مقياسها در آسمان
افراد مبتدي اغلب براي توصيف فواصل در اسمان دچار مشكل ميشوند. شما هم ممكن است در گفتگويي مانند اين گفتگو گرفتار شده باشيد:مختصات در آسمان
آسمان شب از زمين، مانند گنبد عظيمي بهنظر ميآيد كه ستارهها بهسطح داخلي آن چسبيدهاند. اگر زمين زيرِ پاي ما ناپديد ميشد، آنگاه ميتوانستيم ستارگان را در هر سوي خودمان ببينيم (و احساس هيجانانگيز معلق بودن در مركز يك كره پهناور و پُرستاره را تجربه كنيم).
ستارهشناسان موقعيت ستارهها را بهوسيله موضعي كه آنها روی كره آسمان دارند، تعيين ميكنند. زمين را درحالي كه در مركز كره آسمان معلق است، مجسم كنيد و مدارهای طول و عرض جغرافيايی را روی آن تصور كنيد، آنها را بهسمت خارج باد كنيد تا روي سطح داخلي كره آسمان قرار بگيرند. حالا اين مدارها صفحه مختصاتي را روی آسمان فراهم آوردهاند كه موقعيت هر ستارهای را مشخص ميكند. همانگونه كه طول و عرض جغرافيايي موقعيت هر نقطه روی زمين را مشخص ميكنند. در آسمان، عرض جغرافيايي، «ميل» و طول جغرافيايي، «بُعد» ناميده ميشود. اينها مختصات استاندارد آسمان هستند.
ميل بهدرجه، دقيقه قوس و ثانيه قوس شمالي (+) و يا جنوبي (-) از استواي سماوی، تقسيم ميشود. بُعد با درجه تقسيمبندی نشده است، بلكه بهساعتها (h)، دقيقهها (m) و ثانيههای زمانی (s)، از ۰ تا ۲۴ ساعت تقسيم ميشود.
ستارهشناسان اين تنظيم را سالها پيش وضع كردند، زيرا زمين هر دور كامل بهدور خودش را در حدود ۲۴ ساعت كامل ميكند. بنابراين كره آسمان، با صفحه مختصات ثابتی كه روی آن قرار دارد، بهنظر ميآيد كه تقريباً هر ۲۴ ساعت يك دور كامل را ميپيمايد.
ولي تغييرات كوچكي هم وجود دارند. مختصات سماوي يك ستاره بعد از گذشت سالها، بتدريج تغيير ميكند كه اين تغييرات از تغيير جهت آهسته محور زمين در فضا كه حركت تقويمي نام دارد، ناشی ميشود. زماني كه بُعد و مِيل در كتابها و اطلسها داده ميشوند، شما اغلب تاريخ سالي مانند ۲۰۰۰.۰. را ضميمه آنها مشاهده ميكنيد (لفظ ۰.. بهمعنای زمان آغاز سال است: نيمه شب اول ژانويه). اين تاريخ زماني است كه تا آن هنگام، مختصات داده شده صحيح هستند. براي بيشتر اهداف آماتوري، اين ميزان تصحيح، چون خيلي ناچيز است، زياد مهم نيست.
درخشندگی
درخشندگی يك ستاره (يا هر چيز ديگري در آسمان) قدر ناميده ميشود. شما با اين اصطلاح زياد مواجه خواهيد شد. روش قدرسنجي حدود ۲۱۰۰ سال پيش آغاز شد، يعنی زمانی كه ستارهشناس يوناني، ابرخُس، ستارهها را بهردههای درخشندگی تقسيم كرد و پُرنورترين ستارهها را «قدر اول» ناميد كه بهسادگي، «بزرگترين» معني ميدهد. ستارههايی را كه كمی كمنورتر بودند، «قدر دوم» ناميد، يعني دومين مرتبه بزرگی و بههمين ترتيب تا كمنورترين ستارههايي كه ميتوانست ببيند و آنها را قدر ششم ناميد.
با اختراع تلسكوپ، رصدگران ميتوانستند ستارههای حتی كمنورتر را هم ببينند. بهاينگونه قدرهاي ۷، ۸، و ۹ هم اضافه شدند. امروز دوربينهاي دوچشمي ميتوانند ستارههايي از قدر ۹ و تلسكوپهای ۶ اينچ آماتوري قدرهاي ۱۲ و ۱۳ را هم نشان دهند. تلسكوپ فضايي هابل ستارگانی از قدر ۳۰ را هم ديده كه تقريباً ۱۰ ميليارد بار كمنورتر از كمنورترين ستارههايی هستند كه با چشم غيرمسلح قابل مشاهدهاند.
در سوی ديگر اين مقياس، بهنظر ميآيد كه بعضی از ستارههای قدر اول ابرخس، بسيار پُرنورتر از بقيه هستند. براي اصلاح اين موضوع، اين مقياس حالا اعداد منفي را هم دربر ميگيرد. وِگا (Vega) از قدر صفر و شباهنگ، پُرنورترين ستاره آسمان از قدر ۴/۱– ميدرخشند. زهره حتي از اين هم درخشانتر است و معمولاً از قدر ۴- ميدرخشد. ماه كامل هم از قدر ۱۳- و خورشيد هم از قدر ۲۷- ميدرخشد.
فواصل
زمين در هر سال يكبار بهدور خورشيد ميگردد و فاصلهاش از خورشيد بهطور ميانگين ۱۵۰ ميليون كيلومتر يا ۹۳ ميليون مايل است. اين فاصله يك واحدنجومي ناميده ميشود كه يك واحد سودمند و قابل استفاده براي اندازهگيری فواصل در منظومه شمسي است.
ميدانيد اولين بار، نظريهای دربارهی تلسكوپ را چه كسي مطرح کرد؟ ممكن است بگوييد:«خوب معلوم است گاليله». اما اين طور نيست. طبق تاريخ علم غرب گاليله نخستين فردی بود كه يك تلسكوپ را طراحي كرد، ساخت و از آن براي رصد ستارگان استفاده كرد. در تاريخ علم افراد بسياري دربارهي نور صحبت كردهاند؛ مانند فيلسوفهای يونان كه دربارهی نور و ماهيت آن در كتابهاي خود نظريههای گوناگونی را آوردهاند.
تا قرن هفتم ميلادي باور عمومی اين بود كه نور از چشم موجودات زنده ساطع ميشود و همين، دليل ديدن اشياء است. اما در قرن هفتم نخستين فردی كه در كلاسهاي درس خود اين عقيده را نفي كرد و نور را با مفهومی كه امروز آن را ميشناسيم تشريح كرد، امام جعفر صادق(ع) بود. ايشان در كلاسهاي خود بحثهاي بسياري را دربارهی نور مطرح ساختند كه از آن موارد، نظريهی ايشان دربارهی جمعآوري نور است. ايشان گفتهاند: « نور از طرف اشياء به سوي چشم ما ميآيد و از آن نور كه از طرف هر شيئي به سوي چشم ما ميآيد فقط قسمتي به چشم ما ميرسد. به همين جهت ما اشياء دور را به خوبي نميبينيم. اگر تمام نوري كه از يك شيء دور ميآيد به چشم ما برسد، ما شيء دور را نزديك خواهيم ديد. پس اگر بتوان وسيلهای ساخت كه تمام نور يك شيء دور را به چشم ما بتاباند، در صحرا شتري را كه در فاصلهی سه هزار ذرع ميچرد، در فاصلهی شصت ذرعي خواهيم ديد». (از كتاب مغز متفكر جهان شيعه، ترجمهی ذبيح الله منصوري)
به اين ترتيب پيشتر از گاليله، نظريهای دربارهی تلسكوپ، يعني وسيلهاي براي جمع آوري نور طرح شده بود. (اگر علاقهمند هستيد ميتوانيد با مراجعه به كتاب « رسالت النور» جابر- از شاگردان امام - با ابعاد مختلف درسهاي ايشان دربارهی نور آشنا شويد.)
تا نيمهی دوم قرن هفدهم ميلادي منجمها از « تلسكوپهاي شكستي» استفاده ميكردند كه البته خطاهايي داشت. اما دانشمندها دريافتند كه اگر در ساخت تلسكوپ از آينهی مقعر به جاي عدسي اصلي استفاده كنند، مشكل حل ميشود و ميتوانند تلسكوپهاي بزرگتري بسازند. آن ها متوجه شدند كه اگر شعاع انحناي آينه را زياد كنند، تا انحناي آينه (تقعر) بخشي از يك سهمي را خواهند داشت و ميتوانند بخش زيادي از كج نماييهاي نوري را كاهش دهند. «جيمز گريگوري» در سال 1663م. براي نخستين بار مجموعهای را بر همين پايه طراحي كرد اما نتوانست با آن رصدي انجام دهد، پنج سال بعد، « ايزاک آسيموف» اولين تلسكوپ انعكاسي را طراحي کرد. طرح تلسكوپ نيوتني با تلسكوپ گريگوري متفاوت و نسبتاً سادهتر بود. اين آغاز دوره جديدي در کشفهای فضايي بود هرچند، کمی بعد از نيوتن، طرحهايي با مزاياي بيشتر و توسط افرادي چون «كاسگرين» مطرح شد، اما سادگي طرح نيوتن، باعث ادامهی ساخت تلسكوپ نيوتني، مخصوصاً بين منجمان آماتور، شد.
داستان تلسكوپ نيوتن از اين قرار بود: وي پس از طرح گريگوري با خودش فكر كرد كه ميتواند اين كار را با روش بهتري انجام دهد، پس تمام وسايل ضروري را تهيه کرد و مصمم شدا تلسكوپ خودش را بسازد. او به جاي آينه، از يك فلز صاف و صيقلي شده ( كه آلياژ مخصوصي از تركيب مس و قلع با كمي آرسنيك بود) استفاده كرد، زيرا در آن زمان هنوز روش ساختن آينهی مقعر با نقره اندود كردن يك طرف شيشه ابداع نشده بود. نيوتن ظرف مخصوصي تهيه کرد و فلزها را در آن ذوب كرد و چون گاز سمي توليد ميكرد تا آن جا كه ميتوانست آن را از محل كارش دور قرار داد. سپس فلز را در قالب ريخت. بعد آن را جلا و صيقل داد تا اين كه توانست يک آينهي بسيار خوب بسازد. آن را داخل لولهي پنج اينچي قرار داد و در كانون آينهی اصلي، آينهي تخت كوچكي قرار داد كه نور جمع شده از آينهي اصلي را به طرف سوراخي روي بدنهي لوله، منعكس ميكرد. در آن جا هم يك عدسي شيئي، تصوير را بزرگ ميكرد. پس از آزمايش اين تلسكوپ وی دريافت كه به موفقيت بزرگي رسيده است. براي همين نمونهی بزرگتري از آن را براي انجمن سلطنتي انگلستان ساخت. به همين دليل، طرح او در مدت كوتاهي فراگير شد. (برگرفته از «کتاب پيشگامان دانش اخترنشاني» اثر «سوليوان».)
تلسکوپ هاي نيوتني به دليل ساختار سادهتري که نسبت به تلسکوپ هاي ديگر دارند بيشتر مورد توجه آماتورها هستند. اگر خودتان يک تلسكوپ نيوتني را با تلسکوپهاي ديگر مانند تلسکوپهای شکستی يا کاسگرين، مقايسه کنيد متوجه تفاوت در راحتي ساخت آن خواهيد شد.
امّا غير از اين دو نوع تلسكوپ، گونهی ديگري از تلسكوپها را میشناسيم که به آنها تلسكوپهاي راديويي میگوييم. اساس كار اين تلسكوپها،جمعآوري امواج راديويي و تقويت آنهاست. اين تلسکوپها هم مانند تلسکوپهاي اپتيکي جديد و بزرگ امروزي که از نمونههاي اوليهی گاليله، نيوتن تکامل يافتهترند، نوع تکامل يافتهتر اولين تلسکوپ راديويي سادهاي هستند که در سال 1932م. توسط «کارل يانسکي» (50 – 1905 م.) طراحي شده بود. يانسکي، وقتی که در شرکت تلفن بل به عنوان مهندس کار میکرد به طور تصادفي امواج راديويي کيهاني را کشف کرد.
کمپاني بل از او خواسته بود پارازيتهاي جوي عجيبي را که در ارتباطهای راديويي وارد ميشوند، شناسايي کند. يانسکي با سيم، ابزاري شبيه به چرخ و فلک ساخت و به کمک آن توانست جهت آمدن اين پارازيتهاي عجيب را کشف کند. او ميدانست که پارازيتهاي ناشي از رعد و برق و توفان هميشه به صورت « ترق و تروق» شنيده ميشوند، ولي علاوه بر آنها، پيوسته صداي ضعيفی مثل« خش خش» نيز به گوش ميرسيد. يانسكي با پيگيري منشأ اين صداها، امواج راديويي كيهاني را كشف كرد و اولين تلسكوپ راديويي را ساخت.
تفاوت تلسکوپهاي نوري با راديويي:
نور ستارهها را فقط هنگام شب ميتوان مطالعه کرد، ولي موج راديويي را میتوان در تمام بيست و چهار ساعت شبانه روز بررسي کرد. اين امواج، تقريباً بدون آنکه با مانعي روبهرو شوند، از خلال ابرهاي جو زمين و گاز و غبارهايي که ميان ستارهها هستند و نواحي وسيعي از کيهان را فرا گرفتهاند ميگذرند.
محصول نهايي تلسکوپ نوري عکس يا رصد بصري است، اما اطلاعاتي که از تلسکوپ راديويي به دست ميآيد به صورت جريانهاي موج الکتريکي است که با دستگاه سنجش، خوانده ميشود. موج راديويي که از کاسهی سهميوار منعکس ميشود، به گيرندهاي که در کانون سهميوار قرار دارد، ميرسد. علامت دريافت شده پس از تقويت به دستگاه سنجش منتقل ميشود.
رصدخانهی نوري را معمولاً در قلهی کوهها ميسازند تا در سطح بالاتری از جو باشد، اما محل استقرار رصدخانهی راديويي در فواصل بسيار دور از محلهايي است که دارای علايم راديويي، تلويزيونی و صداهای ناشی از احتراق در اتومبيلها و هواپيماهاست.
به فعاليت مربوط به ساخت تلسكوپها مراجعه كنيد و تلسكوپ دلخواه خودتان را بسازيد.
*ZHR=۷۰۰: به اين معناست كه اگر كانون بارش در سمت الراس شما باشد و بقيه شرايط مساعد باشند به طور ميانگين شما تعداد ۷۰۰ شهاب را خواهيد ديد.
به نقل از پایگاه مجله نجوم
امروز یک مقاله برای بررسی تخصصی صورت فلکی جبار ترجمه کردم که می توانید از لینک زیر دانلود کنید:
براي مشاهده اين نوع فايل به برنامه زير احتياج داريد
دانلود کنید ابزار RepliGo Viewer را با حجم 940 کیلوبایت براي سيستمهايي كه تنها نياز به مشاهده فايلهاي RGO را دارند و نيازي به Writer آن ندارند .
به نقل از وبلاگ آزانس فضایی آپادانا.
مقدمه
بشر در طول تاریخ همواره مجذوب آسمان شب بوده است .بسیاری از ستاره ها و صورت های فلکی ، نام خود را از تمدن های باستانی و اولیه به هدیه گرفته اند . برای مثال با جستجویی ساده درآثار تاریخی به داستان ها و افسانه های بسیاری در مورد صورت فلکی جبار دست خواهید یافت که به دوران سامری ها ، روم باستان و بسیاری تمدن های دیگر باز می گردد . در این مقاله سعی میشود تا ضمن بررسی تاریخچه نامگذاری ستاره ها به روشهای نامگذاری و قواعد مرتبت با آن بپردازیم .
نام برخی از ستارگان از کجا آمده است ؟
با مراجعه به کتاب ها ومنابع نجومی به نام هایی برای ستارگان برمی خوریم که در هیچ یک از قواعد نامگذاری ستارگان نمی گنجد .
نام بسیاری از ستاره ها به نحوی با نام صورت فلکی خود در ارتباط است. برای مثال Deneb به معنی “دم” همان ستاره ای است که در قسمت انتهایی و دم صورت فلکی قو یا دجاجه قرار دارد .
گاهی نیز نام ستارگان بر اساس ویژگی خود آن ستاره می باشد و هیچ ارتباطی با نام صورت فلکی خود ندارد .برای مثال سیروس به معنی داغ و سوزان می باشد . با این ترتیب این نام ، لایق درخشان ترین ستاره آسمان می باشد و در عین حال هیچ نشانی از نام صورت فلکی خود (کلب اکبر ) در آن موجود نمی باشد .
به ندرت نام های شگفت انگیز در میان نام ها یافت میشود که در آنها نه نشانی از ارتباط با صورت فلکی هست و نه ارتباطی با ویژگی خود آن ستاره . برای مثال در صورت فلکی خرگوش ستاره ای وجود دارد که از گذشته به نام Nihal خوانده می شده است . ترجمه این کلمه را میدانید ؟ Nihal در اصطلاح به معنی ” شتر ها عطش و تشنگی خود را رفع میکنند” است . به نظر شما دلیل این نامگذاری چیست ؟
نام برخی از ستارگان عربی است و معمولا با استفاده از حرف تعریف “ال” که در جلوی آنها می آید شناخته میشوند مانند Algol(که دارای ریشه فارسی است!)
بسیار از این نام ها در زمان های مختلف به شکل های گوناگون آمده اند و گاهی “ال ” از این نام های حذف شده است مانند همین ستاره Algol که در برهه ای از تاریخ با نام Ghoul خوانده شده است .
برخی دیگر از نام ها دارای ریشه های یونانی و لاتین و یا حتی چینی می باشند . در این میان گاه با نام های بر خواهیم خورد که دارای ریشه فارسی بوده ولی در شکل ظاهری آن هیچ نشانی از فارسی یافت نمی شود و عمدتا در میان نامهای عربی و یا لاتین دسته بندی می شوند .
در بخش اول این مقاله به بررسی سیستم های نامگداری می پردازیم که ویژه ستارگانی است که تنها با چشم غیر مسلح دیده می شوند .
بخش اول
سیستم نام گذاری بایر Bayer
در سال 1603 میلادی Johann Bayer (1572-1625) وکیل آلمانی که بسیار به نجوم علاقمند بود بر اساس اطلاعات و دیتا های منجم دانمارکی تیکو براهه Tycho Brahe (1546-1601) یکی از منسجم ترین اطلس های آسمان به نام Uranometria را تدوین کرد .
این اطلس حاوی 51 جدول می باشد که 48 جدول آن هرکدام به یکی از 48 صورت فلکی بطلمیوسی اختصاص یافته است و یک جدول به 12 صورت فلکی جدید که توسط 2 کاشف هلندی-آلمانی Pieter Dircksen Keyzer و Frederick de Houtman در نیکره جنوبی آسمان کشف شده بود اختصاص یافت 2 جدول دیگر نیز به تمامی بخش شمالی و جنوبی کره سماوی اختصاص داده شد .
بایر ستاره های هر صورت فلکی(تنها ستارگانی که با چشم برهنه دیده می شد ) را بر اساس میزان روشنایی یا قدر آنها دسته بندی کرد .سپس به هر یک از ستاره ها یکی از حروف کوچک یونانی را از آلفا تا امگا اختصاص داد .بعد از این 24 حرف به سراغ حروف کوچک لاتین رفت و هر یک از این حروف را به جز j و u (که ممکن بود با i و v اشتباه شود ) به هر یک از ستاره های باقیمانده نسبت داد .
سپس به عنوان پسوند نام صورت فلکی را پس از این حرف ذکر کرد . برای مثال نام درخشان ترین ستاره در صورت فلکی قنطورس alpha Centauri ذکر شد . در این دسته بندی ستارگان یک صورت فلکی که بسیار به هم نزدیک بودند و یا درخشندگی یکسانی داشتند نام یکسانی گرفتند . برای مثال در فهرست بایر 6 ستاره در قسمت گرز صورت فلکی جبار نام pi Orionis گرفتند که امروزه این 6 ستاره توسط منجمین با نام های π1- π6 Orionis تصحیح شده اند .
سیستم نام گذاری Flamsteed
سیستم نامگداری بایر محدودیت هایی داشت . از آن جمله می توان به محدودیت در تعداد حروف یونانی و لاتین اشاره کرد . مشکلی که بیش از این مسئله به چشم می خورد ، دشواری بیش از حد در درجه بندی نور ستارگان کم نوری بود که با چشم برهنه به سختی دیده می شد و مقایسه و دسته بندی بر اساس میزان درخشنگی این ستاره ها را دشوار می ساخت .
John Flamsteed منجم درباری انگلیسی در نامه ای به انجمن منجمین سیستم نامگذاری بایر را به باد انتقاد گرفت و خواهان لغو آن شد. او در این نامه پیشنهاد کرد که به جای حروف کوچک یونانی و لاتین از شماره استفاده شود و به جای دسته بندی بر اساس روشنایی ستارگان یک صورت فلکی ، موقعیت ستاره در آن صورت فلکی از غرب تا شرق به عنوان معیار قرار گیرد . به این معنی که غربی ترین ستاره هر صورت فلکی با شماره 1 مشخص شود و اولین ستاره ای که در شرق این ستاره بیاید با شماره 2 مشخص شود و به همین ترتیب تا شرقی ترین ستاره آن صورت فلکی .
برای مثال غربی ترین ستاره صورت فلکی قنطورس با نام 1 قنطورس مشخص شد .
به این ترتیب می توان گفت که سیستم نامگذاری Flamsteed نسخه تصحیح شده ای از سیستم بایر بود .
انجمن منجمین این قاعده را پذیرفت با این حال سیستم نامگذاری بایر را نیز برای ستارگانی که با چشم به خوبی دیده می شد معتبر دانست .به همین دلیل بسیاری از ستارگان که با چشم برهنه دیده می شود نامهای متفاوتی دارد برای مثال Deneb و Alpha Cygniو 50 Cygni همگی نام های یک ستاره می باشند .
بخش دوم
نسل جدید قوانین نامگذاری ستارگان
با ورود دروبین های نجومی به عرصه ، نامگذاری ستارگان وارد مرحله جدیدی شد .دروبین های نجومی دنیایی نو از ستارگان را به منجمین معرفی کرد و نیاز به قاعده ای جدید برای نامگذاری هر لحظه بیشتر حس می شد . در همین موقع بود که انجمن منجمین و ستارشناسان تعداد انبوهی از کاتالوگ های نجومی را در مقابل خود یافتند که در آنها هر منجم بر اساس سلیقه خود به نامگذاری ستارگان پرداخته بود . گروهی ترتیب یافتن هر ستاره را معیار قرار داده بودند و گروهی مختصات و به خصوص میل هر ستاره را و گروهی دیگر تاریخ کشف آن ستاره و گروهی رده طیفی و رنگ و سایر ویژگی های ستاره را معیار قرار دادند . این تنوع تا حدی بود که برای یک ستاره گاه چندین اسم متفاوت یافت می شد و این خود کار را دشوار تر کرده بود .
انجمن ستارشناسان به منظور ایجاد وحدت ، مختصات هر ستاره بر حسب میل و بعد به همراه سال کشف آن ستاره یا سال نشر آن اطلس را به عنوان معیار در نظر گرفت .
نامگذاری ستارگان دوتایی و چندگانه
دسته وسیعی از ستارگان را ستارگان دوتایی یا چندتایی تشکیل می دهند .مولفه های یک مجموعه دوتایی یا چندتایی در صورتی که دارای فاصله قابل تشخیص از یکدیگر باشند با استفاده از اعداد و بر اساس موقعیت غربی شرقی نام گذاری میشوند . برای مثال Alpha Librae یک مجموعه دوتای با مولفه های تمیزپذیر است . مولفه غربی این مجموعه 1 Alpha- و مولفه شرقی Alpha-2 نام میگیرد . در اینگونه مجموعه ها با حرکت به شرق این اعداد نیز بالاتر خواهند رفت.
در سیستم های چندتایی (یا همان سیستم های دوتایی ) هنگامی که مولفه های مجموعه به هم خیلی نزدیک باشند درخشش مولفه ها معیار نام گذاری است به این ترتیب که ستاره ای که پرنور ترین ستاره و مولفه اصلی مجموعه است با “A” و ستاره کم نور تر با “B” نام گذای ادامه مییابد. برای مثال ستاره سیروس خود جزئی از یک مجموعه دوتایی است و ستاره همدم آن یک ستاره از نوع کوتوله سفید میباشد . به ستاره سیروس که با چشم برهنه به راحتی دیده میشود مولفه “A” و کوتوله سفید همدم آن عنوان “B” را به خود میگیرد .
نامگذاری ستارگان متغیر
نام گذاری این ستارگان را می توان بر اساس همان طرح مورد تائید انجمن ستارشناسان انجام داد اما دلایل تاریخی حاکی از آن است که این قاعده گاهی کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد . بدین منظور برای نام گذاری دسته بزرگی از ستارگان یعنی ستارگان متغیر قاعده زیر را برمیگزینیم .
نخستین ستاره متغیر کشف شده در هر صورت فلکی چنانچه بر اساس معیار بایر و یا Flamsteed نامگداری نشده باشد با حرفR و به دنبال آن ، نام صورت فلکی خوانده میشود . برای مثال نخستین ستاره متغیر که در صورت فلکی Cetus یافت شد و بر اساس معیار بایر و Flamsteed نامگذاری نشده بود R Ceti نام گرفت .
دومین ستاره کشف شده در آن صورت فلکی نام S و سپس T و همینطور تا Z را به خود می گیرد . این قاعده 9 ستاره اول کشف شده را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ستاره 10 ام به بعد نامRR و سپسRS و سپسRT و همینطور تا RZ سپس SS وST و همینطور تا SZ . آنقدر این ترتیب را ادامه می دهیم تا به ZZ برسیم .
این مجموعه نیز 54 ستاره متغیر را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ادامه از AA شروع میکنیم و به همان شکل قبل تا AZ و سپس BB تا BZ . اینقدر این کار را ادامه می دهیم تا با QZ برسیم . تا انجا 334 ستاره نامگذاری شده است . برای ادامه از حرفV به همراه یک شماره که از 335 شروع می شود کار را دنبال میکینیم . برای مثال V335 , V336,…
2به نکته در این نامگذاری توجه کنید.اول اینکه QZ در این مجموعه جایی ندارد و دوما اینکه توجه کنید که هیچ گاه در این نامگذاری حرف دوم بالاتر از حرف اول (در ترتیب الفبا ) نمی باشد . یعنی هیچ گاه به عنوان مثالBA یا CB یا SR یا … نداریم .
سیستم نامگذاری در برخی از کاتالوگ های معروف
BD numbers
این نام مشخصه کاتالوگی است که در اواسط قرن 19 توسط Bonner Durchmusterung تهیه شد .در این مجموعه نام چند صد هزار ستاره با قدر روشن تر از 10 گردآوری شده است . این کاتالوگ حاوی موقعیت این ستاره ها میباشد و فهرستی نیز بر اساس همین موقعیت در این کاتالوگ موجود می باشد . اعداد کاتالوگ بر اساس شمارش ستارگان در یک میل خاص از شمال به جنوب تعیین شده است . بنابراین BD numbers بیانگر میل به همراه یک عدد بالارونده بر اساس شمارش ستاره در این میل خاص می باشد . برای مثال BD+31o216 به معنی 216 ستاره در محدوده میل +31 و 32 + می باشد .BD محدوده میل بین +90 تا +22 را پوشش میدهد .
CD (Cordoba Durchmusterung) و CPD (Cape Photographic Durchmusterung)کار مشابهی را برای مناطق جنوبی تر انجام می دهند .
The Bright Star Catalog
ستارگان درخشان تر از قدر 6.5 با شماره ای که بر اساس افزایش بعد افزایش می یابد مشخص می شود . پیشوند HR و یا BS در جلوی این شماره نوشته می شود . برای مثال HR1099
The Henry Draper Catalog
در این کاتالوگ ستارگان درخشان تر از قدر 8.5 و کمی ضعیف تر بر اساس رنگ و رده طیفی دسته بندی و نامگذاری میشوند . برای مثال HD183143
ستارگان دوتایی در کاتالوگ ها
ستارگان دوتایی بر اساس سیستم کاتالوگی به شکل زیر نامگداری می شوند . ابتدا یک شماره و سپس نام کاشف و یا به وسیله شماره آنها در هر یک از کاتالوگ های
the Burnham Double Star catalog (BDS)
Washington Double Star catalog
Aitken Double Star catalog (ADS)
نامگذاری مولفه های اصلی مجموعه های دوتایی همان طور که ذکر شد بر اساس درخشندگی و با استفاده از حروف A و B و … نیز امری متداول است .
The Guide Star Catalog
این کاتالوگ حاوی نام و موقعیت ستارگانی است که داری موقعیت بسیار مناسب و قابل آدرس دهی است . سنسور های راهبری تلسکوپ فضایی هابل بر اساس آن کار میکند و هدف اصلی تهیه این کاتالوگ نیز همین بوده است ستارگان این مجموعه ستارگان درخشانی نمی باشند و دارای قدری در حدود 13 می باشند.آسمان توسط این ستارگان به قسمت های مختلف تقسیم می شود و ستارگان در هر یک از این منطقه ها شماره گذاری منحصر به آن منظقه را دارند .
برای مثال : GSC 4068/1167
کاتالوگ های اجرام غیرستاره ای
کاتالوگ های دیگری نیز موجود می باشد که به فهرست کردن اجرام غیر ستاره ای پرداخته است که از آن جمله میتوان به :
Messier Catalog با مشخصه M
New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters با مشخصه NGC
Index Catalog با مشخصه IC
اشاره کرد .
سخن آخر
در اینجا برخی از کاتالوگ های شاخص مورد بررسی مقدماتی قرار گرفت با این حال توجه داشته باشید که برای استفاده از هر کاتالوگ،راهنمای آن بهترین مرجع شما می باشد . برخی از کاتالوگ ها حاوی اطلاعات دیگری مانند سرعت ویژه ، رده طیفی و اطلاعات دیگر می باشد و هر کاتالوگ سیستم کدگذاری منحصر به خود را دارد که در قسمت راهنما ، توضیحات و اساس آن را در خواهید یافت
لیست کاتالوگ های مهم
• ACT Catalog
• Aitken Double Star Catalogue (ADS)
• Almagest
• Astrographic Catalogue
• Astronomische Gesellschaft Katalog (AGK)
• Bonner Dürchmusterung (BD)
• Boss General Catalogue (GC)
• Bright Star Catalogue(HR)
• Cape Photographic Durchmusterung (CPD)
• Carte du Ciel
• Cَrdoba Durchmusterung (CD)
• Digital Sky Survey (DSS)
• Franklin-Adams charts
• Fundamental Katalog (FK)
• General Catalogue of Variable Stars (GCVS)
• Gliese Catalogue
• Groombridge Catalogue
• Guide Star Catalog (GSC)
• Henry Draper Catalogue (HD)
• Hipparcos Catalogue (HIP)
• Index Catalogue (IC)
• Messier Catalogue
• New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters (NGC)
• Palomar Observatory Sky Survey (POSS)
• Shapley-Ames Catalogue
• Smithsonian Astrophysical Observatory Catalog (SAO Catalog)
• Southern Reference Stars (SRS)
• Southern Sky Survey
• Tycho Catalogue
• Uranometria
• Zwicky Catalogue.