارشنبه 27 سپتامبر 2006، مصادف با 5 مهر 1385 مراسم رسمي تغيير فرماندهي از پرسنل اردوي سيزدهم به خدمه اردوي چهاردهم انجام خواهد شد. سپس در روز پنجشنبه 6 مهر 1385 ساعت 20:05 به وقت تهران، مراسم خداحافظي با دو نفر از خدمه اردوي سيزدهم و انوشه انصاري انجام خواهد شد و پس از اينكه اين سه نفر داخل كپسول فضايي سويوز TMA-8 جا گرفتند، دربها بسته شده و همه چيز براي عمليات انفصال آماده خواهد شد. مراسم خداحافظي به طور مستقيم از تلويزيون اينترنتي ناسا پخش خواهد شد.
از خدمه اردوي سيزدهم، توماس ريتر (Thomas Reiter) در ايستگاه بينالمللي فضايي (ISS) باقي خواهد ماند. بازگشت وي براي ماه دسامبر برنامهريزي شده است. طبق برنامه قرار است سويوز TMA-8 در ساعت 4:40 صبح به وقت تهران از روز جمعه، 7ام مهر 1385 در صحراي قزاقستان فرود آيد. كپسول فضايي سويوز TMA-9 به عنوان وسيله بازگشت خدمه اردوي چهاردهم به كار خواهد رفت.
برنامه زمانبندي بازگشت سويوز TMA-8 به شرح زير اعلام شده است:
|
. عمليات انفصال - 3 ساعت و 23 دقيقه تا نشستن بر زمين .
|
3 ساعت و 23 دقيقه پس از صدور فرمان انفصال، سايوز در ساعت 4:40 صبح روز جمعه 7 مهر 1385 در جايي واقع در شمال شرقي پايگاه فضايي بايكنور، در محدودهاي به قطر 30 كيلومتر بر زمين خواهد نشست.
همه ما بيصبرانه منتظر آن صبح باشكوه خواهيم بود تا شاهد قدم گذاشتن انوشه انصاري بر زمين باشيم.
"دانش فضايي" اميدوار است فرودي نرم و آرام در انتظار ايراندخت شجاع ما باشد.

محل فرود كپسول فضايي سويوز جايي در شمال شرقي پايگاه فضايي بايكنور خواهد بود.
سرانجام سفر 10 روزه انوشه انصاری پایان پذیرفت و مسافر شجاع ما به خانه بازگشت.امروز (جمعه 7 مهر 1385) صبح ساعت 1:17 بامداد طبق قرار قبلی (برنامه زمانبندي بازگشت انوشه انصاري به زمين ) کپسول فضایی سویوزTMA-8 که حامل سه سرنشین، انوشه انصاری، پاول وینوگرادف و جف ویلیامز بود از ایستگاه بینالمللی فضایی جدا شد و ساعاتی بعد با موفقیت در استپهای شمالی قزاقستان جایی نزدیک شهر آرکالیک به زمین نشست.
|
|

آرايه جديد خورشيدي كه توسط شاتل فضايي آتلانتيس بهISS آورده شده است .
به مكانيزم جالب باز شدن آرايه توجه فرماييد

ايران آنجنانكه انوشه از فضا ميبيند.
راستش را بخواهيد من نتوانستم تشخيص دهم كجاي ايران است!!!

ببينيد سيب من نميافتد!!!
كشفيات انوشه در ايستگاه بينالمللي فضايي تمامي ندارد

جهاني كه انوشه از اتاق خوابش ميبيند

جف ويليامز از اردوي سيزدهم (سمت چپ) و مايكل لوپز آلگريا از اردوي چهاردهم (سمت راست)
مشغول گفتگو با زمين. انوشه انصاري در ميان آن دو و در پشت سر ديده ميشود.