تبليغاتX
شب پرستاره
نجوم و هوافضا

موتور موشک

 

 

دامنه استفاده از راکت‌ها فقط به ارتش و جنگ ختم نمی‌شود، بلکه از آن برای ارسال ماهواره یا سفینه‌های فضانورد و مکتشف نیز استفاده می‌گردد. اولین مورد استفاده نظامی از موشک یا به اصطلاح دیگر راکت مربوط به قرن سیزدهم و در چین بوده است. در این هنگام چینی‌ها از سلاحهائی به نام ? تیرهای آتش ? برای محاصره و سقوط ? قلعه کیفینگ ? استفاده کردند. این تیرها در حقیقت راکت‌های سوخت جامد (باروت تفنگ) بودند. ایده طرح و ساخت راکت‌ها از آن زمان به بعد مورد توجه قرار گرفت. بطوری که امروزه راکت‌های سوخت مایع نیز ساخته شده و تکامل بسیاری یافته‌اند.
 

سیر تحولی رشد

در سال 1285 راکت‌ها در ? کولوگن ? اروپا مورد استفاده قرار گرفتند و از آن تاریخ تا به حال به عنوان یک اسلحه مورد توجه می‌باشند. از میان جنگهای معروفی که در آنها از راکت به عنوان اسلحه استفاده شد، می‌توان جنگهای ? سرنیگاپاتا ? در هند و در سالهای 1722 و 1799 جنگهای ? بولوگن ? ، در سال 1806 جنگ ? دانزیگ ? و جنگ ? کپنهاگ ? در 1807 و همچنین حمله انگلیس در ? فورت مک هنری ? را نام برد.

در طی جنگ جهانی دوم ، چند کشور از جمله ایالات متحده آمریکا با موفقیت از مقرهای پرتاپ چند موشکه استفاده کردند. راکت‌هائی که در جنگ ? استالینگراد ? توسط شوروی بکار گرفته شدند، در طی جنگ دوم جهانی توسط آمریکا در اختیار شوروی قرار گرفته بودند. راکت‌های سوخت مایع در ایالات متحده توسط پروفسور ? رابرت راچ گادارد ? ساخته شده و تکامل یافتند. گادارد چندین سال سعی کرد تا ایده‌های خود را به دولت امریکا قبولاند و وسایل مورد نیاز خود را تهیه کرد. گادارد با همکاری ? چارلز لیندبرگ ? بالاخره توانستند تعدادی راکت سوخت مایع که با بنزین و اکسیژن مایع تغذیه می‌شدند را ساخته و با موفقیت به پرواز در آورند.

تقریبا در همین زمان چند دانشمند آلمانی به رهبری ? هرمان اوبرت ? بر روی موتورهای سوخت مایع کار می‌کردند. این گروه توسط ? ورنهر ون براوف ? که بعدها اسیر شده و به امریکا منتقل شد، کمک می‌شدند. ون براون بعدها در امریکا رهبری دانشمندان امریکایی را که بر روی پروژه راکت سوخت مایع کار می‌کردند، بر عهده گرفت. در پایان جنگ جهانی دوم موشک‌های وی _ 2 که توسط براون در آلمان طراحی شده بود، به سمت انگلستان پرتاپ شده و قدرت و کفایت خود را به اثبان رساندند. امروزه انواع مختلف راکت‌ها برای مقاصد گوناگون ساخته و بکار گرفته شده‌اند.
 

موتور راکت با سوخت مایع

یک موتور موشک که با سوخت مایع کار می‌کند، شامل تزریق کننده ، اتاقک احتراق ، گلوگاه و شیپور می‌باشد. بخش پشتی اتاقک انفجار یا احتراق که محل تزریق سوخت است را اینجکتور یا تزریق کننده می‌نامند. لایه داخلی اتاقک احتراق دارای جداری تو خالی است که گاز خنک کننده‌ای در آن جریان دارد. شیپور در قسمت عقب دارای شکلی همگرا بوده و ایجاد گلو می‌کند و در قسمت جلو شکلی واگرا داشته و تولید دهانه بزرگ خروجی را می‌نماید. در پشت شیپور اتاقک احتراق قرار دارد. معمول‌ترین طرح شیپور ، شیپور دلاوال نام دارد. این نام از اسم دکتر ? گوستاو پاتریک دلاواو ? یک مهندس سوئدی بود، گرفته شده است.
 

پمپ مواد سوختی

معمولا پمپ مواد سوختی در هر موتور موشک شامل یک توربین گازی است که دو پمپ سانتریفوژی (گریز از مرکز) که بر روی شافت (محور) همان توربین سوار است را می‌گرداند. جنس توربین گازی و لوله سفید آن از آلیاژ نیکل است که در مقابل حرارت زیاد مقاوم می‌باشد. بدنه پمپ مواد سوختی و پروانه‌های آنها از آلیاژ آلومینیوم ساخته می‌شود تا از وزن آنها کاسته شود. ژنراتور گاز توربو پمپ شبیه به اتاقک احتراق موتور راکت است. سوخت ژنراتور گاز معمولا از منبع اصلی سوخت موشک تامین می‌شود.
 

سیستم اشتعال در موتورهای سوخت مایع موشک

سیستم اشتعال در راکت‌های سوخت مایع می‌تواند یک سیستم جرقه زنی الکتریکی یا یک سیستم هیپرگولیک باشد. در سیستم الکتریکی ، سوخت و اکسید کننده به صورت پودر به اتاقک احتراق تزریق شده و پس از مخلوط شدن توسط جرقه‌های الکتریکی مشتعل می‌شوند.
 

اینجکتورها

اینجکتورها در شکلهای مختلف طراحی شده و ساخته می‌شوند. در همه اینجکتورها سوخت و اکسید کننده به هنگام خروج به خوبی و بطور کامل با هم مخلوط می‌شوند. در بعضی از اینجکتورها سوخت و اکسید کننده پس از ورود به اتاقک با هم مخلوط می‌شوند. در این روش ذرات کوچکتر که همان گازهای حاصل از احتراق باشند، تولید می‌شوند. در روش دیگر ، سوخت و مایع اکسید کننده بر روی صفحاتی که در مقابل اینجکتور تعبیه شده‌اند، پاشیده می‌شوند. در این عمل سوخت و ماده اکسید کننده با هم مخلوط شده و مشتعل می‌شوند.
 

مواد سوختی مایع

مواد سوختی به مجموعه سوخت و ماده اکسید کننده اطلاق می‌شود. برای موتورهای موشک سوخت مایع انواع بسیاری سوخت و اکسید کننده وجود دارد، اما باید توجه داشت که خصوصیات این مواد با هم متفاوتند. از مواد اکسید کننده می‌توان اکسیژن مایع ، فلورین ، پراکسید هیدروژن ، اسید نیتریک سفید دود کننده و کلرین را نام برد. بعضی از ترکیبات سوختی بسیار آتش‌زا هستند. برای مثال اکسید کننده فلورین در ترکیب با آمونیاک ترکیب بسیار قابل احتراقی را تولید می‌کند.
 

کار با مواد سوختی مایع

تکنسین یا تعمیرکار موشک که مسئول مواد سوختی راکت است، باید بطور کامل با تکنیکهای این موضوع آشنا باشد. وی ابتدا باید با طبیعت این مواد آشنا بوده و ترکیبات و خصوصیات هر کدام را بداند. برای مثال اکسیژن مایع همیشه در دمای کم نگهداری می‌شود و در صورت تماس با ترکیبات آلی و بافتهای زنده بلافاصله آنها را منجمد می‌کند و به همین دلیل هرگز نباید اکسژن مایع با پوست تماس پیدا کند، زیرا در اثر تبخیر شدید و گرفتن مقدار زیادی از دمای پوست باعث صدمه زدن به آن می‌شود.
 

کاربرد موتورهای راکت

موتورهای راکت در موشک‌های نظامی مانند موشک‌های هوا به هوا (ای ای ام) ، زمین به هوا (اس ای ام) ، هوا به زمین (ای اس ام) ، زمین به زمین (اس اس ام) و غیره استفاده می‌شود. موتورهای راکت که در موشکهای رزمی بکار می‌رود هم از نوع سوخت مایع و هم از نوع سوخت جامد می‌باشد. قدرت این موتورها بین چند صد تا چند میلیون پوند متغیر است.

 

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

بارزترین اختلاف زندگی در زمین و فضا بی وزنی است، که بر کلیه شئون زندگی مسافر تأثیر می‌گذارد. برخی می‌گویند که محدود بودن در مکان کوچکی نظیر ایستگاه میر به مدت طولانی می‌تواند مشکلاتی پدید آورد. برای راحتی بیشتر ایستگاه فضایی میر با رنگهای آرامش بخش تزئین شده است. ساکنان میر تا حدودی زندگی خصوصی و اتاقکهایی برای استراحت دارند. کتاب و موسیقی در اختیارشان قرار می‌گیرد و برای تماشای زمین دریچه‌ای دارند. سفینه‌های تدارکاتی نامه و هدایای خانواده‌هایشان و کالاهای تجملاتی نظیر میوه تازه به ایستگاه می‌آورند.


خوردن

تمام غذایی که در فضا خورده می‌شود، از زمین برده می‌شود و برای کاهش وزن سفینه ، اکثر آن خشک و در بسته‌های مجزا بسته بندی می‌شود. غذا آب گرفته می‌شود، یعنی قبل از خوردن غذا باید به آن آب افزود، سپس غذا در اجاقی گرم می‌شود. غذاهای کنسروی نیز خورده می‌شوند. برای نوشیدن ، فضانوردان باید مایعات را با نی از بطری یا فنجان در دار بنوشند. بدون در پوش ، مایعات به بیرون شناور می‌شوند.


نرمش

نرمش عضلات قائم نگهدارنده بدن در زمین ضروری است. بدون نرمش ممکن است فضانورد آنقدر تضعیف شود که در بازگشت به زمین پس از مأموریتی طولانی نتواند بایستد.


خواب

در فضا فضانوردان برای خواب احتیاجی به تخت ندارند، در عوض از کیسه خواب استفاده می‌کنند. این کیسه‌ها به دیوار متصل می‌شوند تا مانع حرکت و برخورد آنها به اجسام دیگر شوند. اگر دست فضانوردان بسته نشود، شناور می‌شوند. بنابراین به هنگام خواب دست و پایشان بسته می‌شود. در محیطی بی وزن فراز و نشیب نیست، بنابراین فضانوردان می‌توانند در هر زاویه‌ای بخوابند. سفینه‌ها پر سر و صدا هستند، بنابراین برخی از فضانوردان برای کسب آسایش و آرامش گوشی می‌گذارند.

در روزهای اولیه پرواز فضایی ، فضانوردان از گروه نخبه خلبانان آموزشی نظامی انتخاب می‌شدند. فضانوردان آینده باید تحصیلات عالی ، معمولا دارای مدرک تحصیلی علوم یا مهندسی می‌داشتند. آنها همچنین باید فوق العاده ورزیده بودند و قبل از پذیرش برای آموزش تحت معاینات پزشکی و روانی قرار می‌گرفتند. فضا نوردان باید شتابهای بالایی را در خلال پرتاب یا بازگشت تحمل می‌کردند، بنابراین دستگاههای مخصوصی برای آزمودن آنها ساخته شد. فضانوردان همچنین به طراحان و مهندسان سازنده سفینه در کار ساخت آن یاری می‌رساندند.

آموزشهای نوین

کماکان فضانوردان باید در علوم پایه ، مهندسی یا پزشکی تحصیلات عالی داشته باشند. بسیاری از خلبانان از نیروی هوایی انتخاب می‌شوند و در میان خدمه متخصصانی هستند که برای انجام آزمایشها تعلیم می‌بینند. سفر با شاتل فضایی آنها را در معرض شتابهای سفینه‌های سابق قرار نمی‌دهد، ولی باید همچنان ورزیده باشند. در هواپیماهایی به نام ستاره تهوع آور آنها برای مدتی کوتاه بی‌وزنی را تجربه می‌کنند.

تا کنون هیچ نشانه‌ای از حیات در نقاط دیگر منظومه شمسی نیافته‌ایم، ولی می‌دانیم که میلیاردها ستاره و سیاره دیگر وجود دارند. بسیاری از این ستارگان شبیه خورشید هستند و می‌دانیم که حتی شاید یکی از آنها سیاراتی نظیر منظومه شمسی داشته باشد. تلسکوپهای نوری آنقدر قوی نیستند که سیاره دیگری را مثل زمین ببینند، ولی می‌توانند غبار اطراف ستارگان را که شاید محل تشکیل سیارات باشند، ببینند.

گروهی از دانشمندان به نام کاوش هوش فرازمینی (ستی) در جستجوی زندگی هوشمند در نقاط دیگر کهکشانمان هستند. آنها با بشقابهای رادیویی علائم رادیویی را جمع آوری و با رایانه تجزیه می‌کنند. رایانه‌ها می‌توانند علائم مصنوعی را شناسایی کند.


بی وزنی

در مدار به محض خاموش شدن موتورهای اصلی ، فضانوردان دچار وضعیت بی وزنی ظاهری می‌شوند. در زمین ما از وزنمان آگاهیم، زیرا فشار رو به بالای هر چیزی که بر رویش ایستاده‌ایم مانع کشش رو به پایین جاذبه بر بدنمان می‌شود. در فضا ، فضاپیما و سرنشینانش تحت تأثیر جاذبه مرتبا بسوی زمین کشیده می‌شوند. فضانوردان که چیزی مانع سقوطشان نمی‌شود، درون سفینه شناور می‌شوند.


بی وزنی در فضا

در مدار ، سقوط فضاپیما و سرنشینانش بسوی زمین به همراه حرکت رو به جلوی فضاپیما باعث ایجاد مسیر مداری منحنی شکل می‌شود. در مدار فضانوردان احساس می‌کنند بسوی زمین سقوط آزاد می‌نمایند و بی وزنند. هنگام بر خاستن فضاپیما ، شتاب باعث می‌شود فضانوردان خود را سنگینتر احساس کنند.


کار کردن در فضا

فضانوردان همواره در فضا پرکارند. شاتل فضایی آمریکا و ایستگاه فضایی میر برای فضانوردان محل انجام آزمایشات فراوانی می‌باشند تا در مدار انجام دهند. فضانوردان برای رصد فضا از تلسکوپ و برای عکسبرداری از زمین از دوربین استفاده می‌کنند، آنها همچنین باید سفینه را نگهداری و نظافت کنند. اولین ایستگاههای فضایی بصورت یک قطعه پرتاب می‌شدند، اما فضانوردان با افزودن واحدهای جدید به ساختار فعلی ، آن را گسترش می‌دهند. ایستگاه پیشنهادی آلفا در مدار توسط فضانوردان مونتاژ می‌شود و قطعاتش با سفینه به فضا برده می‌شوند.

سرنشینان شاتل فضایی برای برگرداندن و تعمیر ماهواره‌ها می‌توانند در مداری کوتاه با ماهواره ملاقات کرده ، با بازوی قابل تنظیم آن را بگیرند و برای تعمیر در مخزن محموله قرار دهند. در سال 1984، فضانوردان شاتل با گرفتن ماهواره‌های و ستار 6 و پالاپا ب 2، آنها را برای تعمیر به زمین آوردند. برخی از ماهواره‌ها قطعاتی دارند که به راحتی در فضا تعویض می‌شوند. در سال 1993، یک شاتل بسوی تلسکوپ فضایی هابل در مدار رفته ، صفحه‌های خورشیدی آنرا تعویض نمود و آینه‌های آن را اصلاح کرد.


انجام آزمایش

اکثر آزمایشهای فضا درباره خواص بی وزنی وکاربردهای احتمالی آن است. فضانوردان مرتبا بدنشان را آزمایش می‌کنند تا ببینند چگونه انسان به زندگی در محیط بی وزن واکنش نشان می‌دهد. موجوداتی که همسفر انسان به فضا بوده‌اند عبارتند از:حشرات ، قورباغه ، مارمولک ، بچه قورباغه ، موش و عنکبوت. رشد و رفتار آنها در مدار مورد مطالعه قرار می‌گیرد. هدف آزمایشات پرورش گیاهانی جهت تأمین غذای مجتمعهای فضایی احتمالی در آینده است. متأسفانه تا کنون این آزمایشها ناموفق بوده‌اند.


تولید در شرایط جاذبه خفیف

اگر چه تولید مواد در فضا هنوز در مراحل آزمایشی است، تأیید شده است که جاذبه خفیف می‌تواند برای برخی از فرآیندها مفید باشد. در زمین جاذبه جریانهای کنوکسیون را پدید می‌آورد که مایعات سردتر یا سنگینتر را به پایین می‌کشد. در شرایط جاذبه خفیف ، این جریانها پدید نمی‌آیند و بنابراین می‌توان به آسانی بلورهای بزرگتر و خالصتر برای برخی از اجزای الکترونیکی تولید کرد. در زمینه تهیه آلیاژ و تولید دارو آزمایشهایی صورت گرفته تا مزایای جاذبه خفیف مطالعه شود، اما تولید کالا در فضا تا هنگام کاهش هزینه سفر فضایی مقرون به صرفه نیست.


لباس فضایی



در خارج از محیط محافظ سفینه فضایی ، فضانورد باید برای زنده ماندن لباس فضایی بپوشند. چنان لباسهایی تضمین می‌کنند که فشار مناسب بر بدن فضانورد حفظ می‌شود. بدون این فشار بر بدن ، فضانورد می‌میرد، زیرا گازهای جریان خون در شریان حبابهای مرگباری را تشکیل می‌دهند. کپسول اکسیژن کافی را تأمین می‌کند تا فضانورد عادی تنفس کند، لایه خارجی لباس برای حفاظت فضانورد از ذرات متحرک در فضا محکم است. شیشه کلاه خود از جشمها در برابر تشعشع ماوراء بنفش خطرناک خورشید محافظت می‌کند. میکروفونها و گوشیهای داخل کلاه به فضانورد امکان ایجاد تماس با خدمه یا مرکز هدایت زمینی را می‌دهد.

مجتمعهای فضایی

شاید انسانها در آینده مجبور نباشند برای همیشه در زمین زندگی کنند. آنها می‌توانند در مجتمعهای فضایی مستقر در ماه ، یا سیاره‌ای دیگر نظیر مریخ یا شهرهای فضایی که در مدار قرار دارند زندگی کنند. هیچ جای دیگر منظومه شمسی شرایط زیستی زمین را ندارد، بنابراین مجتمعهای فضایی باید محیطی مصنوعی بسازند تا انسانها براحتی زندگی و کار کنند. نیازهای اولیه هر اجتماعی هوا برای تنفس ، آب و غذا و نیروی لازم برای اداره مجتمع است. مجتمعهای بزرگ دایمی فضایی نمی‌توانند برای تأمین آن نیاز ها به زمین متکی باشند، بنابراین هر شهرک فضایی باید کاملا خودکفا باشد.


کار بر روی ماه

سنگهای ماه سرشار از مواد خام مفیدند و می‌توانند در آینده نیاز زمین یا ایستگاههای فضایی را تأمین کنند. مجتمعهای مستقر در ماه می‌توانند مواد سنگهای آن را استخراج کنند. سپرهای فضایی می‌توانند شهابها را به دام اندازند، زیرا آنها نیز از مواد خام غنی هستند. شاید اولین مجتمع ماه پیرامون یک رصدخانه احداث شود. ماه بخاطر نداشتن جو که دید تلسکوپ را تار می‌کند و مانع دیدن اشکال نامرئی تشعشع نظیر اشعه ایکس می‌شود، برای ستاره شناسی مکان مطلوبی است. می‌توان تلسکوپهای بزرگتری نسبت به زمین ساخت، زیرا عدسیها با جاذبه ضعیفتر ماه مختل نمی‌شوند.


مشکلات پزشکی

در شرایط ظاهرا بی وزن سفینه ، بدن انسان دچار تغییرات اندکی می‌شود. ستون فقرات تا 2.5 سانتیمتر افزایش می‌یابد، ضربان قلب کند می‌شود، مایعات بدن بیشتر می‌شوند و در نتیجه چهره چاقتر و سر سنگینتر به نظر می‌آید. عضلاتی که بدن را در زمین قائم نگه می‌دارند، در فضا کاربردی ندارند و ضعیف می‌شوند. استخوانها برخی از کلسیم تقویت کننده شان را از دست می‌دهند. با کمک تمرین منظم درخلال پرواز فضایی ، بدن بعد از بازگشت به زمین به حالت عادی باز می‌گردد. فضا زدگی که مشابه تهوع ناشی از سفر است، نیز بر مسافران فضایی اثر می‌گذارد.


راه پیمایی در فضا

فضانوردان برای تعمیر سفینه ، انجام آزمایش و تعمیر ماهواره سفینه‌شان را ترک می‌کنند، پوشیدن لباس فضایی ضروری است. طنابی به فضانوردان متصل می‌شود تا در فضا شناور نشوند. باید همه ابزارها را بست و گرنه بصورت زباله‌های فضایی پیرامون زمین شناور می‌شوند. فضانوردان شاتل فضایی با استفاده از انتهای بازوهای قابل تنظیم سکویی می‌سازند تا به هنگام کار ثابت بایستند. بخاطر آنکه آنها بی‌وزنند، همه حرکات فضا نوردان آنها را در جهت مخالف به درون فضا می‌راند، بنابراین آنها بوسیله طناب به سفینه شان متصل می‌شوند.


واحد مانور سرنشین دار

یک بسته دارای موتور جت متصل شونده به لباس فضایی به نام واحد مانور سرنشین دار 24 دهانه دارد که گاز نیتروژن را به بیرون می‌دهند و باعث حرکت فضانورد در هر جهتی می‌شوند. دسته‌های روی آستین سرعت و جهت فضانورد را تنظیم می‌کنند، می‌توان مخزن نیتروژن را در شاتل فضایی پرکرد. با پوشیدن این بسته فضانوردان می‌توانند به راحتی در خارج شاتل حرکت کرده ، به تعمیر ماهواره‌ها بپردازند.

رکوردهای اقامت در فضا



با افزایش تدریجی طول مأموریتها برای مشاهده چگونگی تأثیر بی وزنی بر بدن انسانها در دوره‌های طولانی‌تر ، اولین رکوردهای اقامت در فضا شکسته می‌شد. به منظور مهیا شدن برای برنامه آپولو ، لازم بود که معلوم شود که آیا فضانوردان می‌توانند برای سفر رفت و برگشت به ماه دوام کافی بیاورند. درسال 1965، مأموریت جمینی 5 نشان داد که این امر امکان پذیر است.

حالا دیگر فضا نوردان روس آنقدر در فضا مانده‌اند که می‌توانند به مریخ ، مقصد احتمالا بعدی انسان ، سفر کنند. از سال 1973 که فضانوردان آمریکایی رکورد 84 روزه اقامت در اسکای لاب را ثبت نموده‌اند، آمریکا دیگر ایستگاه فضایی نداشته است. بنابراین روسها صاحب تازه‌ترین رکورد اقامت در فضا هستند که در خلال سفر به ایستگاههای فضایی سالیوت و میر به ثبت رسانده‌اند.


مرکز هدایت زمینی



هر فضاپیما ، کاوشگر و یا ماهواره در حال فعالیتی باید با مرکز هدایت زمینی در ارتباط باشد. فضاپیماها برای در جریان گذاشتن مرکز هدایت زمینی از کارهای عادی خود ، علایمی را به این مرکز مخابره می‌کنند. در ضمن مرکز فضایی مربوطه نیز دستورات لازم در مورد مسیر حرکت و دیگر عملیات فضاپیما را برای آن می‌فرستد. در زمان پرتاب ، فضاپیما از پایگاه پرتاب هدایت می‌شود، اما به محض قرار گرفتن فضاپیما در فضا ، مرکز اصلی هدایت زمینی هدایت آن را بر عهده می‌گیرد. مراکز کوچکتر برقراری ارتباط با فضاپیما در سراسر جهان پراکنده‌اند. این مراکز ارتباط 24 ساعته را با فضاپیما میسر می‌کنند. همچنین ماهواره‌های مخابراتی می‌توانند علایم را از فضاپیما گرفته و به نزدیکترین مرکز هدایت زمینی بفرستند.


مرکز فضایی کندی

شاتلهای فضایی ، آپولو و اغلب ماهواره‌ها و کاوشگرهای فضایی آمریکا از مرکز فضایی کندی در فلوریدا (کیپ کاناورال) ، به فضا پرتاب شده‌اند.این مرکز اکنون صاحب 2 سکوی پرتاب برای شاتلهای فضایی ، 2 سکو برای پرتاب ماهواره‌ها و یک بند فرود برای نشستن شاتلهای فضایی است. تجهیز شاتل در آشیانه‌های بزرگی صورت می‌گیرد. پایگاه نیروی هوایی واندنبرگ در کالیفرنیا یکی دیگر از مهمترین پایگاههای فضایی آمریکا محسوب می‌شود. ماهواره‌های نظامی و آنهایی که در مدارهای قطبی قرار می‌گیرند، از این پایگاه به فضا پرتاب می‌شوند.

سکوهای پرتاب

بایکونور در قزاقستان محل پرتاب تمام پروازهای سرنشین دار روسیه است. از این همچنین برای پرتاب ماهواره‌های زیادی استفاده می‌شود. موشکها در آشیانه‌ها ، موشکها را در مقابل شرایط جوی نامناسب از هوای بسیار سرد گرفته تا هوای بسیار گرم محافظت می‌کنند. سکوهای پرتاب شمالی در پلستک روسیه شلوغترین پایگاه پرتاب در جهان بوده‌اند. از 14 سکوی این پایگاه پرتاب ، ماهواره‌های نظامی زیادی به فضا پرتاب شده‌اند.

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

نخستین فضانوردان

 

آرامگاه 5 کیهان نورد در دیوار کرملین قرار دارد که مهمترین محل دفن یک فرد در شوروی سابق بود و فقط به قهرمانان درجه اول تعلق داشت. فضانوردانی که در دیوار کرملین دفن شده‌اند عبارتند از : یوری گاگارین ، ولادیمیر کمارف ، ویکتور پاتسایف ، گئورگی دابروسکی و ولادیسلاو ولکف. در بین این گروه فقط یوری گاگارین در حین یک تمرین قبل از سفر فضایی ضمن پرواز هواپیما کشته شد و به لحاظ اهمیت جهانی و ملی ، خاکسترش در دیوار کرملین دفن گردید. چهار کیهان نورد دیگر ، حین بازگشت به زمین کشته شدند.


 

یوری گاگارین

متولد 1934. وی نخستین فضانورد جهان بود و در سال 1961 سفر تاریخی خود را به انجام رساند. پس از اولین پرواز ، گاگارین مدتی به سفرهای تبلیغاتی پرداخت و بعد به عنوان عضو علی البدل پرواز سایوز 1 برگزیده شد. وی در سال 1968 حین یک تمرین هوایی کشته شد. در مورد مرگ وی شایعات بسیاری وجود دارد که علیرغم گذشت سالها هنوز پایان نیافته است. عده زیادی معتقدند که او قربانی یک توطئه شده است. اطلاعاتی که به تازگی از دفتر خاطرات ژنرال کامانین (مسئول نظامی تحقیقات فضایی و گروه کیهان نوردان شوروی در آن زمان) منتشر شده نشان می‌دهد ، گاگارین روحیه ماجرا جویی و خطر آفرینی زیادی داشت و برخلاف تبلیغات سابق که وی را فردی آرام و نرم اعلام می‌کرد.

او از کارهای هیجان انگیز که دیگران را به وحشت بیندازد خوشش می‌آمد و بارها به وی در این مورد تذکر داده شده بود اما او توجهی به تذکرات نمی‌داد و احتمال اینکه حادثه مرگش به علت یکی از این بی احتیاطی‌ها باشد وجود دارد. به هر حال آنچه از مطالب منتشره جدید بدست آمده نشان می‌دهد که چیزی از گاگارین و همراهش پس از سقوط هواپیما باقی نماند و مراسم به خاکسپاری خاکستر وی در دیوار کرملین یک کار تشریفاتی بود و فقط مقداری از خاکستر بجا مانده از هواپیما که احتمالا محل صندلی گاگارین بوده در دیوار قرار داده شد. مرگ گاگارین در 27 مارس 1978 اتفاق افتاد.


 

ولادیمیر کمارف

وی در سال 1927 به دنیا آمد و در اولین گروه کیهان نوردان شوروی در سال 1960 پذیرفته شد. نخستین ماموریت وی ، شرکت در پرواز تاریخی وسخد-1 به عنوان فرمانده پرواز بود که به همراه دو کیهان نورد دیگر انجام گرفت و در زمان خود سر و صدای زیادی به پا کرد. طبق اطلاعات منتشره از سوی ناسا (سازمان فضانوردی آمریکا) ، این کشور قرار بود تا چندی بعد نخستین سفینه دو نفره خود به نام جمینی را به فضا بفرستد. مسئولین سیاسی شوروی به دانشمندان فشار آوردند تا قبل از آمریکاییها وارد عمل شوند. آنها توانستند با ایجاد تغییراتی در سفینه‌های یک نفره نوع وستک و حذف لباس فضایی کیهان نوردان ، ناو یک نفره را تبدیل به سفینه سه نفره کنند و کمارف به همراه دو تن دیگر با آن راهی مدار زمین شدند.

به این ترتیب شوروی توانست قبل از آمریکا یک سفینه چند نفره را به فضا بفرستند. اما کمارف در سفر دوم ناموفق بود و چتر نجات سفینه‌اش پس از ورود به جو باز نشد و سایوز-1 سقوط کرد، ضمن آنکه کاملا درهم شکسته شد آتش گرفت و تا زمانی که گروه‌های نجات به محل فرود رسیدند چیزی جز چند کیلو آهن پاره باقی نمانده بود. فیلمهایی که به تازگی و سالها پس از این حادثه منتشر شده نشان می‌دهد که حتی بخشی از آهن پاره‌ها در زمین فرو رفته است. به همین دلیل جسدی از کمارف بدست نیامد و مقداری از خاکستر باقیمانده در محل فرود ، به عنوان خاکستر وی برداشته و طی مراسم رسمی در دیوار کرملین جای گرفت. سقوط سایوز-1 و کشته شدن کمارف در 24 آوریل 1967 اتفاق افتاد.


 

ویکتور پاتسایف ، ولادیمیر ولکف و گئورگی دابرولسکی

این سه تن ، سرنشینان سایوز-11 بودند که سفینه شان به ایستگاه مداری سالیوت-1 متصل شد و در حقیقت نخستین افرادی هستند که در یک ایستگاه فضایی اقامت داشتند. آنها رکورد اقامت فضایی را از 18 به 24 شبانه روز ارتقاء دادند. پس از پایان مأموریت روز 30 ژوئن 1971 و ضمن بازگشت به زمین بروز یک نقص فنی در سیستم آب بندی سفینه باعث خروج هوای داخل و کشته شدن هرسه کیهان نورد شد. الکسی لئونف فضانورد با سابقه روسیه طی مصاحبه‌ای چندی پیش افشا کرد پس از آنکه فضانوردان متوجه قضیه شدند ویکتور پاتسایف سعی کرد روزنه را با انگشتش ببندد اما نتوانست.

از آنجایی که در جریان برخورد سفینه به اقشار فشرده جو ارتباط ناو کیهانی با زمین بطور طبیعی قطع می‌شود، هیچکدام از افراد گروه نجات و مرکز کنترل پرواز از این حادثه با خبر نبودند. وقتی سفینه به زمین بازگشت و گروه نجات مشتاقانه به دیدار کیهان نوردان رفتند با اجساد آنها روبرو شدند. الکسی لئونف می‌گوید بدن آنها هنوز گرم بود و ما خیلی سعی کردیم با تنفس مصنوعی و یا شوکهای قلبی جان را به آنها بازگرداینم اما موفق نشدیم.

گئورگی دابرولسکی متولد 1928 ، ویکتور پاتسایف و ولادیسلاو ولکف متولدین 1935 بودند. اجساد آنها طی مراسم رسمی تشییع شد و بخشی از خاکستر آنها در دیوار کرملین قرار گرفت. این افراد تنها فضانوردانی هستند که در کرملین به اصطلاح به خاک سپرده شده‌اند. البته در این دیوار ، آرامگاه سرگئی کارالیف پدر کیهان نوردی شوروی نیز به چشم می‌خورد.
 

http://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

پرتاب موفقيت آميز اولين محموله کاوش با راکت ساخت ايران به فضا 

     رييس پژوهشگاه هوافضا از پرتاب موفقيت ‌آميز اولين محموله كاوش ساخت پژوهشگاه توسط يك راكت ساخت پژوهشگران ايراني به فضا در سال جاري خبر داد.

بقیه در ادامه ی مطلب !!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

اصطلاحات نجومی

اصطلاحاتي كه بايد بدانيد مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.
آيرين شيوايي
اصطلاحاتي كه بايد بدانيد
مانند هر زمينه تخصصي ديگري، نجوم هم اصطلاحات مخصوص خودش را دارد. افراد تازه‌وارد به‌سرعت به‌عباراتي مانند «ثانيه قوس»، «قدر چهار» و «بُعد» برخورد مي‌كنند. اما نااميد نشويد، اين اصطلاح‌ها را به‌خوبي ياد مي‌گيريد. در اينجا مروري سريع بر مهمترين اصطلاحات نجومي و مفاهيم آنها كه شما به‌دانستن آنها نياز داريد، خواهيم داشت.

مقياس‌ها در آسمان

مشت شما ۱۰ درجه از آسمان را مي پوشاند

افراد مبتدي اغلب براي توصيف فواصل در اسمان دچار مشكل مي‌شوند. شما هم ممكن است در گفتگويي مانند اين گفتگو گرفتار شده باشيد:
«آن دو ستاره را مي‌بيني؟ همان دو ستاره كه تقريباً ۸ اينچ از هم فاصله دارند؟
بله، اما به‌نظر من ۶ فوت از هم فاصله دارند.»
شكلي كه اينجا وجود داشت اين بود كه فواصل را در آسمان نمي‌توان با مقياس‌هاي خطي مانند فوت يا اينچ بيان كرد. روشي كه براي اين‌كار وجود دارد، فاصله زاويه‌اي است.
ستاره‌شناسان ممكن است بگويند كه دو ستاره از هم ده درجه ( ْ۱۰) فاصله دارند. اين به ‌آن معناست كه اگر از چشم شما به‌هر يك از آن ستاره‌ها، خطوطي رسم شوند، آن دو خط به‌رأس چشم شما يك زاويه ْ۱۰درجه تشكيل مي‌دهند. خيلي ساده!
مُشت خود را در طول بازويتان قرار دهيد و از پشت آن با يك چشم خود نگاه كنيد. مشت شما از يك سو تا سوي ديگر تقريباً ْ۱۰ از آسمان را مي‌پوشاند. نوك انگشت در طول بازو، حدود ْ۱ را مي‌پوشاند. عرض خورشيد و ماه هركدام ْ۲/۱ است. طول ملاقه دب‌اكبر ْ۲۵ و از افق تا نقطه بالاي سر (سرسو، سمت‌الرأس) هم ْ۹۰ است.
فاصله زاويه‌اي، تقسيمات كوچكتري هم دارد. يك درجه از ۶۰ دقيقه قوس و هر دقيقه قوس هم از ۶۰ ثانيه قوس تشكيل شده است.
اگر دو جسم با فاصله يك ربع درجه از هم ظاهر شوند، ستاره‌شناسان ممكن است آن را به‌صورت ۱۵ دقيقه قوس يادداشت كنند (به‌اختصار َ۱۵). پُرنورترين سياره‌ها معمولاً فقط با جدايي زاويه‌اي چند ده ثانيه قوس از زمين ديده مي‌شوند.
يك تلسكوپ ۵ اينچ مي‌تواند جزيياتي را با جدايي زاويه‌اي ۱ ثانيه قوس ( ً۱) مشخص كند. اين مقدار، پهناي يك سكه يك پِني است كه از فاصله ۴ كيلومتري ديده شود (۵/۲ مايل).

مختصات در آسمان

بعد یا  right ascension و میل یا declination

آسمان شب از زمين، مانند گنبد عظيمي به‌نظر مي‌آيد كه ستاره‌ها به‌سطح داخلي آن چسبيده‌اند. اگر زمين زيرِ پاي ما ناپديد مي‌شد، آن‌گاه مي‌توانستيم ستارگان را در هر سوي خودمان ببينيم (و احساس هيجان‌انگيز معلق بودن در مركز يك كره پهناور و پُرستاره را تجربه كنيم).
ستاره‌شناسان موقعيت ستاره‌ها را به‌وسيله موضعي كه آنها روی كره آسمان دارند، تعيين مي‌كنند. زمين را درحالي كه در مركز كره آسمان معلق است، مجسم كنيد و مدارهای طول و عرض جغرافيايی را روی آن تصور كنيد، آنها را به‌سمت خارج باد كنيد تا روي سطح داخلي كره آسمان قرار بگيرند. حالا اين مدارها صفحه مختصاتي را روی آسمان فراهم آورده‌اند كه موقعيت هر ستاره‌ای را مشخص مي‌كند. همان‌گونه كه طول و عرض جغرافيايي موقعيت هر نقطه روی زمين را مشخص مي‌كنند. در آسمان، عرض جغرافيايي، «ميل» و طول جغرافيايي، «بُعد» ناميده مي‌شود. اينها مختصات استاندارد آسمان هستند.
ميل به‌درجه، دقيقه قوس و ثانيه قوس شمالي (+) و يا جنوبي (-) از استواي سماوی، تقسيم مي‌شود. بُعد با درجه تقسيم‌بندی نشده است، بلكه به‌ساعت‌ها (h)، دقيقه‌ها (m) و ثانيه‌های زمانی (s)، از ۰ تا ۲۴ ساعت تقسيم مي‌شود.
ستاره‌شناسان اين تنظيم را سال‌ها پيش وضع كردند، زيرا زمين هر دور كامل به‌دور خودش را در حدود ۲۴ ساعت كامل مي‌كند. بنابراين كره آسمان، با صفحه مختصات ثابتی كه روی آن قرار دارد، به‌نظر مي‌آيد كه تقريباً هر ۲۴ ساعت يك دور كامل را مي‌پيمايد.
ولي تغييرات كوچكي هم وجود دارند. مختصات سماوي يك ستاره بعد از گذشت سال‌ها، بتدريج تغيير مي‌كند كه اين تغييرات از تغيير جهت آهسته محور زمين در فضا كه حركت تقويمي نام دارد، ناشی مي‌شود. زماني كه بُعد و مِيل در كتاب‌ها و اطلس‌ها داده مي‌شوند، شما اغلب تاريخ سالي مانند ۲۰۰۰.۰. را ضميمه آنها مشاهده مي‌كنيد (لفظ ۰.. به‌معنای زمان آغاز سال است: نيمه شب اول ژانويه). اين تاريخ زماني است كه تا آن هنگام، مختصات داده شده صحيح هستند. براي بيشتر اهداف آماتوري، اين ميزان تصحيح، چون خيلي ناچيز است، زياد مهم نيست.

درخشندگی

قدر برخي از ستاره ها را مشاهده مي کنيد

درخشندگی يك ستاره (يا هر چيز ديگري در آسمان) قدر ناميده مي‌شود. شما با اين اصطلاح زياد مواجه خواهيد شد. روش قدرسنجي حدود ۲۱۰۰ سال پيش آغاز شد، يعنی زمانی كه ستاره‌شناس يوناني، ابرخُس، ستاره‌ها را به‌رده‌های درخشندگی تقسيم كرد و پُرنورترين ستاره‌ها را «قدر اول» ناميد كه به‌سادگي، «بزرگترين» معني مي‌دهد. ستاره‌هايی را كه كمی كم‌نورتر بودند، «قدر دوم» ناميد، يعني دومين مرتبه بزرگی و به‌همين ترتيب تا كم‌نورترين ستاره‌هايي كه مي‌توانست ببيند و آنها را قدر ششم ناميد.
با اختراع تلسكوپ، رصدگران مي‌توانستند ستاره‌های حتی كم‌نورتر را هم ببينند. به‌اين‌گونه قدرهاي ۷، ۸، و ۹ هم اضافه شدند. امروز دوربين‌هاي دوچشمي مي‌توانند ستاره‌هايي از قدر ۹ و تلسكوپ‌های ۶ اينچ آماتوري قدرهاي ۱۲ و ۱۳ را هم نشان دهند. تلسكوپ فضايي هابل ستارگانی از قدر ۳۰ را هم ديده كه تقريباً ۱۰ ميليارد بار كم‌نورتر از كم‌نورترين ستاره‌هايی هستند كه با چشم غيرمسلح قابل مشاهده‌اند.
در سوی ديگر اين مقياس، به‌نظر مي‌آيد كه بعضی از ستاره‌های قدر اول ابرخس، بسيار پُرنورتر از بقيه هستند. براي اصلاح اين موضوع، اين مقياس حالا اعداد منفي را هم دربر مي‌گيرد. وِگا (Vega) از قدر صفر و شباهنگ، پُرنورترين ستاره آسمان از قدر ۴/۱– مي‌درخشند. زهره حتي از اين هم درخشان‌تر است و معمولاً از قدر ۴- مي‌درخشد. ماه كامل هم از قدر ۱۳- و خورشيد هم از قدر ۲۷- مي‌درخشد.

فواصل

فاصله پروکسيماي قنطورس، نزديک ترين ستاره به ما ۲/۴ سال نوري است

زمين در هر سال يك‌بار به‌دور خورشيد مي‌گردد و فاصله‌اش از خورشيد به‌طور ميانگين ۱۵۰ ميليون كيلومتر يا ۹۳ ميليون مايل است. اين فاصله يك واحدنجومي ناميده مي‌شود كه يك واحد سودمند و قابل استفاده براي اندازه‌گيری فواصل در منظومه شمسي است.
فاصله‌ای را كه نور در مدت يك سال طی می كند، يك سال نوری ناميده مي‌شود (يك سال نوری برابر است با ۵/۹ تريليارد كيلومتر يا ۹/۵ تريليارد مايل يا ۶۳۰۰۰ واحدنجومی).
به‌اين نكته توجه كنيد كه سال نوری مقياسی برای فاصله است نه زمان... درست مانند كيلومتر يا مايل. بيشتر ستارگان پُرنور آسمان بين چند ده سال نوری تا چند هزار سال نوری از ما واقع شده‌اند.
نزديكترين ستاره به‌ما، يعنی آلفا-قنطورس، فقط ۳/۴ سال نوری از ما فاصله دارد. كهكشان آندرومدا، نزديكترين كهكشان بزرگ در آن سوی راه‌شيری، ۵/۲ ميليون سال نوری از ما فاصله دارد.
ستاره‌شناسان حرفه‌ای اغلب از واحد ديگری هم براي بيان فواصل بزرگ استفاده مي‌كنند كه پارسك نام دارد. يك پارسك برابر است با ۲۶/۳ سال نوری (در اينجا چيزيی كه شما را واقعاً شگفت‌زده مي‌كند، اين است كه يك پارسك فاصلی ما از ستاره‌اي است كه به‌هنگام حركت زمين به‌اندازه IAU به‌دور خورشيد، اختلاف منظری برابر يك ثانيه قوس را نسبت به‌پس‌زمينه ستارگان داشته باشد).
يك كيلو پارسك برابر ۱۰۰۰ پارسك و يك مِگاپارسِك يك ميليون پارسك است.
خيلي سخت نبود، اين‌طور نيست!

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

کهکشان هاي نامنظم

یکی از انواع اصلی کهکشان ها، عبارت است از کهکشان های بی نظم. ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.
ايليا تيموري
یکی از انواع اصلی کهکشان ها، عبارت است از کهکشان های بی نظم. ترکیب ستاره ای آنها عموما مشابه کهکشان های مارپیچی است ولی در ساختارشان بازوهای مشخص وجود ندارد. کهکشانهای نا منظم را به این علت چنین نامیده اند که هیچ گونه تقارن یا ساختار مشخصی ندارند.

Iابرماژلان بزرگ کهکشان نامنظم نوع


آنها هسته واضحی هم ندارند، اما در صورت وجود، گاهی به شکل میله دیده می شود. همه کهکشان های بی نظم دارای مقادیر زیادی ستاره جوان، گاز و غبار هستند. خوشه های ستاره ای موجود در آنها، در مقایسه با یک کهکشان مارپیچی که همان جمعیت کلی را دارد، بسیار زیاد است. وجه مشخصه یک کهکشان بی نظم معمولی، جوانی آن است. بیشترین نور آنها، از تعداد زیادی ستاره جوان و درخشان و ابرهای نورانی گسیل می شود. کهکشانهای بی نظم همانند کهکشانهای مارپیچی ولی به دلایلی که تا کنون ناشناخته مانده است، بازوهای مارپیچی در آنها شکل نمی گیرد. واقعیت این است که در برخی از آنها، چیزی شبیه به بازوهای ابتدایی، بازوهای واپیچیده و یا بازوهایی که به طور جزئی شکل گرفته اند، دیده می شود و از این رو گمان می رود که ارتباط نزدیکی بین کهکشان های مارپیچی Sc و کهکشانهای بی نظم وجود داشته باشد.
 

 
 
این کهکشانها شامل دو نوع فرعی اند، کهکشان نامنظم I که نمونه آن ابر ماژلانی بزرگ است و کهکشان نامنظم II که شبیه NGC۶۸۲۲ است، کهکشان نامنظم I با ستارگان نوع O و B و نواحی هیدروژن یونیده (H II) ، مشخص می شود، و چند نمونه آنها نشانه ای از بازوهای مارپیچی دارند. طبقه بندی نامنظم II انواع کهکشانی گوناگون را در بر می گیرد، از جمله آنها که گسیلهای غیر عادی، محتوای غبار غیرعادی، برهم کنشهای کشندی یا خصلت انفجاری و فوران ماده با شدت زیاد، نشان می دهند (فوران ماده از این نوع کهکشان به صورت رشته هایی است که از هسته به سوی خارج امتداد می یابند). این نوع کهکشان ابری خاص را می توان به صورت کهکشان انفجاری نیز طبقه بندی کرد، که از آن چندین نوع دیگر هم یافت می شود ( مانند M۸۷ ). در نوع II عمدتا کهکشانها بی شکل اند و به ستارگان تفکیک نمی شوند. چنین کهکشانهایی با گرد و غبار بین ستاره ای جذب خاصی را نشان می دهند و نشر گازی نیز توسط آنها مشاهده شده. کهکشان M۸۲ یک کهکشان II است این کهکشان از آن جهت قابل توجه است که مواد گرد وغباری به طور وسیع نور ستارگان را آنچنان می پوشانند که منفجر شده به نظر می رسد.
لازم به ذکر است که همه کهکشانها با رده بندی ساده هابل مطابقت ندارند، زیرا برخی از آنها بسیار عجیبند. دلایلی در دست است که این کهکشانهای خاص با رویدادی شدید و ویران کننده انفجاری رو به رو هستند و در نتیجه به آمیزه ای از ستاره، گاز و غبار تبذیل شده اند که قابل رده بندی نیستند.

IIنوع NGC6822 کهکشان نامنظم 


به طور کلی برای کهکشان های بی نظم می توان ویژگی های زیر را قائل بود :
قطر : ۱۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ سال نوری
جرم : ۷^۱۰ تا ۹^۱۰ جرم خورشیدی
درخشندگی : خورشید * ۷^۱۰
غبار : ۲ تا ۵ درصد
گاز (خنثی) : ۱۰ تا ۱۳ درصد
انواع ستارگان : جوان (آبی)

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 
پدیده ای شگرف در سطح ماه ستاره شناسان را برای چندين قرن با یک معما روبرو كرده است. اين پدیده به مانند جرقه ای كوتاه بر سطح ماه نمایان می شود.
معصومه اسکندری
 
اتفاق عجيبي در سطح ماه چندين قرن است كه ستاره شناسان را با يك معما روبرو كرده. اين رخداد كه پديده زودگذر قمري (TLP) ناميده مي شود شبيه جرقه ای كوتاه است و در طي آن رنگ يا تيرگي سطح ماه تغيير مي كند. ستاره شناسان در توجيه اين پديده اتفاق نظر نداشته اند. آشفتگي هاي جو زمين، خطاي چشم، آلودگي نوري و حتي دلايل روانشناختي از جمله مسايلي هستند كه براي توضيح TLP ها مطرح شده اند. اما تحقيقات جديد پروفسور آرلین کراتس(Arlin Crotts)، ستاره شناس دانشگاه كلمبيا نشان مي دهد كه احتمالا فوران گاز رادون از سطح ماه سبب ايجاد اين جرقه ها مي شود. کراتس(Crotts) با تطابق آمار جرقه ها و اطلاعات فوران گازها از سطح ماه كه توسط چند فضاپيما از جمله آپولو ۱۵ جمع آوري شده است دريافت كه بين فوران هاي شناخته شده توسط فضاپيماها و جرقه هاي مشاهده شده انطباق خوبي وجود دارد.
محققان در حال ساخت يك دوربين روبوتيك روي رصدخانه Cerro Tololo Inter-American‌ در شمال شيلي هستند. اين دوربين خواهد توانست هر چند ثانيه يك بار از سطح ماه عكسبرداري كند و نقشه دقيقي از TLP‌ها فراهم نمايد. به اين ترتيب شايد راز اين معما يك بار براي هميشه حل شود.
 
TLP از نگاه خدمه آپولو ۱۳
عكسي از يك TLP که در سال 1953 گرفته شده است. پدیده ای کوچک به صورت نقطه ای روشن در دل تصویر.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
باربارا میدل هارست و پاتریک مور، نقشه ای را بر مبنای بررسي ۳۰۰ TLP تهیه کرده اند. TLPهاي سرخ فام با رنگ قرمز و بقيه آن ها با رنگ زرد در تصوير مشخص شده اند.
 
 
 
+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

چشم گربه

چشم گربه
سحابی چشم گربه (NGC6543) یکی از زیباترین سحابی های سیاره نما در آسمان شب است. در مرکز بخش اصلی سحابی به روشنی ثبت شده است. همچنین گازهای اطراف آن با نوردهی های بلند و کوتاه مدت و ترکیب آنها قبل رویت شده اند. سحابی های سیاره نما آخرین فاز عمر یک ستاره مانند خوشید ما هستند. فاصله این سحابی از ما ۳۰۰۰ سال نوری است. تشکیل گازهای شبح گونه در اطراف این سحابی به علت آن است که ستاره مادر در پایان عمر خود گازهای اطراف خود را از دست می دهد که آنها به اطراف پخش می شوند و در نهایت ستاره مادر به صورت کوتوله ای سفید باقی می ماند. این فرآیند حدود ۱۰۰۰۰ سال به طول می انجامد و اخترشناسان تخمین می زنند که تشکیل چنین حلقه ای رشته ای و شبح گون در اطراف٬ حدود ۵۰ تا ۹۰ هزار سال طول خواهد کشید. همچنین در سمت راست این سحابی می توانید کهکشانی مارپیچی با نام NGC6552 را مشاهده کنید که ۵۰ میلیون سال نوری آن سو تر از سحابی چشم گربه قرار دارد.
عکس از Johannes Schedler
www.nojum.ir
+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  | 

تصاوبري از اختفاي زهره و ماه -

28 خرداد 1386

 

عكس از آقاي سيد قاسم رستمي

 

 

عكس از گروه بروجرد

به نقل از www.ugcs.ir

+ نوشته شده در  Mon 9 Jul 2007ساعت 6 PM  توسط A^2  |