تبليغاتX
شب پرستاره
نجوم و هوافضا

بامداد سيزدهم اسفند ۱۳۸۵ بهترين ماه‌گرفتگي قابل مشاهده از ايران در ۵ سال اخير رخ مي‌دهد. اين خسوف ديدني از سراسر کشورمان ديده مي‌شود.
فريبا پايروندثابت، بابك امين‌تفرشي‌
نخستين ماه‌گرفتگي هزارهِ سوم ميلادي را در ميان انبوهي از مردم از دارآبادِ تهران به‌نظاره نشستيم. ماه‌گرفتگي كلي روزهاي پاياني امسال نيز بار ديگر هيجان و خاطرات خسوف ۲۰ د
ي سال ۷۹ را زنده خواهد كرد.
اما قديمي‌ترين خسوف ثبت‌شده در تاريخ مربوط به‌سال ۷۲۱ پيش از ميلاد است كه بطلميوس آن را در كتاب مَجِسطي خود به‌طور كامل شرح داده است. رصدگران بابل و يونانيان باستان از روي رصد دقيق ماه‌گرفتگي‌ها متوجه شدند كه لبهِ سايه همواره شكلي شبيه به‌دايره دارد و سپس استدلال كردند كه زمين شكلي شبيه به‌كُره دارد و گِرد است. در سال ۴۹۹ پس از ميلاد، يك رياضيدان هندي براي نخستين‌بار به‌طور دقيق و درست، محاسبات مربوط به‌دو پديدهِ خسوف و كسوف را ارائه داد و... اين داستان همچنان ادامه دارد و هنوز هم منجمان به‌هنگام خسوف و كسوف در پيِ سنجش فاصله‌ها و يافتن مواردِ تازه در دنياي نجوم و آزمون دوبارهِ يافته‌هاي قديمي‌تر هستند. علاوه‌بر همهِ اين موارد امروزه ميليون‌ها نفر در سراسر دنيا به‌هنگام رُخدادِاين دو پديدهِ بسيار زيبا چشم به‌آسمان مي‌دوزند تا تجربهِ پيشينيان را بارِ ديگر تكرار كنند. مي‌دانيد هرگاه زمين، ماه و خورشيدِ درخشان در يك راستا قرار بگيرند بسته به‌اين كه ماه در ميان زمين و خورشيد (كسوف) يا زمين ميان ماه و خورشيد (خسوف) باشد ما شاهد پديده‌هاي متفاوتي خواهيم بود.
اگر زمان و تاريخ رُخداد يك ماه‌گرفتگي را بدانيد با استفاده از دوره‌هاي گرفت، مي‌توانيد زمان گرفت‌هاي بعدي ماه را حساب كنيد، درست مانند دوره‌هاي ساروسي در خورشيدگرفتگي.
در ماه‌گرفتگي امسال كه در واپَسين روزهاي سال ۸۵ اتفاق مي‌افتد، ماه در زيرِ پاي شيرِ نشستهِ آسمان، صورت فلكي اسد قرار دارد و قلب‌الاسد، نيز با درخشش زيباي خود به‌نظارهِ اين خسوف نشسته است. نخستين گام ماه به‌درون مخروط نيم‌سايه زمين دقايقي پيش از بامداد سيزدهم اسفند آغاز مي‌شود و نخستين نشانه‌هاي تيره‌شدن ماه، حدود نيم ساعت پس از ورود به‌نيم‌سايه بر چهرهِ ماه نمايان خواهد شد.

چرا ماه در هنگام گرفت در تمام­‌سايه زمين ناپديد نمي‌شود بلكه به‌رنگ سرخ تيره‌اي كماكان، با كمي دقت، پيداست؟ علت، وجودِ جوّ زمين است. گرچه زمين نور خورشيد را سد مي‌كند و سايهِ آن در فضا و در مسير گردش ماه سبب خسوف مي‌شود اما نور خورشيد در اين هنگام در جوّ زمين پخش مي‌شود و بخشي از نور در سايه زمين منتشر مي‌شود. طول‌موج‌هاي بلند نورمرئي، يعني سرخ، بهتر از جوّ عبور مي‌كنند و طول‌موج‌هاي كوتاه بيشتر در جوّ پخش مي‌شوند. در نتيجه نور سرخ ضعيف رسيده از جوّ زمين تمام­‌سايه را كمي روشن مي‌كند و ماه در اوج خسوف با بازتاب اين نور با تَه‌رنگ سرخ ضعيفي پيداست. اما ميزان روشنايي و سرخي ماه در هر خسوف كلي تغيير مي‌كند كه سنجش آن موضوعي جذاب براي منجمان آماتور و دانشمندان است. تاريكيِ ماهِ گرفته در نگاه اول به‌مسير ماه در تمام­‌سايهِ زمين و اين كه چقدر از وسط سايه عبور كند يا لبه‌ها نزديك باشد و اين كه ماه نزديك به اوج يا حضيض (دورترين و نزديك‌ترين فاصله از زمين) باشد وابسته است. اما جوّ زمين نيز نقش‌‌بزرگي‌دارد. ميزان پوشش ابر در لبه‌هاي قرص زمين (نسبت به‌ماه) در ميزان پراكندگي و جذب نور خورشيد تعيين‌كننده است. از سوي ديگر پراكندگي ذرات غبار در جوّ زمين نيز بسيار اثرگذار است. هرچه بيشتر باشند نور بيشتري جذب مي‌شود و تمام­‌سايه تاريك‌تر مي‌شود و خسوف هم همين‌طور. مثال بارز چنين خسوف تيره‌اي در آذر ۱۳۷۱ رخ داد و از سراسر ايران نيز ديده شد. فوران آتشفشان پيناتوبو در آسياي شرقي چنان جوّ زمين را غبارآلود كرده بود كه يكي از تيره‌ترين خسوف‌ها رخ داد.

+ نوشته شده در  Mon 12 Feb 2007ساعت 12 PM  توسط A^2  | 
شما، منجمان آماتور، مي‌توانيد با صرف بودجه‌هاي ناچيز وضعيت ديد محل رصدتان را بهبود بخشيد. مي‌توانيد بدترين اثرات آشفتگي‌هاي جوّي را، با دانستن منشأ پيدايش آنها و به‌كار بستن چند تَرفَند ساده ، كاهش دهيد.
آیرین شیوایی
شبي آرام و دل‌انگيز است. الماس‌هاي آسمان، ستارگان زيبا، چشمك‌زنان طنّازي مي‌كنند. درحالي كه چنين منظره‌اي شاعران را به‌وَجد مي‌آورد و عاشقان را سَرگَشته مي‌كند، اخترشناسان را سخت به‌مشكل مي‌اندازد. بازي‌هاي جوّ بر سَرِ نور ستاره‌ها گرچه تلا‡لو زيبا و چشمك‌زدن ستاره‌ها را سبب مي‌شود امكان آشكارسازي جزييات در نور ستاره‌ها را از ما مي‌گيرد. <ديد آسمان> ياSeeing ميزان حداكثرتوان تفكيك ماست كه تابع شرايط جوّي است و معمولاً برحسب ثانيه قوس بيان مي‌شود.

سازمان فضايي ناسا براي رهايي از وضعيت ديد نامناسب و ضعيف جوّي در زمين، بيش از دو ميليارد دلار خرج كرد و تلسكوپ فضايي هابل را به‌فضا فرستاد. اما منجمان آماتور، با بودجه‌هاي بسيار كمتر، نبايد از بهبود بخشيدن به‌وضعيت ديد محل رصدشان در زمين نااميد شوند. شما مي‌توانيد بدترين اثرات آشفتگي‌هاي جوّي را، با دانستن منشأ پيدايش آنها و به‌كار بستن چند ترفند ساده، از بين ببريد.

از ديد ما -‌كه در اعماق اقيانوسي از هوا قرار داريم-، در بزرگنمايي‌هاي زياد، ستارگان زنده مي‌نمايند، مي‌پرند، مي‌لرزند، مَوّاج مي‌شوند، يا به بزرگي يك توده محو ثابت مي‌شوند. به‌ندرت پيش مي‌آيد كه در شب (در بيشتر مناطق) تلسكوپي، صرف نظر از اندازه دهانه يا كيفيت اپتيك آن، بتواند جزييات كمتر از ۱ ثانيه قوس را تفكيك كند. سيارات، در بزرگنمايي‌هاي زياد، محو ديده مي‌شوند و به وضوح نمي‌رسند. هنگام رصد ماه به‌نظر مي‌رسد موج‌هاي هواي گرم بر فراز آن در جريان‌اند، گويي تصوير ماه يا قرص سياره بر آب افتاده است. ستارگان دوتايي، كه در مرز توان تفكيك اپتيك شما قرار دارند، تك ستاره ديده مي‌شوند.

توان تفكيك تلسكوپ شما در نور مرئي برحسب ثانيه قوس از رابطهِ۵۲۱‌/D به‌دست مي‌آيد كهD قطر دهانه تلسكوپ (قطر شيئي يا آينه اوليه) به‌ميلي‌متر است. درحالي كه اين رابطه توان تفكيك تلسكوپ ۵ اينچي (۱۲۵ ميلي‌متري) را يك ثانيه قوس به‌دست مي‌دهد تلسكوپ آماتوري با اين اندازه، از رصدگاه‌هاي شهري، بهتر از تفكيك ۲ ثانيه قوس عمل نمي‌كند يا حتي بزرگ‌ترين تلسكوپ‌هاي آماتوري نيز، در شرايط آشفته جوّي و ديد نامطلوب، بيش از اين در تفكيك جزييات پيش نمي‌روند. علت ساده‌اي دارد. تعريفي كه براي يك تلسكوپ خوب بيان مي‌شود آن است كه بتواند تمام پرتوهاي نور رسيده به‌خود را هم­‌فاز نگه دارد و خطاي تراش آينه‌اش حداكثر تا طول موج نور رصدي باشد. اما همين نور هنگام عبور از درون لوله يك متري تلسكوپي، كه هوا درون آن است، حدود ۴۰۰ طول موج نسبت به‌تلسكوپي كه درون آن خلا‡ است عقب مي‌ماند. پس ببينيد
كه هوا، از نظر اپتيكي، چه نقش مهمي را ايفا مي‌كند. اگر همه چيز را بسيار ايده‌آل و خوش‌بينانه در نظر بگيريم هوا همه بخش‌هاي نور را به‌يك اندازه تحت تأثير قرار مي‌دهد. اما اگر هواي درون لوله يك بخش از نور را بيشتر از بخش‌هاي ديگر تحت تأثير قرار دهد چطور مي‌شود؟ اين تغييرات ممكن است حتي با اختلاف دماي ۲/۰ درجه سانتي‌گراد نيز به‌وجود آيد. يعني فقط چنين اختلاف دمايي در هواي بخش‌هاي مختلف لوله تلسكوپ مي‌تواند نور دريافتي را غير هم‌فاز و آشفته كند.

حالا كيلومترها مسافتي را، كه نور بايد طي كند تا به‌تلسكوپ ما برسد، در نظر بگيريد؛ بسيار شگفت‌آور است كه اصلاً مي‌توانيم جزيياتي را از جرمي، كه در آن‌سوي جوّ است، تشخيص دهيم!

ميزان شكست نور، يا ضريب شكست، بستگي به‌چگالي و دماي هوا دارد. زماني كه بخش‌هايي از هوا با دماهاي گوناگون به‌هم برخورد مي‌كنند مرز آنها به‌موج‌هاي چرخان و گرداب‌هايي تبديل مي‌شود كه مانند عدسي‌هاي ضعيف و نامنظمي عمل مي‌كنند. پديده مشابهي را زماني مشاهده مي‌كنيم كه هواي گرم بر‌فراز آتش يا خياباني، كه در طول روز داغ شده است، با هواي سرد بالاي آن برخورد كند. آن امواج هواي گرم حادترين مشكل ديد منجمان آماتور است. در جوّ بالاي سر ما نيز بخش‌هاي مختلفي با تفاوت‌هاي دمايي وجود دارد كه، زماني كه از پشت تلسكوپ به‌آنها نگاه مي‌كنيم، آنها را تشديد شده مي‌بينيم.

بيشترين بخش مشكل ديد در نزديكي تلسكوپ شما اتفاق مي‌افتد؛ در جايي كه شما مي‌توانيدآن را كاهش دهيد. پيش از هر چيز از سلامت اُپتيك خود مطمئن شويد. تصوير محو و تفكيك نشدن جزييات هميشه زير سرِ جوّ نيست. در تلسكوپ‌هاي نيوتني اول مطمئن شويد كه آينه ثانويه با اوليه هم‌خط است. در بزرگنمايي نسبتاً زياد ستاره‌اي مرتفع در آسمان را نشانه رَويد و تصوير را از وضوح خارج كنيد. آيا دايره‌هايي هم‌مركز از تصوير ستاره مي‌بينيد يا بيضي‌هاي كشيده و ناهمگون؟ با به‌آرامي چرخاندن پيچ‌هاي تنظيم آينه ثانويه مي‌توانيد به‌دايره‌هاي هم‌مركز برسيد. حالا به‌سراغ رفع مشكلات ديد آسمان مي‌رويم.
برگرفته از: skytonight.com
+ نوشته شده در  Mon 12 Feb 2007ساعت 12 PM  توسط A^2  | 
موجودات هوشمند احتمالاً در مقياس‌هاي زماني كوتاه نسبت به‌عمر كهكشان در كل راه‌شيري پراكنده شده‌اند، ولي هنوز هيچ اثري از آنها نيست. پس آنها كجا هستند؟ آيا ارتباطي ميان فوران‌هاي پُرانرژي در كيهان و انقراض‌هاي بزرگ جانوران روي زمين وجود دارد؟
بهار نوری‌زاده
در تابستان سال ۱۳۲۹/۱۹۵۰، در آزمايشگاه ملي لُس‌آلاموس آمريكا، گروهي از فيزيكدانان دور هم جمع شده بودند؛ اِنريكو فِرمي، ادوارد تِلِر، هِربِرت يورك، و اِميل كونوپينسكي دربارهِ بشقاب‌پرنده‌ها و بيگانگان با هم بحث مي‌كردند. در ميانه صرف ناهار، فِرمي به‌طور نامنتظره‌اي پرسيد: <ديگران كجا هستند؟>

همكاران فِرمي بي‌درنگ متوجه منظور او شدند. اين پرسش <ديگران كجا هستند> سبب به‌وجود آمدن چيزي شد كه امروز به <پارادوكس يا باطِلنَماي فِرمي> معروف است.

موجودات هوشمند احتمالاً در مقياس‌هاي زماني كوتاهي نسبت به‌عمر كهكشان در كل راه‌شيري پراكنده شده‌اند، ولي هنوز هيچ اثري از آنها نيست. پس آنها كجا هستند؟

از آن زمان تاكنون مردم راجع به‌اين گَپ مشهورِ <سرِ ميز غذا> بحث مي‌كنند. يك احتمال اين است كه ما تنها هستيم، ولي بسياري از دانشمندان اين احتمال را قانع‌كننده نمي‌دانند. چرا بايد در كهكشاني با صدها ميليارد ستاره، كه وجود منظومه‌هاي سياره‌اي در آن به‌نظر رايج مي‌آيد، حيات هوشمند فقط و فقط يك بار پديد آيد؟ در سال ۱۳۶۲/۱۹۸۳، ديويد برين، فيزيكدان و نويسندهِ داستان‌هاي علمي-‌تخيلي، علت عجيب ديگري براي اين <سكوت بزرگ> مطرح كرد. او عقيده داشت كه شايد بيگانگان مافوق ما منظومه شمسي را به‌صورت باغ‌وحش يا پژوهشگاهي، براي <تربيت موجود ذي‌شعور جديدي>، نگه داشته‌اند يا شايد هم از مقاصد كِسِل‌كننده و بي‌جاذبه‌اي مانند زمين دوري مي‌كنند.

ولي هنوز احتمالات علمي بهتري وجود دارد: پديده‌هاي طبيعي­ هوشمندترين‌ها را نيز مي‌تواند نابود كند. راه‌شيري برخلاف اسمش كه يادآور خانه‌اي‌دِنج است، محيطي آرام و مهمان‌نواز نيست. پرتوهاي كيهاني پُرانرژي در تمام جهات در فضا در جريان‌اند. انفجارهاي آتشين در هر لحظه روي مي‌دهند و برخوردها، مُدام، از مقياس‌هاي كوچك تا بزرگ اتفاق مي‌افتند. چون باطلنماي فِرمي براي كل كهكشان تعميم‌پذير است ارزش انديشيدن به‌توضيحات اخترفيزيكي انديشمندانه را دارد. رويدادهاي خَشِني همچون فوران‌هاي پرتو گاماGRB) ‌ها) و انفجارهاي ابرنواختري مي‌توانند بر محيط زيست تأثير بگذارند. شايد آن بيرون به‌سبب آكنده بودن كهكشان به‌انواع اين تابش‌ها اين قدر ساكت است. فوران‌ها يا درخشش‌هاي پرتو گاما ظهور ناگهاني و گذراي پرتوهاي بسيار پُرانرژي گاما از نقطه‌اي از آسمان است. اين درخشش‌ها چند دهم ثانيه تا حداكثر يكي دو دقيقه طول مي‌كشند. منشأ اغلب آنها انفجارهايي در كهكشان‌هاي دور‌دست كيهان بوده است و همين نشان مي‌دهد فورانگر گاما چه انرژي هنگفتي را رها مي‌كند كه پرتو گاماي آن از اعماق كيهان به ما مي‌رسد. منشأ برخي درخشش‌هاي گاما انفجارهاي اَبَرنواختري است و منشأ برخي ديگر ممكن است ادغام جفت ستاره‌هاي نوتروني يا جفت‌هاي سياهچاله‌اي باشد.

در سال ۱۳۷۸/۱۹۹۹، جيمز آنيس، اخترفيزيكدان آزمايشگاه فِرمي، اين نظريه را مطرح كرد كه شايد فوران‌هاي گاما پاسخ باطلنماي فِرمي باشند. با‌توجه به‌گفته‌هاي آنيس، اگر نظريه‌هايي كه فوران‌هاي گاما را به‌مرگ ستارگان پُرجرم مربوط مي‌كنند درست باشند، اين فوران‌ها بايد در اوايل تاريخ كهكشان، زماني كه شكل‌گيري ستارگان در اوج بود، بيشتر رخ داده باشند. شايد اين انفجارها و تابش‌هاي مربوط به‌آنها در آن زمان به‌اندازه‌اي رخ مي‌دادند كه حيات هوشمند را از تثبيت باز دارد.

شكل‌گيري ستارگان و در پِيِ آن فوران‌هاي گاما امروز كمتر از قبل است. زمان لازم براي پيدايش موجودات هوشمند و تسخير كهكشان به‌دست آنها از نظر دانشمندان ۱۰۰ تا ۲۰۰ ميليون سال است. اما انفجارها و فوران‌هاي كُشنده به‌طور متوسط در بازهِ زماني كوتاه‌تر از اين دوره رخ مي‌دهند. اگر اين فكر درست باشد ممكن است اكنون ما در مرحلهِ گُذار باشيم و موجودات فضايي هوشمند، از هر نوع، در حال تسخير راه‌شيري باشند. پس چراغي را روشن بگذاريد؛
بيگانگان در راه‌اند!
برگرفته از : 2005. Astronomy,

به نقل از وب سایت نوید متین مقدم.
+ نوشته شده در  Mon 12 Feb 2007ساعت 12 PM  توسط A^2  |