تبليغاتX
شب پرستاره
نجوم و هوافضا

اصطلاحات نجومی

اصطلاحاتي كه بايد بدانيد مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.
آيرين شيوايي
اصطلاحاتي كه بايد بدانيد
مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.

مقياس‌ها در آسمان

مشت شما ۱۰ درجه از آسمان را مي پوشاند

افراد مبتدي اغلب براي توصيف فواصل در اسمان دچار مشكل مي‌شوند. شما هم ممكن است در گفتگويي مانند اين گفتگو گرفتار شده باشيد:
«آن دو ستاره را مي‌بيني؟ همان دو ستاره كه تقريباً ۸ اينچ از هم فاصله دارند؟
بله، اما به‌نظر من ۶ فوت از هم فاصله دارند.»
شكلي كه اينجا وجود داشت اين بود كه فواصل را در آسمان نمي‌توان با مقياس‌هاي خطي مانند فوت يا اينچ بيان كرد. روشي كه براي اين‌كار وجود دارد، فاصله زاويه‌اي است.
ستاره‌شناسان ممكن است بگويند كه دو ستاره از هم ده درجه ( ْ۱۰) فاصله دارند. اين به ‌آن معناست كه اگر از چشم شما به‌هر يك از آن ستاره‌ها، خطوطي رسم شوند، آن دو خط به‌رأس چشم شما يك زاويه ْ۱۰درجه تشكيل مي‌دهند. خيلي ساده!
مُشت خود را در طول بازويتان قرار دهيد و از پشت آن با يك چشم خود نگاه كنيد. مشت شما از يك سو تا سوي ديگر تقريباً ْ۱۰ از آسمان را مي‌پوشاند. نوك انگشت در طول بازو، حدود ْ۱ را مي‌پوشاند. عرض خورشيد و ماه هركدام ْ۲/۱ است. طول ملاقه دب‌اكبر ْ۲۵ و از افق تا نقطه بالاي سر (سرسو، سمت‌الرأس) هم ْ۹۰ است.
فاصله زاويه‌اي، تقسيمات كوچكتري هم دارد. يك درجه از ۶۰ دقيقه قوس و هر دقيقه قوس هم از ۶۰ ثانيه قوس تشكيل شده است.
اگر دو جسم با فاصله يك ربع درجه از هم ظاهر شوند، ستاره‌شناسان ممكن است آن را به‌صورت ۱۵ دقيقه قوس يادداشت كنند (به‌اختصار َ۱۵). پُرنورترين سياره‌ها معمولاً فقط با جدايي زاويه‌اي چند ده ثانيه قوس از زمين ديده مي‌شوند.
يك تلسكوپ ۵ اينچ مي‌تواند جزيياتي را با جدايي زاويه‌اي ۱ ثانيه قوس ( ً۱) مشخص كند. اين مقدار، پهناي يك سكه يك پِني است كه از فاصله ۴ كيلومتري ديده شود (۵/۲ مايل).

مختصات در آسمان

بعد یا  right ascension و میل یا declination

آسمان شب از زمين، مانند گنبد عظيمي به‌نظر مي‌آيد كه ستاره‌ها به‌سطح داخلي آن چسبيده‌اند. اگر زمين زيرِ پاي ما ناپديد مي‌شد، آن‌گاه مي‌توانستيم ستارگان را در هر سوي خودمان ببينيم (و احساس هيجان‌انگيز معلق بودن در مركز يك كره پهناور و پُرستاره را تجربه كنيم).
ستاره‌شناسان موقعيت ستاره‌ها را به‌وسيله موضعي كه آنها روی كره آسمان دارند، تعيين مي‌كنند. زمين را درحالي كه در مركز كره آسمان معلق است، مجسم كنيد و مدارهای طول و عرض جغرافيايی را روی آن تصور كنيد، آنها را به‌سمت خارج باد كنيد تا روي سطح داخلي كره آسمان قرار بگيرند. حالا اين مدارها صفحه مختصاتي را روی آسمان فراهم آورده‌اند كه موقعيت هر ستاره‌ای را مشخص مي‌كند. همان‌گونه كه طول و عرض جغرافيايي موقعيت هر نقطه روی زمين را مشخص مي‌كنند. در آسمان، عرض جغرافيايي، «ميل» و طول جغرافيايي، «بُعد» ناميده مي‌شود. اينها مختصات استاندارد آسمان هستند.
ميل به‌درجه، دقيقه قوس و ثانيه قوس شمالي (+) و يا جنوبي (-) از استواي سماوی، تقسيم مي‌شود. بُعد با درجه تقسيم‌بندی نشده است، بلكه به‌ساعت‌ها (h)، دقيقه‌ها (m) و ثانيه‌های زمانی (s)، از ۰ تا ۲۴ ساعت تقسيم مي‌شود.
ستاره‌شناسان اين تنظيم را سال‌ها پيش وضع كردند، زيرا زمين هر دور كامل به‌دور خودش را در حدود ۲۴ ساعت كامل مي‌كند. بنابراين كره آسمان، با صفحه مختصات ثابتی كه روی آن قرار دارد، به‌نظر مي‌آيد كه تقريباً هر ۲۴ ساعت يك دور كامل را مي‌پيمايد.
ولي تغييرات كوچكي هم وجود دارند. مختصات سماوي يك ستاره بعد از گذشت سال‌ها، بتدريج تغيير مي‌كند كه اين تغييرات از تغيير جهت آهسته محور زمين در فضا كه حركت تقويمي نام دارد، ناشی مي‌شود. زماني كه بُعد و مِيل در كتاب‌ها و اطلس‌ها داده مي‌شوند، شما اغلب تاريخ سالي مانند ۲۰۰۰.۰. را ضميمه آنها مشاهده مي‌كنيد (لفظ ۰.. به‌معنای زمان آغاز سال است: نيمه شب اول ژانويه). اين تاريخ زماني است كه تا آن هنگام، مختصات داده شده صحيح هستند. براي بيشتر اهداف آماتوري، اين ميزان تصحيح، چون خيلي ناچيز است، زياد مهم نيست.

درخشندگی

قدر برخي از ستاره ها را مشاهده مي کنيد

درخشندگی يك ستاره (يا هر چيز ديگري در آسمان) قدر ناميده مي‌شود. شما با اين اصطلاح زياد مواجه خواهيد شد. روش قدرسنجي حدود ۲۱۰۰ سال پيش آغاز شد، يعنی زمانی كه ستاره‌شناس يوناني، ابرخُس، ستاره‌ها را به‌رده‌های درخشندگی تقسيم كرد و پُرنورترين ستاره‌ها را «قدر اول» ناميد كه به‌سادگي، «بزرگترين» معني مي‌دهد. ستاره‌هايی را كه كمی كم‌نورتر بودند، «قدر دوم» ناميد، يعني دومين مرتبه بزرگی و به‌همين ترتيب تا كم‌نورترين ستاره‌هايي كه مي‌توانست ببيند و آنها را قدر ششم ناميد.
با اختراع تلسكوپ، رصدگران مي‌توانستند ستاره‌های حتی كم‌نورتر را هم ببينند. به‌اين‌گونه قدرهاي ۷، ۸، و ۹ هم اضافه شدند. امروز دوربين‌هاي دوچشمي مي‌توانند ستاره‌هايي از قدر ۹ و تلسكوپ‌های ۶ اينچ آماتوري قدرهاي ۱۲ و ۱۳ را هم نشان دهند. تلسكوپ فضايي هابل ستارگانی از قدر ۳۰ را هم ديده كه تقريباً ۱۰ ميليارد بار كم‌نورتر از كم‌نورترين ستاره‌هايی هستند كه با چشم غيرمسلح قابل مشاهده‌اند.
در سوی ديگر اين مقياس، به‌نظر مي‌آيد كه بعضی از ستاره‌های قدر اول ابرخس، بسيار پُرنورتر از بقيه هستند. براي اصلاح اين موضوع، اين مقياس حالا اعداد منفي را هم دربر مي‌گيرد. وِگا (Vega) از قدر صفر و شباهنگ، پُرنورترين ستاره آسمان از قدر ۴/۱– مي‌درخشند. زهره حتي از اين هم درخشان‌تر است و معمولاً از قدر ۴- مي‌درخشد. ماه كامل هم از قدر ۱۳- و خورشيد هم از قدر ۲۷- مي‌درخشد.

فواصل

فاصله پروکسيماي قنطورس، نزديک ترين ستاره به ما ۲/۴ سال نوري است

زمين در هر سال يك‌بار به‌دور خورشيد مي‌گردد و فاصله‌اش از خورشيد به‌طور ميانگين ۱۵۰ ميليون كيلومتر يا ۹۳ ميليون مايل است. اين فاصله يك واحدنجومي ناميده مي‌شود كه يك واحد سودمند و قابل استفاده براي اندازه‌گيری فواصل در منظومه شمسي است.
فاصله‌ای را كه نور در مدت يك سال طی می كند، يك سال نوری ناميده مي‌شود (يك سال نوری برابر است با ۵/۹ تريليارد كيلومتر يا ۹/۵ تريليارد مايل يا ۶۳۰۰۰ واحدنجومی).
به‌اين نكته توجه كنيد كه سال نوری مقياسی برای فاصله است نه زمان... درست مانند كيلومتر يا مايل. بيشتر ستارگان پُرنور آسمان بين چند ده سال نوری تا چند هزار سال نوری از ما واقع شده‌اند.
نزديكترين ستاره به‌ما، يعنی آلفا-قنطورس، فقط ۳/۴ سال نوری از ما فاصله دارد. كهكشان آندرومدا، نزديكترين كهكشان بزرگ در آن سوی راه‌شيری، ۵/۲ ميليون سال نوری از ما فاصله دارد.
ستاره‌شناسان حرفه‌ای اغلب از واحد ديگری هم براي بيان فواصل بزرگ استفاده مي‌كنند كه پارسك نام دارد. يك پارسك برابر است با ۲۶/۳ سال نوری (در اينجا چيزيی كه شما را واقعاً شگفت‌زده مي‌كند، اين است كه يك پارسك فاصلی ما از ستاره‌اي است كه به‌هنگام حركت زمين به‌اندازه IAU به‌دور خورشيد، اختلاف منظری برابر يك ثانيه قوس را نسبت به‌پس‌زمينه ستارگان داشته باشد).
يك كيلو پارسك برابر ۱۰۰۰ پارسك و يك مِگاپارسِك يك ميليون پارسك است.
خيلي سخت نبود، اين‌طور نيست!

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

چشم گربه

چشم گربه
سحابی چشم گربه (NGC6543) یکی از زیباترین سحابی های سیاره نما در آسمان شب است. در مرکز بخش اصلی سحابی به روشنی ثبت شده است. همچنین گازهای اطراف آن با نوردهی های بلند و کوتاه مدت و ترکیب آنها قبل رویت شده اند. سحابی های سیاره نما آخرین فاز عمر یک ستاره مانند خوشید ما هستند. فاصله این سحابی از ما ۳۰۰۰ سال نوری است. تشکیل گازهای شبح گونه در اطراف این سحابی به علت آن است که ستاره مادر در پایان عمر خود گازهای اطراف خود را از دست می دهد که آنها به اطراف پخش می شوند و در نهایت ستاره مادر به صورت کوتوله ای سفید باقی می ماند. این فرآیند حدود ۱۰۰۰۰ سال به طول می انجامد و اخترشناسان تخمین می زنند که تشکیل چنین حلقه ای رشته ای و شبح گون در اطراف٬ حدود ۵۰ تا ۹۰ هزار سال طول خواهد کشید. همچنین در سمت راست این سحابی می توانید کهکشانی مارپیچی با نام NGC6552 را مشاهده کنید که ۵۰ میلیون سال نوری آن سو تر از سحابی چشم گربه قرار دارد.
عکس از Johannes Schedler
www.nojum.ir
+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 
تلسكوپ شكستي
يك تلسكوپ نجومي شكستي و دست ساز، از دو قسمت مهم تشكيل مي‌شود:
1. يك عدسي شيئي كه در قسمت جلوي لوله شيئي جا مي‌گيرد.
2. يك چشمي كه در انتهاي پاييني لوله سوار مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 23 Apr 2007ساعت 11 AM  توسط A^2  | 

مي‌دانيد اولين بار، نظريه‌ای درباره‌ی تلسكوپ را چه كسي مطرح کرد؟ ممكن است بگوييد:«خوب معلوم است گاليله». اما اين طور نيست. طبق تاريخ علم غرب گاليله نخستين فردی بود كه يك تلسكوپ را طراحي كرد، ساخت و از آن براي رصد ستارگان استفاده كرد. در تاريخ علم افراد بسياري درباره‌ي نور صحبت كرده‌اند؛ مانند فيلسوف‌های يونان كه درباره‌ی نور و ماهيت آن در كتاب‌هاي خود نظريه‌های گوناگونی را آورده‌اند.
تا قرن هفتم ميلادي باور عمومی اين بود كه نور از چشم موجودات زنده ساطع مي‌شود و همين، دليل ديدن اشياء است. اما در قرن هفتم نخستين فردی كه در كلاس‌‌هاي درس خود اين عقيده را نفي كرد و نور را با مفهومی كه امروز آن را مي‌شناسيم تشريح كرد، امام جعفر صادق(ع) بود. ايشان در كلاس‌هاي خود بحث‌هاي بسياري را درباره‌ی نور مطرح ساختند كه از آن موارد، نظريه‌ی ايشان درباره‌ی جمع‌آوري نور است. ايشان گفته‌اند: « نور از طرف اشياء به سوي چشم ما مي‌آيد و از آن نور كه از طرف هر شيئي به سوي چشم ما مي‌آيد فقط قسمتي به چشم ما مي‌رسد. به همين جهت ما اشياء دور را به خوبي نمي‌بينيم. اگر تمام نوري كه از يك شيء دور مي‌آيد به چشم ما برسد، ما شيء دور را نزديك خواهيم ديد. پس اگر بتوان وسيله‌ای ساخت كه تمام نور يك شيء دور را به چشم ما بتاباند، در صحرا شتري را كه در فاصله‌ی سه هزار ذرع مي‌چرد، در فاصله‌ی شصت ذرعي خواهيم ديد». (از كتاب مغز متفكر جهان شيعه، ترجمه‌ی ذبيح الله منصوري)
به اين ترتيب پيشتر از گاليله، نظريه‌ای درباره‌ی تلسكوپ، يعني وسيله‌اي براي جمع آوري نور طرح شده بود. (اگر علاقه‌مند هستيد مي‌توانيد با مراجعه به كتاب « رسالت النور» جابر- از شاگردان امام - با ابعاد مختلف درس‌هاي ايشان درباره‌ی نور آشنا شويد.)
تا نيمه‌ی دوم قرن هفدهم ميلادي منجم‌ها از « تلسكوپ‌هاي شكستي» استفاده مي‌كردند كه البته خطاهايي داشت. اما دانشمندها دريافتند كه اگر در ساخت تلسكوپ از آينه‌ی مقعر به جاي عدسي اصلي استفاده كنند، مشكل حل مي‌شود و مي‌توانند تلسكوپ‌هاي بزرگتري بسازند. آن ها متوجه شدند كه اگر شعاع انحناي آينه را زياد كنند، تا انحناي آينه (تقعر) بخشي از يك سهمي را خواهند داشت و مي‌توانند بخش زيادي از كج نمايي‌هاي نوري را كاهش دهند. «جيمز گريگوري» در سال 1663م. براي نخستين بار مجموعه‌ای را بر همين پايه طراحي كرد اما نتوانست با آن رصدي انجام دهد، پنج سال بعد، « ايزاک آسيموف» اولين تلسكوپ انعكاسي را طراحي کرد. طرح تلسكوپ نيوتني با تلسكوپ گريگوري متفاوت و نسبتاً ساده‌تر بود. اين آغاز دوره جديدي در کشف‌های فضايي بود هرچند، کمی بعد از نيوتن، طرح‌هايي با مزاياي بيشتر و توسط افرادي چون «كاسگرين» مطرح شد، اما سادگي طرح نيوتن، باعث ادامه‌ی ساخت تلسكوپ نيوتني، مخصوصاً بين منجمان آماتور، شد.


 

داستان تلسكوپ نيوتن از اين قرار بود: وي پس از طرح گريگوري با خودش فكر كرد كه مي‌تواند اين كار را با روش بهتري انجام دهد، پس تمام وسايل ضروري را تهيه کرد و مصمم شدا تلسكوپ خودش را بسازد. او به جاي آينه، از يك فلز صاف و صيقلي شده ( كه آلياژ مخصوصي از تركيب مس و قلع با كمي آرسنيك بود) استفاده كرد، زيرا در آن زمان هنوز روش ساختن آينه‌ی مقعر با نقره اندود كردن يك طرف شيشه ابداع نشده بود. نيوتن ظرف مخصوصي تهيه کرد و فلز‌ها را در آن ذوب كرد و چون گاز سمي توليد مي‌كرد تا آن جا كه مي‌توانست آن را از محل كارش دور قرار داد. سپس فلز را در قالب ريخت. بعد آن را جلا و صيقل ‌داد تا اين كه توانست يک آينه‌ي بسيار خوب بسازد. آن را داخل لوله‌ي پنج اينچي قرار داد و در كانون آينه‌ی اصلي، آينه‌ي تخت كوچكي قرار داد كه نور جمع شده از آينه‌ي اصلي را به طرف سوراخي روي بدنه‌ي لوله، منعكس مي‌كرد. در آن جا هم يك عدسي شيئي، تصوير را بزرگ مي‌كرد. پس از آزمايش اين تلسكوپ وی دريافت كه به موفقيت بزرگي رسيده است. براي همين نمونه‌ی بزرگ‌تري از آن را براي انجمن سلطنتي انگلستان ساخت. به همين دليل، طرح او در مدت كوتاهي فراگير شد. (برگرفته از «کتاب پيشگامان دانش اخترنشاني» اثر «سوليوان».)
تلسکوپ هاي نيوتني به دليل ساختار ساده‌تري که نسبت به تلسکوپ هاي ديگر دارند بيشتر مورد توجه آماتورها هستند. اگر خودتان يک تلسكوپ نيوتني را با تلسکوپ‌هاي ديگر مانند تلسکوپ‌های شکستی يا کاسگرين، مقايسه کنيد متوجه تفاوت در راحتي ساخت آن خواهيد شد.
امّا غير از اين دو نوع تلسكوپ، گونه‌ی ديگري از تلسكوپ‌ها را می‌شناسيم که به آن‌ها تلسكوپ‌هاي راديويي می‌گوييم. اساس كار اين تلسكوپ‌ها،جمع‌آوري امواج راديويي و تقويت آنهاست. اين تلسکوپ‌ها هم مانند تلسکوپ‌هاي اپتيکي جديد و بزرگ امروزي که از نمونه‌هاي اوليه‌ی گاليله، نيوتن تکامل يافته‌ترند، نوع تکامل يافته‌تر اولين تلسکوپ راديويي ساده‌اي هستند که در سال 1932م. توسط «کارل يانسکي» (50 – 1905 م.) طراحي شده بود. يانسکي، وقتی که در شرکت تلفن بل به عنوان مهندس کار می‌کرد به طور تصادفي امواج راديويي کيهاني را کشف کرد.
کمپاني بل از او خواسته بود پارازيتهاي جوي عجيبي را که در ارتباط‌های راديويي وارد مي‌شوند، شناسايي کند. يانسکي با سيم، ابزاري شبيه به چرخ و فلک ساخت و به کمک آن‌ توانست جهت آمدن اين پارازيت‌هاي عجيب را کشف کند. او مي‌دانست که پارازيت‌هاي ناشي از رعد و برق و توفان هميشه به صورت « ترق و تروق» شنيده مي‌شوند، ولي علاوه بر آن‌ها، پيوسته صداي ضعيفی مثل« خش خش» نيز به گوش مي‌رسيد. يانسكي با پيگيري منشأ اين صداها، امواج راديويي كيهاني را كشف كرد و اولين تلسكوپ راديويي را ساخت.
تفاوت‌ تلسکوپ‌هاي نوري با راديويي:
نور ستاره‌ها را فقط هنگام شب مي‌توان مطالعه کرد، ولي موج راديويي را می‌توان در تمام بيست و چهار ساعت شبانه روز بررسي کرد. اين امواج، تقريباً بدون آن‌که با مانعي روبه‌رو شوند، از خلال ابر‌هاي جو زمين و گاز و غبارهايي که ميان ستاره‌ها هستند و نواحي وسيعي از کيهان را فرا گرفته‌اند مي‌گذرند.
محصول نهايي تلسکوپ نوري عکس يا رصد بصري است، اما اطلاعاتي که از تلسکوپ راديويي به دست مي‌آيد به صورت جريان‌هاي موج الکتريکي است که با دستگاه سنجش، خوانده مي‌شود. موج راديويي که از کاسه‌ی سهمي‌وار منعکس مي‌شود، به گيرنده‌اي که در کانون سهمي‌وار قرار دارد، مي‌رسد. علامت دريافت شده پس از تقويت به دستگاه سنجش منتقل مي‌شود.
رصدخانه‌ی نوري را معمولاً در قله‌ی کوه‌ها مي‌سازند تا در سطح بالاتری از جو باشد، اما محل استقرار رصدخانه‌ی راديويي در فواصل بسيار دور از محل‌هايي است که دارای علايم راديويي، تلويزيونی و صداهای ناشی از احتراق در اتومبيل‌ها و هواپيماهاست.
به فعاليت مربوط به ساخت تلسكوپ‌ها مراجعه كنيد و تلسكوپ دلخواه خودتان را بسازيد.

+ نوشته شده در  Mon 23 Apr 2007ساعت 11 AM  توسط A^2  | 
هر ساله در اوایل اردیبهشت، مي‌توانيد شاهد آتش بازي هيجان انگيزي در آسمان باشيد. شبهای 2 تا 7 اردیبهشت ماه هر سال، میزبان شهابهایي از سمت صورت فلكي شلیاقی هستند.
حامد پور خرسندي

 

بارش شهابی شلیاقی امسال، در حالی به اوج خود می رسد، که صور فلکی تابستانی نیمه شب و در افق شرقی در آسمان ظاهر می شوند. هر
موقعيت کانون بارش
ساله که زمین از میان توده ذرات دنباله دار تاچر(Tatcher) عبور می کند، علاقه مندان به رصد بارش های شهابی خود را برای دیدن ۱۰ الي ۲۰شهاب شلیاقی در ساعت آماده می‌کنند.
این بارش که کانون آن در صورت فلکی شلیاق قرار دارد، هر ساله شهابهایی را با سرعت حدود ۴۸ km/sec روانه جو زمین می کند.
بر اساس گزارش های رصدی ای بارش در سال ۱۸۰۳ میلادی تبدیل به یک طوفان شهابی با ۷۰۰=ZHR*(تعداد شهابهاي سمت الراسي در ساعت) شهاب شد. این بارش قرار است، امسال بر خلاف چند سال گذشته نمایش زیبایی را به اجرا درآورد. بر اساس پیش بینی‌ها رصدگران احتمالاً بتوانند در هر ساعت حدود ۹۰ شهاب را در آسمان شمارش کنند.
بارش شهابی شلیاقی، امسال در حالی به اوج خود می رسد، که کانون بارش در ساعت ۲۰:۵۶ شامگاه دوم اردیبهشت طلوع می کند و همچنین هلال ۶ روزه ماه در ساعت ۲۴:۵۵ غروب می کند، و بارش حدود ساعت ۲ بامداد سوم اردیبهشت به اوج می رسد.
اما نگران ماه نباشید! بعد از تاریک شدن آسمان و قبل از طلوع کانون می توانید، شهابهایی را ببینید که به سمت صور فلکی عوا و جاثی حرکت میکنند و خوشبختانه به دلیل فاصله زیاد ماه از کانون بارش(ماه در غرب اسمان است) نور ماه هیچ مزاحمتی برای رصد ایجاد نمی کند.
هنگام رصد ممکن است، شهابهایی را ببینید که اگر خلاف جهت حرکتشان را امتداد دهید به صورت فلکی شلیاق نرسند! این شهابها ممکن است، شهابهای کشتیدمی یا اتا-دلوی باشند که این شبها فعال اند.
۲ بارش شهابی دیگر نیز شناخته شده اند، که کانونشان در صورت فلکی شلیاق قرار دارد:
بارش شهابی آلفا شلیاقی و بارش ژوئن شلیاقی که به ترتیب از اواسط تیر تا اواسط مرداد ماه و از اواسط خرداد تا اوایل تیر فعال اند.
شهابهای آلفا شلیاقی به قدری کم نورند که برای دیدنشان بهتر است از دوربین دوچشمی یا تلسکوپی با میدان دید باز استفاده کنید؛ و همچنین بارش شهابی ژوئن شلیاقی که قدر شهابهای آن به طور متوسط ۳+ است که دیدنشان را کمی مشکل می کند.

رصد بارش شهابی شلیاقی در بامداد ۳ اردیبهشت؛ می تواند تجربه جالبی برای عکاسی و رصد شهابها باشد. پس از همین الان برای رصد شهابهای شلیاقی برنامه ریزی کنید.
گزارش های دقیق رصدی تان را برای ما بفرستید.
آسمانتان پرستاره

*ZHR=۷۰۰: به اين معناست كه اگر كانون بارش در سمت الراس شما باشد و بقيه شرايط مساعد باشند به طور ميانگين شما تعداد ۷۰۰ شهاب را خواهيد ديد.

به نقل از پایگاه مجله نجوم

+ نوشته شده در  Sun 22 Apr 2007ساعت 8 PM  توسط A^2  | 

بامداد سيزدهم اسفند ۱۳۸۵ بهترين ماه‌گرفتگي قابل مشاهده از ايران در ۵ سال اخير رخ مي‌دهد. اين خسوف ديدني از سراسر کشورمان ديده مي‌شود.
فريبا پايروندثابت، بابك امين‌تفرشي‌
نخستين ماه‌گرفتگي هزارهِ سوم ميلادي را در ميان انبوهي از مردم از دارآبادِ تهران به‌نظاره نشستيم. ماه‌گرفتگي كلي روزهاي پاياني امسال نيز بار ديگر هيجان و خاطرات خسوف ۲۰ د
ي سال ۷۹ را زنده خواهد كرد.
اما قديمي‌ترين خسوف ثبت‌شده در تاريخ مربوط به‌سال ۷۲۱ پيش از ميلاد است كه بطلميوس آن را در كتاب مَجِسطي خود به‌طور كامل شرح داده است. رصدگران بابل و يونانيان باستان از روي رصد دقيق ماه‌گرفتگي‌ها متوجه شدند كه لبهِ سايه همواره شكلي شبيه به‌دايره دارد و سپس استدلال كردند كه زمين شكلي شبيه به‌كُره دارد و گِرد است. در سال ۴۹۹ پس از ميلاد، يك رياضيدان هندي براي نخستين‌بار به‌طور دقيق و درست، محاسبات مربوط به‌دو پديدهِ خسوف و كسوف را ارائه داد و... اين داستان همچنان ادامه دارد و هنوز هم منجمان به‌هنگام خسوف و كسوف در پيِ سنجش فاصله‌ها و يافتن مواردِ تازه در دنياي نجوم و آزمون دوبارهِ يافته‌هاي قديمي‌تر هستند. علاوه‌بر همهِ اين موارد امروزه ميليون‌ها نفر در سراسر دنيا به‌هنگام رُخدادِاين دو پديدهِ بسيار زيبا چشم به‌آسمان مي‌دوزند تا تجربهِ پيشينيان را بارِ ديگر تكرار كنند. مي‌دانيد هرگاه زمين، ماه و خورشيدِ درخشان در يك راستا قرار بگيرند بسته به‌اين كه ماه در ميان زمين و خورشيد (كسوف) يا زمين ميان ماه و خورشيد (خسوف) باشد ما شاهد پديده‌هاي متفاوتي خواهيم بود.
اگر زمان و تاريخ رُخداد يك ماه‌گرفتگي را بدانيد با استفاده از دوره‌هاي گرفت، مي‌توانيد زمان گرفت‌هاي بعدي ماه را حساب كنيد، درست مانند دوره‌هاي ساروسي در خورشيدگرفتگي.
در ماه‌گرفتگي امسال كه در واپَسين روزهاي سال ۸۵ اتفاق مي‌افتد، ماه در زيرِ پاي شيرِ نشستهِ آسمان، صورت فلكي اسد قرار دارد و قلب‌الاسد، نيز با درخشش زيباي خود به‌نظارهِ اين خسوف نشسته است. نخستين گام ماه به‌درون مخروط نيم‌سايه زمين دقايقي پيش از بامداد سيزدهم اسفند آغاز مي‌شود و نخستين نشانه‌هاي تيره‌شدن ماه، حدود نيم ساعت پس از ورود به‌نيم‌سايه بر چهرهِ ماه نمايان خواهد شد.

چرا ماه در هنگام گرفت در تمام­‌سايه زمين ناپديد نمي‌شود بلكه به‌رنگ سرخ تيره‌اي كماكان، با كمي دقت، پيداست؟ علت، وجودِ جوّ زمين است. گرچه زمين نور خورشيد را سد مي‌كند و سايهِ آن در فضا و در مسير گردش ماه سبب خسوف مي‌شود اما نور خورشيد در اين هنگام در جوّ زمين پخش مي‌شود و بخشي از نور در سايه زمين منتشر مي‌شود. طول‌موج‌هاي بلند نورمرئي، يعني سرخ، بهتر از جوّ عبور مي‌كنند و طول‌موج‌هاي كوتاه بيشتر در جوّ پخش مي‌شوند. در نتيجه نور سرخ ضعيف رسيده از جوّ زمين تمام­‌سايه را كمي روشن مي‌كند و ماه در اوج خسوف با بازتاب اين نور با تَه‌رنگ سرخ ضعيفي پيداست. اما ميزان روشنايي و سرخي ماه در هر خسوف كلي تغيير مي‌كند كه سنجش آن موضوعي جذاب براي منجمان آماتور و دانشمندان است. تاريكيِ ماهِ گرفته در نگاه اول به‌مسير ماه در تمام­‌سايهِ زمين و اين كه چقدر از وسط سايه عبور كند يا لبه‌ها نزديك باشد و اين كه ماه نزديك به اوج يا حضيض (دورترين و نزديك‌ترين فاصله از زمين) باشد وابسته است. اما جوّ زمين نيز نقش‌‌بزرگي‌دارد. ميزان پوشش ابر در لبه‌هاي قرص زمين (نسبت به‌ماه) در ميزان پراكندگي و جذب نور خورشيد تعيين‌كننده است. از سوي ديگر پراكندگي ذرات غبار در جوّ زمين نيز بسيار اثرگذار است. هرچه بيشتر باشند نور بيشتري جذب مي‌شود و تمام­‌سايه تاريك‌تر مي‌شود و خسوف هم همين‌طور. مثال بارز چنين خسوف تيره‌اي در آذر ۱۳۷۱ رخ داد و از سراسر ايران نيز ديده شد. فوران آتشفشان پيناتوبو در آسياي شرقي چنان جوّ زمين را غبارآلود كرده بود كه يكي از تيره‌ترين خسوف‌ها رخ داد.

+ نوشته شده در  Mon 12 Feb 2007ساعت 12 PM  توسط A^2  | 
شما، منجمان آماتور، مي‌توانيد با صرف بودجه‌هاي ناچيز وضعيت ديد محل رصدتان را بهبود بخشيد. مي‌توانيد بدترين اثرات آشفتگي‌هاي جوّي را، با دانستن منشأ پيدايش آنها و به‌كار بستن چند تَرفَند ساده ، كاهش دهيد.
آیرین شیوایی
شبي آرام و دل‌انگيز است. الماس‌هاي آسمان، ستارگان زيبا، چشمك‌زنان طنّازي مي‌كنند. درحالي كه چنين منظره‌اي شاعران را به‌وَجد مي‌آورد و عاشقان را سَرگَشته مي‌كند، اخترشناسان را سخت به‌مشكل مي‌اندازد. بازي‌هاي جوّ بر سَرِ نور ستاره‌ها گرچه تلا‡لو زيبا و چشمك‌زدن ستاره‌ها را سبب مي‌شود امكان آشكارسازي جزييات در نور ستاره‌ها را از ما مي‌گيرد. <ديد آسمان> ياSeeing ميزان حداكثرتوان تفكيك ماست كه تابع شرايط جوّي است و معمولاً برحسب ثانيه قوس بيان مي‌شود.

سازمان فضايي ناسا براي رهايي از وضعيت ديد نامناسب و ضعيف جوّي در زمين، بيش از دو ميليارد دلار خرج كرد و تلسكوپ فضايي هابل را به‌فضا فرستاد. اما منجمان آماتور، با بودجه‌هاي بسيار كمتر، نبايد از بهبود بخشيدن به‌وضعيت ديد محل رصدشان در زمين نااميد شوند. شما مي‌توانيد بدترين اثرات آشفتگي‌هاي جوّي را، با دانستن منشأ پيدايش آنها و به‌كار بستن چند ترفند ساده، از بين ببريد.

از ديد ما -‌كه در اعماق اقيانوسي از هوا قرار داريم-، در بزرگنمايي‌هاي زياد، ستارگان زنده مي‌نمايند، مي‌پرند، مي‌لرزند، مَوّاج مي‌شوند، يا به بزرگي يك توده محو ثابت مي‌شوند. به‌ندرت پيش مي‌آيد كه در شب (در بيشتر مناطق) تلسكوپي، صرف نظر از اندازه دهانه يا كيفيت اپتيك آن، بتواند جزييات كمتر از ۱ ثانيه قوس را تفكيك كند. سيارات، در بزرگنمايي‌هاي زياد، محو ديده مي‌شوند و به وضوح نمي‌رسند. هنگام رصد ماه به‌نظر مي‌رسد موج‌هاي هواي گرم بر فراز آن در جريان‌اند، گويي تصوير ماه يا قرص سياره بر آب افتاده است. ستارگان دوتايي، كه در مرز توان تفكيك اپتيك شما قرار دارند، تك ستاره ديده مي‌شوند.

توان تفكيك تلسكوپ شما در نور مرئي برحسب ثانيه قوس از رابطهِ۵۲۱‌/D به‌دست مي‌آيد كهD قطر دهانه تلسكوپ (قطر شيئي يا آينه اوليه) به‌ميلي‌متر است. درحالي كه اين رابطه توان تفكيك تلسكوپ ۵ اينچي (۱۲۵ ميلي‌متري) را يك ثانيه قوس به‌دست مي‌دهد تلسكوپ آماتوري با اين اندازه، از رصدگاه‌هاي شهري، بهتر از تفكيك ۲ ثانيه قوس عمل نمي‌كند يا حتي بزرگ‌ترين تلسكوپ‌هاي آماتوري نيز، در شرايط آشفته جوّي و ديد نامطلوب، بيش از اين در تفكيك جزييات پيش نمي‌روند. علت ساده‌اي دارد. تعريفي كه براي يك تلسكوپ خوب بيان مي‌شود آن است كه بتواند تمام پرتوهاي نور رسيده به‌خود را هم­‌فاز نگه دارد و خطاي تراش آينه‌اش حداكثر تا طول موج نور رصدي باشد. اما همين نور هنگام عبور از درون لوله يك متري تلسكوپي، كه هوا درون آن است، حدود ۴۰۰ طول موج نسبت به‌تلسكوپي كه درون آن خلا‡ است عقب مي‌ماند. پس ببينيد
كه هوا، از نظر اپتيكي، چه نقش مهمي را ايفا مي‌كند. اگر همه چيز را بسيار ايده‌آل و خوش‌بينانه در نظر بگيريم هوا همه بخش‌هاي نور را به‌يك اندازه تحت تأثير قرار مي‌دهد. اما اگر هواي درون لوله يك بخش از نور را بيشتر از بخش‌هاي ديگر تحت تأثير قرار دهد چطور مي‌شود؟ اين تغييرات ممكن است حتي با اختلاف دماي ۲/۰ درجه سانتي‌گراد نيز به‌وجود آيد. يعني فقط چنين اختلاف دمايي در هواي بخش‌هاي مختلف لوله تلسكوپ مي‌تواند نور دريافتي را غير هم‌فاز و آشفته كند.

حالا كيلومترها مسافتي را، كه نور بايد طي كند تا به‌تلسكوپ ما برسد، در نظر بگيريد؛ بسيار شگفت‌آور است كه اصلاً مي‌توانيم جزيياتي را از جرمي، كه در آن‌سوي جوّ است، تشخيص دهيم!

ميزان شكست نور، يا ضريب شكست، بستگي به‌چگالي و دماي هوا دارد. زماني كه بخش‌هايي از هوا با دماهاي گوناگون به‌هم برخورد مي‌كنند مرز آنها به‌موج‌هاي چرخان و گرداب‌هايي تبديل مي‌شود كه مانند عدسي‌هاي ضعيف و نامنظمي عمل مي‌كنند. پديده مشابهي را زماني مشاهده مي‌كنيم كه هواي گرم بر‌فراز آتش يا خياباني، كه در طول روز داغ شده است، با هواي سرد بالاي آن برخورد كند. آن امواج هواي گرم حادترين مشكل ديد منجمان آماتور است. در جوّ بالاي سر ما نيز بخش‌هاي مختلفي با تفاوت‌هاي دمايي وجود دارد كه، زماني كه از پشت تلسكوپ به‌آنها نگاه مي‌كنيم، آنها را تشديد شده مي‌بينيم.

بيشترين بخش مشكل ديد در نزديكي تلسكوپ شما اتفاق مي‌افتد؛ در جايي كه شما مي‌توانيدآن را كاهش دهيد. پيش از هر چيز از سلامت اُپتيك خود مطمئن شويد. تصوير محو و تفكيك نشدن جزييات هميشه زير سرِ جوّ نيست. در تلسكوپ‌هاي نيوتني اول مطمئن شويد كه آينه ثانويه با اوليه هم‌خط است. در بزرگنمايي نسبتاً زياد ستاره‌اي مرتفع در آسمان را نشانه رَويد و تصوير را از وضوح خارج كنيد. آيا دايره‌هايي هم‌مركز از تصوير ستاره مي‌بينيد يا بيضي‌هاي كشيده و ناهمگون؟ با به‌آرامي چرخاندن پيچ‌هاي تنظيم آينه ثانويه مي‌توانيد به‌دايره‌هاي هم‌مركز برسيد. حالا به‌سراغ رفع مشكلات ديد آسمان مي‌رويم.
برگرفته از: skytonight.com
+ نوشته شده در  Mon 12 Feb 2007ساعت 12 PM  توسط A^2  | 
سلام دوستان عزیز

امروز یک مقاله برای بررسی تخصصی صورت فلکی جبار ترجمه کردم که می توانید از لینک زیر دانلود کنید:

دانلود کنید

براي مشاهده اين نوع فايل به برنامه زير احتياج داريد

دانلود کنید ابزار RepliGo Viewer را با حجم 940 کیلوبایت براي سيستمهايي كه تنها نياز به مشاهده فايلهاي RGO را دارند و نيازي به Writer آن ندارند .

به نقل از وبلاگ آزانس فضایی آپادانا.

+ نوشته شده در  Tue 29 Aug 2006ساعت 11 PM  توسط A^2  | 

مقدمه

بشر در طول تاریخ همواره مجذوب آسمان شب بوده است .بسیاری از ستاره ها و صورت های فلکی ، نام خود را از تمدن های باستانی و اولیه به هدیه گرفته اند . برای مثال با جستجویی ساده درآثار تاریخی به داستان ها و افسانه های بسیاری در مورد صورت فلکی جبار دست خواهید یافت که به دوران سامری ها ، روم باستان و بسیاری تمدن های دیگر باز می گردد . در این مقاله سعی میشود تا ضمن بررسی تاریخچه نامگذاری ستاره ها به روشهای نامگذاری و قواعد مرتبت با آن بپردازیم .

نام برخی از ستارگان از کجا آمده است ؟

با مراجعه به کتاب ها ومنابع نجومی به نام هایی برای ستارگان برمی خوریم که در هیچ یک از قواعد نامگذاری ستارگان نمی گنجد .

نام بسیاری از ستاره ها به نحوی با نام صورت فلکی خود در ارتباط است. برای مثال Deneb به معنی “دم” همان ستاره ای است که در قسمت انتهایی و دم صورت فلکی قو یا دجاجه قرار دارد .

گاهی نیز نام ستارگان بر اساس ویژگی خود آن ستاره می باشد و هیچ ارتباطی با نام صورت فلکی خود ندارد .برای مثال سیروس به معنی داغ و سوزان می باشد . با این ترتیب این نام ، لایق درخشان ترین ستاره آسمان می باشد و در عین حال هیچ نشانی از نام صورت فلکی خود (کلب اکبر ) در آن موجود نمی باشد .

به ندرت نام های شگفت انگیز در میان نام ها یافت میشود که در آنها نه نشانی از ارتباط با صورت فلکی هست و نه ارتباطی با ویژگی خود آن ستاره . برای مثال در صورت فلکی خرگوش ستاره ای وجود دارد که از گذشته به نام Nihal خوانده می شده است . ترجمه این کلمه را میدانید ؟ Nihal در اصطلاح به معنی ” شتر ها عطش و تشنگی خود را رفع میکنند” است . به نظر شما دلیل این نامگذاری چیست ؟

نام برخی از ستارگان عربی است و معمولا با استفاده از حرف تعریف “ال” که در جلوی آنها می آید شناخته میشوند مانند Algol(که دارای ریشه فارسی است!)

بسیار از این نام ها در زمان های مختلف به شکل های گوناگون آمده اند و گاهی “ال ” از این نام های حذف شده است مانند همین ستاره Algol که در برهه ای از تاریخ با نام Ghoul خوانده شده است .

برخی دیگر از نام ها دارای ریشه های یونانی و لاتین و یا حتی چینی می باشند . در این میان گاه با نام های بر خواهیم خورد که دارای ریشه فارسی بوده ولی در شکل ظاهری آن هیچ نشانی از فارسی یافت نمی شود و عمدتا در میان نامهای عربی و یا لاتین دسته بندی می شوند .

در بخش اول این مقاله به بررسی سیستم های نامگداری می پردازیم که ویژه ستارگانی است که تنها با چشم غیر مسلح دیده می شوند .

بخش اول

سیستم نام گذاری بایر Bayer

در سال 1603 میلادی Johann Bayer (1572-1625) وکیل آلمانی که بسیار به نجوم علاقمند بود بر اساس اطلاعات و دیتا های منجم دانمارکی تیکو براهه Tycho Brahe (1546-1601) یکی از منسجم ترین اطلس های آسمان به نام Uranometria را تدوین کرد .

این اطلس حاوی 51 جدول می باشد که 48 جدول آن هرکدام به یکی از 48 صورت فلکی بطلمیوسی اختصاص یافته است و یک جدول به 12 صورت فلکی جدید که توسط 2 کاشف هلندی-آلمانی Pieter Dircksen Keyzer و Frederick de Houtman در نیکره جنوبی آسمان کشف شده بود اختصاص یافت 2 جدول دیگر نیز به تمامی بخش شمالی و جنوبی کره سماوی اختصاص داده شد .

بایر ستاره های هر صورت فلکی(تنها ستارگانی که با چشم برهنه دیده می شد ) را بر اساس میزان روشنایی یا قدر آنها دسته بندی کرد .سپس به هر یک از ستاره ها یکی از حروف کوچک یونانی را از آلفا تا امگا اختصاص داد .بعد از این 24 حرف به سراغ حروف کوچک لاتین رفت و هر یک از این حروف را به جز j و u (که ممکن بود با i و v اشتباه شود ) به هر یک از ستاره های باقیمانده نسبت داد .

سپس به عنوان پسوند نام صورت فلکی را پس از این حرف ذکر کرد . برای مثال نام درخشان ترین ستاره در صورت فلکی قنطورس alpha Centauri ذکر شد . در این دسته بندی ستارگان یک صورت فلکی که بسیار به هم نزدیک بودند و یا درخشندگی یکسانی داشتند نام یکسانی گرفتند . برای مثال در فهرست بایر 6 ستاره در قسمت گرز صورت فلکی جبار نام pi Orionis گرفتند که امروزه این 6 ستاره توسط منجمین با نام های π1- π6 Orionis تصحیح شده اند .

سیستم نام گذاری Flamsteed

سیستم نامگداری بایر محدودیت هایی داشت . از آن جمله می توان به محدودیت در تعداد حروف یونانی و لاتین اشاره کرد . مشکلی که بیش از این مسئله به چشم می خورد ، دشواری بیش از حد در درجه بندی نور ستارگان کم نوری بود که با چشم برهنه به سختی دیده می شد و مقایسه و دسته بندی بر اساس میزان درخشنگی این ستاره ها را دشوار می ساخت .

John Flamsteed منجم درباری انگلیسی در نامه ای به انجمن منجمین سیستم نامگذاری بایر را به باد انتقاد گرفت و خواهان لغو آن شد. او در این نامه پیشنهاد کرد که به جای حروف کوچک یونانی و لاتین از شماره استفاده شود و به جای دسته بندی بر اساس روشنایی ستارگان یک صورت فلکی ، موقعیت ستاره در آن صورت فلکی از غرب تا شرق به عنوان معیار قرار گیرد . به این معنی که غربی ترین ستاره هر صورت فلکی با شماره 1 مشخص شود و اولین ستاره ای که در شرق این ستاره بیاید با شماره 2 مشخص شود و به همین ترتیب تا شرقی ترین ستاره آن صورت فلکی .

برای مثال غربی ترین ستاره صورت فلکی قنطورس با نام 1 قنطورس مشخص شد .

به این ترتیب می توان گفت که سیستم نامگذاری Flamsteed نسخه تصحیح شده ای از سیستم بایر بود .

انجمن منجمین این قاعده را پذیرفت با این حال سیستم نامگذاری بایر را نیز برای ستارگانی که با چشم به خوبی دیده می شد معتبر دانست .به همین دلیل بسیاری از ستارگان که با چشم برهنه دیده می شود نامهای متفاوتی دارد برای مثال Deneb و Alpha Cygniو 50 Cygni همگی نام های یک ستاره می باشند .

بخش دوم

نسل جدید قوانین نامگذاری ستارگان

با ورود دروبین های نجومی به عرصه ، نامگذاری ستارگان وارد مرحله جدیدی شد .دروبین های نجومی دنیایی نو از ستارگان را به منجمین معرفی کرد و نیاز به قاعده ای جدید برای نامگذاری هر لحظه بیشتر حس می شد . در همین موقع بود که انجمن منجمین و ستارشناسان تعداد انبوهی از کاتالوگ های نجومی را در مقابل خود یافتند که در آنها هر منجم بر اساس سلیقه خود به نامگذاری ستارگان پرداخته بود . گروهی ترتیب یافتن هر ستاره را معیار قرار داده بودند و گروهی مختصات و به خصوص میل هر ستاره را و گروهی دیگر تاریخ کشف آن ستاره و گروهی رده طیفی و رنگ و سایر ویژگی های ستاره را معیار قرار دادند . این تنوع تا حدی بود که برای یک ستاره گاه چندین اسم متفاوت یافت می شد و این خود کار را دشوار تر کرده بود .

انجمن ستارشناسان به منظور ایجاد وحدت ، مختصات هر ستاره بر حسب میل و بعد به همراه سال کشف آن ستاره یا سال نشر آن اطلس را به عنوان معیار در نظر گرفت .

نامگذاری ستارگان دوتایی و چندگانه

دسته وسیعی از ستارگان را ستارگان دوتایی یا چندتایی تشکیل می دهند .مولفه های یک مجموعه دوتایی یا چندتایی در صورتی که دارای فاصله قابل تشخیص از یکدیگر باشند با استفاده از اعداد و بر اساس موقعیت غربی شرقی نام گذاری میشوند . برای مثال Alpha Librae یک مجموعه دوتای با مولفه های تمیزپذیر است . مولفه غربی این مجموعه 1 Alpha- و مولفه شرقی Alpha-2 نام میگیرد . در اینگونه مجموعه ها با حرکت به شرق این اعداد نیز بالاتر خواهند رفت.

در سیستم های چندتایی (یا همان سیستم های دوتایی ) هنگامی که مولفه های مجموعه به هم خیلی نزدیک باشند درخشش مولفه ها معیار نام گذاری است به این ترتیب که ستاره ای که پرنور ترین ستاره و مولفه اصلی مجموعه است با “A” و ستاره کم نور تر با “B” نام گذای ادامه مییابد. برای مثال ستاره سیروس خود جزئی از یک مجموعه دوتایی است و ستاره همدم آن یک ستاره از نوع کوتوله سفید میباشد . به ستاره سیروس که با چشم برهنه به راحتی دیده میشود مولفه “A” و کوتوله سفید همدم آن عنوان “B” را به خود میگیرد .

نامگذاری ستارگان متغیر

نام گذاری این ستارگان را می توان بر اساس همان طرح مورد تائید انجمن ستارشناسان انجام داد اما دلایل تاریخی حاکی از آن است که این قاعده گاهی کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد . بدین منظور برای نام گذاری دسته بزرگی از ستارگان یعنی ستارگان متغیر قاعده زیر را برمیگزینیم .

نخستین ستاره متغیر کشف شده در هر صورت فلکی چنانچه بر اساس معیار بایر و یا Flamsteed نامگداری نشده باشد با حرفR و به دنبال آن ، نام صورت فلکی خوانده میشود . برای مثال نخستین ستاره متغیر که در صورت فلکی Cetus یافت شد و بر اساس معیار بایر و Flamsteed نامگذاری نشده بود R Ceti نام گرفت .

دومین ستاره کشف شده در آن صورت فلکی نام S و سپس T و همینطور تا Z را به خود می گیرد . این قاعده 9 ستاره اول کشف شده را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ستاره 10 ام به بعد نامRR و سپسRS و سپسRT و همینطور تا RZ سپس SS وST و همینطور تا SZ . آنقدر این ترتیب را ادامه می دهیم تا به ZZ برسیم .

این مجموعه نیز 54 ستاره متغیر را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ادامه از AA شروع میکنیم و به همان شکل قبل تا AZ و سپس BB تا BZ . اینقدر این کار را ادامه می دهیم تا با QZ برسیم . تا انجا 334 ستاره نامگذاری شده است . برای ادامه از حرفV به همراه یک شماره که از 335 شروع می شود کار را دنبال میکینیم . برای مثال V335 , V336,…

2به نکته در این نامگذاری توجه کنید.اول اینکه QZ در این مجموعه جایی ندارد و دوما اینکه توجه کنید که هیچ گاه در این نامگذاری حرف دوم بالاتر از حرف اول (در ترتیب الفبا ) نمی باشد . یعنی هیچ گاه به عنوان مثالBA یا CB یا SR یا … نداریم .

سیستم نامگذاری در برخی از کاتالوگ های معروف

BD numbers

این نام مشخصه کاتالوگی است که در اواسط قرن 19 توسط Bonner Durchmusterung تهیه شد .در این مجموعه نام چند صد هزار ستاره با قدر روشن تر از 10 گردآوری شده است . این کاتالوگ حاوی موقعیت این ستاره ها میباشد و فهرستی نیز بر اساس همین موقعیت در این کاتالوگ موجود می باشد . اعداد کاتالوگ بر اساس شمارش ستارگان در یک میل خاص از شمال به جنوب تعیین شده است . بنابراین BD numbers بیانگر میل به همراه یک عدد بالارونده بر اساس شمارش ستاره در این میل خاص می باشد . برای مثال BD+31o216 به معنی 216 ستاره در محدوده میل +31 و 32 + می باشد .BD محدوده میل بین +90 تا +22 را پوشش میدهد .

CD (Cordoba Durchmusterung) و CPD (Cape Photographic Durchmusterung)کار مشابهی را برای مناطق جنوبی تر انجام می دهند .

The Bright Star Catalog

ستارگان درخشان تر از قدر 6.5 با شماره ای که بر اساس افزایش بعد افزایش می یابد مشخص می شود . پیشوند HR و یا BS در جلوی این شماره نوشته می شود . برای مثال HR1099

The Henry Draper Catalog

در این کاتالوگ ستارگان درخشان تر از قدر 8.5 و کمی ضعیف تر بر اساس رنگ و رده طیفی دسته بندی و نامگذاری میشوند . برای مثال HD183143

ستارگان دوتایی در کاتالوگ ها

ستارگان دوتایی بر اساس سیستم کاتالوگی به شکل زیر نامگداری می شوند . ابتدا یک شماره و سپس نام کاشف و یا به وسیله شماره آنها در هر یک از کاتالوگ های
the Burnham Double Star catalog (BDS)
Washington Double Star catalog
Aitken Double Star catalog (ADS)

نامگذاری مولفه های اصلی مجموعه های دوتایی همان طور که ذکر شد بر اساس درخشندگی و با استفاده از حروف A و B و … نیز امری متداول است .

The Guide Star Catalog

این کاتالوگ حاوی نام و موقعیت ستارگانی است که داری موقعیت بسیار مناسب و قابل آدرس دهی است . سنسور های راهبری تلسکوپ فضایی هابل بر اساس آن کار میکند و هدف اصلی تهیه این کاتالوگ نیز همین بوده است ستارگان این مجموعه ستارگان درخشانی نمی باشند و دارای قدری در حدود 13 می باشند.آسمان توسط این ستارگان به قسمت های مختلف تقسیم می شود و ستارگان در هر یک از این منطقه ها شماره گذاری منحصر به آن منظقه را دارند .

برای مثال : GSC 4068/1167

کاتالوگ های اجرام غیرستاره ای

کاتالوگ های دیگری نیز موجود می باشد که به فهرست کردن اجرام غیر ستاره ای پرداخته است که از آن جمله میتوان به :

Messier Catalog با مشخصه M

New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters با مشخصه NGC

Index Catalog با مشخصه IC

اشاره کرد .

سخن آخر

در اینجا برخی از کاتالوگ های شاخص مورد بررسی مقدماتی قرار گرفت با این حال توجه داشته باشید که برای استفاده از هر کاتالوگ،راهنمای آن بهترین مرجع شما می باشد . برخی از کاتالوگ ها حاوی اطلاعات دیگری مانند سرعت ویژه ، رده طیفی و اطلاعات دیگر می باشد و هر کاتالوگ سیستم کدگذاری منحصر به خود را دارد که در قسمت راهنما ، توضیحات و اساس آن را در خواهید یافت
لیست کاتالوگ های مهم
• ACT Catalog
• Aitken Double Star Catalogue (ADS)
• Almagest
• Astrographic Catalogue
• Astronomische Gesellschaft Katalog (AGK)
• Bonner Dürchmusterung (BD)
• Boss General Catalogue (GC)
• Bright Star Catalogue(HR)
• Cape Photographic Durchmusterung (CPD)
• Carte du Ciel
• Cَrdoba Durchmusterung (CD)
• Digital Sky Survey (DSS)
• Franklin-Adams charts
• Fundamental Katalog (FK)
• General Catalogue of Variable Stars (GCVS)
• Gliese Catalogue
• Groombridge Catalogue
• Guide Star Catalog (GSC)
• Henry Draper Catalogue (HD)
• Hipparcos Catalogue (HIP)
• Index Catalogue (IC)
• Messier Catalogue
• New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters (NGC)
• Palomar Observatory Sky Survey (POSS)
• Shapley-Ames Catalogue
• Smithsonian Astrophysical Observatory Catalog (SAO Catalog)
• Southern Reference Stars (SRS)
• Southern Sky Survey
• Tycho Catalogue
• Uranometria
• Zwicky Catalogue.

+ نوشته شده در  Sun 13 Aug 2006ساعت 8 PM  توسط A^2  |