تبليغاتX
شب پرستاره

 
به نام حضرت دوست اگر نور به طور مستقیم می توانست از مرکز خورشید به سطح خورشید برسد، با توجه به اینکه Rs=670 هزار کیلومتر است و سرعت نور c=300 هزار کیلومتر در ثانیه است زمان 2.2 ثانیه طول می کشید ، ولی نور بعد از طی مسافتی (که به متوسط آن مسافت آزاد میانگین (mean free path) می گویند) با برخورد از جهت اولیه منحرف شده و در جهتی تصادفی و مستقل از جهت قبلی به حرکت خود ادامه می دهد. حال اگر در دفعه i ام جابجایی به اندازه ی بردار ri باشد فاصله از مرکز خورشید به صورت زیر است.

حال داریم که:

که اولی به خاطر این است که ri می تواند در هر جهتی باشد بنابراین متوسط آن فقط می تواند صفر باشد. و چون قدم i و j از هم مستقل است اگر i<>j پس متوسط ضرب بردار ri در بردار rj برابر است با ضرب متوسطهای آنها که صفر می باشد و اگر i=j در این موقع متوسط ضرب بردار ri در خودش برابر است با مسافت آزاد میانگین به توان دو. از این روابط نتیجه می گیریم که :

و

و نتیجه اینکه اگر بخواهیم نور به سطح خورشید برسد باید متوسط بردار r به توان دو با توان دوی شعاع خورشید برابر بشود پس:

که می بینیم به اندازه ی ضریب شعاع تقسیم بر مسافت آزاد میانگین از زمان حرکت مستقیم بزرگتر است. حال با جایگذاری l با 1mm (تا آنجا که به یاد دارم عدد همین بود که آنرا از کتاب فرانک شو خوانده بودم.) مقدار کل این زمان حدود پنجاه هزار سال می شود. به این نوع مسائل (مسئله ای با قدمهای تصادفی) ولگشت (random walk) می گویند (این نوعی که بیان شد ولگشت ساده است.)
به نقل از دوست من فیزیکhttp://physics.blogtak.com/


نوشته شده توسط A^2 در Sun 29 Jun 2008 ساعت 2 PM | لینک ثابت |

 سرویس علمی روزنامه شریف - مریم عظیم زاده:
بازتاب سفر برتون ریکتر به دانشگاه صنعتی شریف در خارج از کشور بسیار مثبت بوده است.
واشنگتن پست در شماره روز ۶ ژوئن خود مقاله ای تحت عنوان زیر چاپ کرده است:
"ایران علم را بخشی از انقلاب خود قرار داده است."
در بخشهایی از این مقاله آمده است:
"هنگامی که برتون ریکتر برنده جایزه نوبل فیزیک آمریکایی وارد سالن اصلی سخنرانی دانشگاه صنعتی شریف در تهران شد صدها تن از دانشجویان بلند شدند تا او را با صدای بلند تشویق کنند.
ولی ریکتر که یک لباس سفید پوشیده بود و بر عصا تکیه زده بود گفت که کسی که تحت تاثیر قرار گرفته و قادر به توصیف احساسش نیست در واقع خود اوست."
ریکتر اظهار کرد: "دانشجویان اینجا بسیار تاثیر گذار هستند. من منتظر هستم که در آینده اخبار زیادی از شما بشنوم."
ریکتر همچنین افزود : "ایران می‌خواهد به گروه کشورهایی که قصد دارند در مورد چیزهای بزرگی مثل فضا بدانند بپیوندد."
دانشجویان جوان پسر و دختر با لپ‌تاپ‌ها و لوازم پیشرفته خود در سالن نشسته بودند و یک زن از پرفسور دانشگاه استانفورد که در راستای برنامه‌های آموزشی آکادمی علوم آمریکا با دانشگاههای ایران به تهران آمده بود عکاسی می‌کرد.
اسماعیل حسینی دانشجوی ۲۳ ساله برق گفت: "پرفسور ریکتر می‌تواند الگوی ما باشد ولی بزودی اخباری هم از محققین زن و مرد ایرانی که برای کارهای تحقیقاتی خود نوبل دریافت کرده اند می‌شنویم. ما همه به سختی درس می‌خوانیم و تحقیق می‌کنیم تا به این جایگاه برسیم."
این مقاله در بخش دیگری به اهمیت دانشگاه صنعتی شریف در ایران و سطح علمی آن اشاره کرده و افزوده است سالانه ۵۰۰ هزار نفر در آزمون دانشگاهها پذیرفته میشوند که ۸۰۰ نفر از بهترین‌های آنها وارد شریف میشوند و آن را MIT ایران خطاب کرده است.
دکتر وفایی در گفتگو با واشنگتن پست عنوان کرد: "اکثر بازدید‌کنندگان هنگامی که تجهیزات مدرن آزمایشگاهی و همچنین زنان دانشجوی دکترا را می‌بینند تصویر جدیدی از ایران به عنوان یک دانشگاه علمی در ذهن آنها شکل می‌گیرد و شگفت زده می‌شوند."
این روزنامه همچنین با اشاره به پیشینه علمی ایران و سرزمین باستانی پرشیا که در زمینه های علوم طبیعی و ریاضیات فلسفه و بالاخص بعد از اسلام در زمینه پزشکی و کشف الکل پیشتاز بوده مقایسه ای در مورد ایران فعلی انجام داده و جایگاه آن را در زمینه های نانو تکنولوژی وتحقیقات زیست شناسی و سلولهای بنیادی و تولیدات داخلی نظیر صنایع خودرو سازی ایران خودرو در منطقه خاورمیانه مثبت ارزیابی کرده است.
این مقاله همچنین با توجه به اوضاع خاص ایران در منطقه و تحولات سیاسی بعد از انقلاب پیشرفت های علمی ایران را به عنوان بخشی از انقلاب ۱۹۷۹ پذیرفته است.


پرفسور ریکتر در دانشگاه شریف: شما بسیار تاثیرگذار هستید
عکس از:واشنگتن پست

نوشته شده توسط A^2 در Sat 28 Jun 2008 ساعت 3 PM | لینک ثابت |
استاد آلينوش طريان، بانوي نجوم ايران سي سال پس از جدايي از دانشگاه و دانشجويانش هنوز هم مادرانه خاطرات روزهاي حضور در كلاس درس را مرور مي‌كند و مهرباني و عشق به دانشجو را رمز ماندگاري و جاوداني استادان مي‌داند. 

او كه به عشق مادري کردن براي فيزيک ايران، هيچگاه طعم مادر شدن را نچشيده، در روزهاي تنهايي خود در اتاق كوچكش در سراي سالمندان توحيد تهران از دانشجويانش به عنوان بچه‌هايش ياد مي‌كند، فرزنداني كه شايد آن قدر فراموشكار بوده‌اند كه سال‌هاست، نگاه مهربان مادر را كه بر در اتاقش دوخته شده پاسخ نمي‌دهند.

همزمان با روز مادر به ديدار مادر نجوم ايران رفتيم تا از خاطرات و شور و شوق جواني و دلتنگي‌هاي روزهاي پيري‌اش بشنويم. اما كهولت سن و بيماري، گفتن از گذشته را براي او بسيار دشوار ساخته بود و به جاي او ما برايش از جاودانگي عشق مادر سخن گفتيم. عشقي كه نه فقط فرزند، كه همه آدميان را از وسعت خود سيراب مي كند؛ و او هم شنيد و با لبخندهايي گرم، پاسخمان داد. 

نخستين بانوي استاد فيزيک ايران كه سابقه 30 سال تدريس در دانشگاه و پايه‌گذاري نخستين رصدخانه و تلسکوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران را در كارنامه خود دارد و با علاقه وافر به توسعه علم و دانش در اين سرزمين، منزل مسکوني خود را نيز طبق وصيت‌نامه‌اش به ارامنه جلفا و دانشجوياني که محل اسکان مناسبي ندارند بخشيده است، امروز در 88 سالگي در خانه سالمندان خاطرات روزهاي خوش درس و دانشگاه را مرور مي‌كند.

آلينوش طريان كه در سال 1299 در خانواده اي ارمني به دنيا آمد، پس از طي تحصيلات مقدماتي به دانشگاه تهران رفت و در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيک ازدانشکده علوم دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد.

وي درمهرماه همان سال به سمت کارمند آزمايشگاه فيزيک دانشکده علوم استخدام شد و يک سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشکده علوم منصوب شد. طريان مدتي بعد با هزينه شخصي به بخش فيزيک اتمسفر دانشگاه پاريس رفت و دانشنامه دکتري دولتي‌اش را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي (1335 شمسي) دريافت کرد.

طريان به رغم امكان تدريس در دانشگاه سوربن به ايران بازگشت و با رتبه دانشياري در رشته ترموديناميک در گروه فيزيک مشغول به کار شد.

در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد خانه فيزيک خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد كه وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت چهار ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.

دكتر طريان سه سال بعد درتاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا کرد و بدين ترتيب او اولين فيزيکدان زن است که در ايران به مقام استادي رسيد.

وي در آبان ماه سال 45 به عضويت کميته ژئوفيزيک دانشگاه تهران درآمد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

درتاريخ 29 آبان سال 45 عضو کميته ژئو فيزيک دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده اي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

دكتر طريان در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

مادر روزت مبارک!!

برگرفته از آسمان پارس

نوشته شده توسط A^2 در Fri 27 Jun 2008 ساعت 12 PM | لینک ثابت |

سلامی دوباره!!

من دیگه باید واسه یه زمان طولانی با شب های پرستارم خداحافظی کنم!!

از تیرماه به بعد در خدمتتون هستیم!!

نوشته شده توسط A^2 در Tue 15 Jan 2008 ساعت 9 AM | لینک ثابت |

حیات وحش آفریقا، صعود به قله کلیمانجارو، رصد آسمان برفراز بام آفریقا

Image

ستاره پارسی شما را به میان گله شیرهای آفریقایی می برد: دیدار از حیات وحش آفریقا  و صعود به قله کلیمانجارو

ستاره پارسی شما را به میان گله شیرهای آفریقایی می برد

Image

مدت برنامه 16 روز - زمان برنامه: 7 بهمن 1386

بازدیدها: شهرهای نایروبی، دارالسلام، آروشا – پارک های ملی آروشا، مانایارا، کلیمانجارو – صعود بام آفریقا قله پوشیده از برف کلیمانجارو و جزیره زنگبار

ستاره پارسی شما را به میان گله شیرهای آفریقایی می برد

ستاره پارسی شما را به میان گله شیرهای آفریقایی می برد

روزشمار دیدار از حیات وحش آفریقا، صعود قله کلیمانجارو

روز اول

پرواز از تهران به نایروبی – استقرار در هتل

روز دوم

گشت شهر نایروبی – هتل

روز سوم

حرکت زمینی از نایروبی به شهر مرزی موشی – هتل

روز چهارم

شروع پیاده روی تا ارتفاع 2700 – لوج کوهستانی

روز پنجم

پیاده روی تا ارتفاع 3800 – لوج کوهستانی

روز ششم

کوهپیمایی تا ارتقاع 4800 – لوج کوهستانی

روز هفتم

صعود قله و بازگشت به 3800 – لوج کوهستانی

روز هشتم

فرود از کلیمانجارو – شهر موشی – هتل

روز نهم

دیدار از پارک ملی حیات وحش – کمپ

روز دهم

ادامه بازدید از حیات وحش – کمپ

روز یازدهم

بازگشت به شهر آروشا و دیدار از شهر

روز دوازدهم

حرکت به دارالسلام و جزیره زنگبار و هتل

روز سیزدهم

دیدار از جزیره زنگبار – هتل

روز چهاردهم

دیدار از جزیره زنگبار – هتل

روز پانزدهم

حرکت به سمت دارالسلام و دیدار از شهر – هتل

روز شانزدهم

پرواز به تهران

ستاره پارسی شما را به میان گله شیرهای آفریقایی می برد

خدمات تور:

اخذ ویزا، بلیط رفت و برگشت، ترانسفرهای داخلی، وعده های غذایی در طول صعود و سافاری، کلیه اقامت ها اعم از هتل – اقامت های کوهستانی، کمپینگ در پارک های وحش و ورودیه ها، مجوز صعود قله به همراه باربر- آشپز و راهنمای محلی، راهنمای ایرانی، بیمه حوادث بین المللی و بیمه غرامت های داخلی ایران

هزینه تور برای هر نفر: 29،500،000 ریال

جهت اطلاعات بیشتر با اکبر نعمتی تماس بگرید: موبایل: 09123606684 تلفن های: 88003441 – 88011320

 

   
نوشته شده توسط A^2 در Mon 7 Jan 2008 ساعت 11 AM | لینک ثابت |
فضاپیمای وویجر 2، پس از گذشت 30 سال، از مرزهای منظومه شمسی گذشت.این فضاپیما اطلاعات جالبی را در اختیار دانشمندان قرار داده است.
 
در بیستم آگوست ۱۹۷۷، فضاپیمای وویجر۲ (Voyager ۲) از کیپ کاناورال در مرکز فضایی کندی فلوریدا پرتاب شد. هدف اصلی این فضاپیما، بررسی سیارات خارجی و اقمارشان بود.

۳۰ سال و ۱۰ روز بعد، در ۳۰ آگوست ۲۰۰۷، ویجر۲ از مرزهای منظومه شمسی گذشت. این فضاپیما دومین ساخته دست بشری است که در این فاصله از زمین قرار می‌گیرد.

پیش از این وویجر ۱ از این مرز گذشته بود.در زمان گذر وویجر ۱ از این مرز، سیگنال‌های ارسالی این فضاپیما از دست رفتند. در آن زمان، تمامی رادیو تلسکوپ‌ها در حال کار در سایر پروژه‌ها بودند. به همین دلیل، دانشمندان نتوانستند اطلاعات موردنظر را به دست بیاورند.

وجود میدان مغناطیسی قوی و سردتر بودن خارج این مرز به اندازه ۱۰ برابر کم‌تر از میزان پیش بینی شده، از نتایج عجیب به دست آمده به وسیله‌ی ویجر ۲

ضربه‌ی پایانی(Termination Shock) به فاصله‌ای از خورشید گفته می‌شود که تأثیر بادهای خورشید با محیط میان ستاره‌ای خنثی می‌شود. در جهت حرکت ویجر ۲ این مرز در فاصله‌ی تقریبی ۸۴ واحد نجومی از خورشید قرار دارد. البته در جهت حرکت ویجر ۱، این فاصله ۱۰ واحد نجومی کم‌تر بود که نشان دهنده‌ی آن است که مرزهای سامانه‌ی خورشیدی ما متقارن نیست و در اثر بادهای میان ستاره‌ای نامتقارن شده است.

به این ترتیب، به بیانی می‌توان گفت که وویجر ۲ مرزهای منظومه خورشیدی ما را گسسته است.

ماموريت‌هاي وويجر اطلاعات بسيار زيادي درباره‌ي سيارات خارجي منظومه‌ي شمسي در اختيار دانشمندان قرار دادند. در حال حاضر اکثر اطلاعاتي که از سيارات اورانوس و نپتون داريم، حاصل کار اين دو فضاپيماست.


*
بهزاد هوشمند مجله نجوم

**وویجر خوبم به سلامت ... دوستدار تو باران www.voijer.blogfa.com

 

نوشته شده توسط A^2 در Fri 4 Jan 2008 ساعت 11 AM | لینک ثابت |

ادامه مطلب
نوشته شده توسط A^2 در Fri 4 Jan 2008 ساعت 11 AM | لینک ثابت |
سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه‌ هفته‌ جهانی فضا در گفت‌و‌گويي اختصاصي با پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) و يكي از فعال‌ترين و قديمي‌ترين چهره‌هاي علمي ايران در عرصه فضا، مروري دارد بر فعاليت‌ها و تلاش‌هاي علمي اين دانشمند.




سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه‌ هفته‌ جهانی فضا در گفت‌و‌گويي اختصاصي با دكتر ابوالقاسم غفاري از اساتيد پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) كه به عنوان تنها دانشمند خارجي (غيرآمريكايي) ماموريت آپولو - نخستين سفر انسان به ماه - و همچنين مشاركت در طرح‌هاي فضايي ديگر حتي از سال‌ها قبل از راه‌اندازي رسمي ناسا يكي از فعال‌ترين و قديمي‌ترين چهره‌هاي علمي ايران در عرصه فضا به شمار مي‌رود، مروري دارد بر فعاليت‌ها و تلاش‌هاي علمي اين دانشمند پيشكسوت.

دكتر غفاري كه سال‌هاست در آمريكا اقامت دارد در اين گفت‌و‌گوي تلفني، در صد و يك سالگي با چنان شور و شوق جوانانه‌ و چنان دقيق و جزء به جزء از خاطرات شنيدني سال‌هاي دور فعاليت‌هاي علمي و تحقيقاتي‌اش سخن مي‌گويد كه فراموش مي‌كني هشتاد سال از روزگاري كه جزو نخستين گروه دانشجويان ايراني اعزامي به خارج به فرانسه رفته و هفتاد سال از زماني كه در كوران جنگ دوم جهاني راهي پيشرفته‌ترين مراكز علمي انگلستان شده يا نزديك به شصت سال از روزگاري كه همزمان با حضور انشتين در انستيتو مطالعات پيشرفته پرينستون در پيشرفته‌ترين مرزهاي دانش روز به تحقيق مي‌پرداخته، گذشته است.

استاد غفاري از تبار نخستين دانش‌آموختگان جوان و مستعد ايراني است كه ده‌ها سال پيش و در آغاز دوران شكوفايي و رشد علوم جديد در دهه‌هاي آغازين و مياني قرن بيستم به مراكز علمي و پژوهشي پيشتاز دنيا راه يافته و با عملكرد تحسين‌برانگيز خود راه را براي ورود خيل گسترده‌اي از محققان و دانشمندان ايراني در اين قبيل مراكز و ايفاي نقش ستودني آنها در مرزهاي دانش بشري در دهه‌هاي بعد هموار كردند.

دكتر غفاري در گفت‌و‌گو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: من در سال 1286 در تهران، حوالي ميدان بهارستان به دنيا آمدم. پدرم ميرزا حسين خان غفاري، دبير ارشد اداره پرسنل وزارت عدليه بود. در محله ما يك روحاني بود كه درس مي‌داد بعدا به تدريج مدرسه شروع شد و به دارالفنون رفتم. بعد از ورود به دارالفنون با چند نفر ديگر سال پنجم متوسطه را تابستان خوانديم و به اصطلاح «دو كلاس يكي» كرديم.

* هشترودي، دوست و همكاري كه به چشم استاد به او نگاه مي‌كردم

وي خاطرنشان كرد: آن موقع رياضي را نزد مرحوم محسن هشترودي كه از ديپلمه‌هاي سابق دارالفنون بود، خوانديم. من از همان سال‌ها با شادروان هشترودي آشنا شدم و سال‌ها بعد همچنان افتخار دوستي و همكاري با او را داشتم. هشترودي انساني بسيار شريف و دانشمند بود و بعدها هم اگرچه همكار من بود ولي هميشه به چشم استاد به او نگاه مي‌كردم.

وي خاطرنشان كرد: ما در شهريور 1307(1929) جزو اولين گروه دانشجويان به فرانسه اعزام شديم در آن سال‌ها دكتر هشترودي براي تدريس رياضي در تهران ماند و بعدا به ما ملحق شد. ما پس از ورود به فرانسه ابتدا زبانمان را در ليسه كامل كرديم. بعد ما را به دانشگاه نانسي فرستادند كه در آنجا ليسانس رياضي گرفتم و بعد تحصيلات خود را تا كسب دكتري رياضيات در دانشگاه پاريس در سوربون ادامه دادم. پس از آن در سال 1936 در رصدخانه پاريس به عنوان كارآموز مشغول به كار شدم.

* تحقيق در محاسبه نيروي مورد نياز پرتاب موشك به ماه سه دهه قبل از پرتاب آپولو

استاد غفاري تصريح كرد: كار من در حوزه مكانيك سماوي بود كه اساس آن محاسبه اين مطلب بود كه چه مقدار نيرو براي پرتاب كردن يك راكت به مدار اطراف كره ماه بدون خطا كردن مورد نياز است.

وي خاطرنشان كرد: در اسفند 1315( آوريل 1937) در پي فراخوان وزير فرهنگ وقت (مرحوم علي اصغر حكمت) كه فارغ‌التحصيلان را به تهران فراخوانده بود به ايران برگشتم و در هشتم فروردين 1316 (1937) به عنوان دانشيار در دانشسراي عالي استخدام شدم.

دكتر غفاري تصريح كرد: دانشسراي عالي كه بعدها به دانشگاه تهران تبديل شد در سال 1313 تاسيس شده بود و شامل دانشكده‌هاي علوم و ادبيات بود. من در آنجا آناليز عالي تدريس مي‌كردم كه البته قبل از من شادروان دكتر آل بويه، شادروان دكتر علي افضلي‌پور و شادروان پرفسور تقي فاطمي در رشته رياضي شروع به كار بوده‌اند. من از سال 1938 تا 1941 به خدمت سربازي اعزام شدم و در اداره جغرافيايي ستاد ارتش ماموريت سطح‌بندي اراضي شمال تهران براي آماده‌سازي جهت استفاده ارتش را عهده‌دار شدم.

* دعوت به بزرگترين مراكز علمي دنيا به دليل سابقه تحقيق در تئوري «حركت براوني» اینشتين

دكتر غفاري كه در حدود سال 1944 به دعوت دانشگاه لندن، سال 1950 به دعوت دانشگاه هاروارد و از سال 1951 به دعوت انستيتو مطالعات پيشرفته (پرينستون) جهت تدريس و كارهاي تحقيقاتي در خارج كشور فعاليت داشته است، درباره علت دعوت از وي از سوي اين دانشگاه‌هاي بزرگ گفت: علت دعوت از من موضوع تز دكتري‌ام در دانشگاه سوربون بود كه راجع به جنبه رياضي كارهاي اوليه انشتين بود. انشتين در سال 1905، پنج مقاله منتشر كرد كه دو مقاله درباره «حركت براوني» بود.

بعد يك استاد روسي (پرفسور آندري كرنوكرف) و يك محقق انگليسي، تئوري انيشتن را به صورت يك معادله رياضي درآورد كه حل آن معادله (معادله كلمن – كرنوكرف) بر عهده من بود.

* دعوت به هاروارد به عنوان يكي از نخستين محققان بورسيه ايراني

وي در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: در آن سال‌ها در بحبوحه جنگ جهاني دوم انگليسي‌ها خيلي از كساني كه در فيزيك و رياضي كار كرده بودند را به دانشگاه لندن دعوت كرده بودند و شب و روز تحقيقات مي‌كردند. يادم هست زماني كه با كشتي به انگلستان مي‌رفتيم، كشتي از ترس زيردريايي‌هاي آلماني فقط روزها حركت مي‌كرد. به هر حال من تا سال 1948در انگلستان بودم و مجددا به ايران برگشتم تا اين كه دو سال بعد به دعوت دانشگاه هاروارد به عنوان محقق فولبرايت(بورسيه) به آمريكا رفتم. من در آن دانشگاه به عنوان استاديار پژوهشي در زمينه معادلات ديفرانسيل و در ادامه در حوزه ديناميك گازي كار مي‌كردم.

دكتر غفاري تصريح كرد: دكتر هشترودي هم مثل من يكي از اولين محققان فولبرايت ايراني بود كه همزمان با من در دانشگاه هاروارد بود و در زمينه رياضيات كار مي‌كرد. سال بعد با حمايت دانشگاه هاروارد، موسسه تحقيقات پيشرفته (Institute for Advanced Study) از من و شادروان هشترودي به عنوان محقق فولبرايت دعوت كرد.

وي در پاسخ به اين سوال ايسنا كه آيا در آن زمان محدوديتي براي خروج استادان ايراني و فعاليت آنها در دانشگاه‌هاي خارج وجود نداشت، گفت: رفتن به خارج چندان هم راحت نبود. شادروان دكتر سياسي كه در آن زمان رييس دانشگاه تهران بود، خيلي مايل بود كه استادان هر يك در رشته خود كاري كنند كه دانشگاه كه در آن وقت جوان بود ارتقاء پيدا كند. در اين رابطه قانوني داشتيم كه اين قبيل سفرها را بايد ابتدا شوراي دانشكده علوم و بعد شوراي عالي دانشگاه تاييد كند و در واقع من خيلي مديون همكارانم هستم.

دكتر غفاري تصريح كرد: زماني كه من در پرينستون بودم، رييس انستيتو، پرفسور رابرت اوپنهايمر بود كه مديريت ساخت بمب اتمي را برعهده داشت. طبق معمول كه هر كسي به آن دانشگاه مي‌آمد ابتدا با او مصاحبه مي‌كردند. اوپنهايمر تا فهميد ايراني هستم گفت، من شاگردي ايراني داشتم به نام دكتر كمال (استاد كمال‌الدين جناب) و سراغ وي را گرفت. دكتر جناب با ما در دانشگاه نانسي بود و بعد از اخذ ليسانس به كاليفرنيا(كلتك) رفته بود و در آنجا مدتي شاگرد اوپنهايمر بود.

* حضور و ارتباط علمي با انشتين در آخرين سال‌هاي حضورش در موسسه تحقيقات پيشرفته پرينستون

وي گفت‌: حضور من در Institute for Advanced Study، همزمان بود با آخرين سال‌هاي فعاليت انشتين در انستيتو. رييس بخش رياضي دانشگاه پرينستون كه انگليسي بود من را به انشتين معرفي كرد و در مدتي كه در پرينستون بودم در زمينه نظريات انشتين درباره نزديكي قواي الكترومگنتيك و قواي گرانشي كار مي‌كردم.

دكتر غفاري در ادامه با اشاره به ارتباط كاري‌اش با انشتين گفت: من در سال 1951-52 (سپتامبر 1951 تا سپتامبر 1952) در پرينستون افتخار آشنايي با انشتين را پيدا کردم. البته از سال 1936 مکاتباتي با او داشتم، چون تز دكتري من در پاريس به Brownian Motion مربوط بود كه در سال 1905 انشتين مطلبي را در مورد آن نوشته بود. يادم هست اولين جلسه من با انشتين در پرينستون در صبح اولين سه شنبه سپتامبر 1951 بود. وي روزها در حدود ساعت 10 به سر کار مي آمد و در حدود ساعت 1بعد از ظهر هم مي‌رفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهاي سه شنبه بعد از ساعت 10 بود و گفت‌وگوهاي ما تنها مربوط مي شد به Unified Field Theory. البته کار آينشتاين بيشتر نسبيت عمومي بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب به هر حال به همديگر مربوط مي‌شوند.

دكتر غفاري در پاسخ به اين سوال كه ديدگاه اين دو فيزيكدان درباره بمب اتمي و همچنين ساخت بمب هيدروژني كه در همان سال‌هاي نخست دهه 50 ميلادي مطرح بود گفت: رابرت اوپنهايمر و انشتين از ساخت بمب هيدروژني که در آن زمان آمريکا در تلاش توليد آن بود بسيار ناراحت بودند. اپنهايمر به دليل اين مخالف‌ها متاسفانه برکنار شد و انشتين هم که اساسا برکنار بود. هر دوي آنها از انفجار بمب اتمي در هيروشيما هم به شدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژني ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمي است. البته با من در اين مورد صحبتي نمي کردند، اما با هم که صحبت مي کردند، معلوم بود بسيار ناراحتند.

وي خاطرنشان كرد: من تا آخر 1952 در دانشگاه پرينستون بودم و باز به تهران برگشتم و تدريس را ادامه دادم. در مدتي كه من در ايران نبودم شادروان دكتر احمد بهفروز و شادروان دكتر عباس رياضي كرماني درس‌هاي من را ارائه مي‌دادند.

* برگزاري مراسم يادبود انشتين در دانشگاه تهران

دكتر غفاري در ادامه به خاطره‌اي از درگذشت انشتين و برگزاري مراسم يادبود وي در دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: زماني كه در آمريكا بودم دوستي داشتم به نام ابراهام پايس (Abraham Pais) که سال‌ها با انشتين كار مي‌كرد و بعدها استاد فيزيک دانشگاه راکفلر در نيويورک شد. او كه لهستاني بود بسيار شبيه يكي از دوستان نزديك من در دانشسراي عالي بود. وقتي كه به تهران مي‌آمدم با او قرار گذاشتم که اگر موضوعي مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. يك روز (در آوريل 1955) به من تلفن زد كه انشتين در بيمارستان فوت كرده است. همان روز اين پيغام را به دكتر اقبال رييس وقت دانشگاه تهران نشان دادم و گفتم اگر لازم است شرحي بنويسم و گفت بنويس. دو روز بعد در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسه‌اي براي يادبود انشتين ترتيب دادند كه البته به من نگفته بودند و از طريق يكي از دوستانم كه من را به مراسم برد مطلع شدم. ابتدا دكتر اقبال مقداري بر اساس شرحي كه نوشته بودم درباره انيشتين صحبت كرد و بعد هم دكتر حسابي و دكتر هشترودي مقداري صحبت كرديم.

* همكاري با آژانس فضايي آمريكا از بدو تشكيل در ابتداي دهه 1960

دكتر غفاري خاطرنشان كرد: بعد از آن مسائلي در دانشكده علوم براي من پيش آمد كه در سپتامبر 1956 به واشنگتن آمدم و در اداره ملي استانداردهاي آمريكا مشغول به كار شدم. شوروي در سال 1957 ماهواره اسپوتنيك را به فضا فرستاد و آمريكايي هم با اين كه كارهايي درباره فضا مي‌كردند ولي تا آن زمان موفق به پرتاب ماهواره به فضا نشده بودند اين بود كه بعد از رياست جمهوري كندي در 1960 تصميم گرفتند كه آژانس فضايي آمريكا (ناسا) را تشكيل دهند و من در همان زمان كه در آن اداره كار مي‌كردم، مدت دو سال هفته‌يي دو روز به عنوان مشاور در اداره مقدماتي ناسا در مركز فضايي گودارد كار مي‌كردم و از 1964 رسما به ناسا منتقل شدم.

* مشاركت در محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه

نخستين ايراني شاغل در آژانس فضايي آمريكا تصريح كرد: بعد از تشكيل ناسا قرار شد همان دهه به ماه بروند. من در بدو ورود به ناسا در قسمت مربوط به برنامه فضايي سرنشين‌دار(ماموريت آپولو) كار مي‌كردم و عضو گروهي بودم كه محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه را انجام مي‌دادند. من تنها عضو خارجي گروه بودم البته چند آلماني هم در اين پروژه كار مي‌كردند كه تبعيت آمريكايي داشتند.

وي در گفت‌و‌گو با ايسنا خاطرنشان كرد: ما بايد جاذبه زمين و ماه را محاسبه و مشخص مي‌كرديم كه چه مقدار و چگونه اصلاحات ميان دوره‌اي قدرتمند براي استقرار يك راكت در مدار اطراف ماه مورد نياز است.

يك اشتباه كافي بود تا راكت با ماه تصادم كند و يا از مدار خارج شده و به اعماق فضا بيافتد. ما همچنين بايد بازگشت دوباره فضاپيماي سرنشين‌دار را هم محاسبه مي‌كرديم.

* خاطره تلخ انفجار آپولو 1

دكتر غفاري كه پس از ماموريت آپولو در ماموريت‌هاي ديگر ناسا از جمله پرتاب ماهواره‌ها و ماموريت ژوپيتر نيز فعاليت داشته است در ادامه در بيان خاطره‌اي از دوران هيجان انگيز ماموريت‌هاي آپولو و نخستين تلاش‌هاي ناسا براي اعزام فضانورد اظهار داشت: از آن دوران خاطرات زيادي دارم كه هنوز هم وقتي ياد‌ آنها مي‌افتم تنم مي‌لرزد. وقتي مي‌خواستند آپولو 1 را پرتاب كنند در مركز ناسا از تلويزيون بزرگي كه قرار داشت پرتاب آن را تماشا مي‌كرديم. اين فضاپيما همين كه فضانوردان خواستند سوار آن شوند آتش گرفت و فضانوردان آن جان دادند.

هر كس اين صحنه‌ها را ببيند ناراحت مي‌شود. مرگ دلخراش فضانوردان كه افراد سالم و ورزشكاري بودند و تمرينات بسيار سختي را پشت سر گذاشته بودند حقيقتا ناراحت‌كننده بود. سرانجام در جولاي 1969 بود كه آپولو 11 توانست با موفقيت به ماه برود و برگردد و بعد آن آپولو 13 هم در راه دچار مشكل شد ولي توانستند با زرنگي آنها را به سلامت برگردانند كه كار بسيار مشكلي بود.

* دريافت مدال افتخار ماموريت سفر به ماه از رييس‌جمهور وقت آمريكا

وي خاطرنشان كرد: بعد از موفقيت ماموريت آپولو 11 جشن گرفتند و ما را به كاخ سفيد دعوت كردند و به دليل خدمت در اين ماموريت فضايي تاريخي از رييس‌جمهور وقت آمريكا مدال گرفتيم. يادم هست مراسم باشكوهي بود كه تعداد خبرنگاران حاضر در آن بسيار بيش از دانشمندان و محققان بود.

برنده نشان افتخار ماموريت آپولو در پاسخ به اين سوال كه آيا در ان زمان ايرانيان ديگري هم در ناسا كار مي‌كردند، يا نه با اشاره به اين كه آن سازمان در ابتدا داراي 10 مركز مختلف بوده است، اظهار داشت: تا جايي كه يادم مي‌آيد در آن سال‌ها من تنها ايراني در مركز گودارد بودم. ايراني ديگري كه به ناسا آمد، دكتر كاظم اميدوار بود كه در قسمت فيزيك اتمسفريك كار مي‌كرد.

* همكاري در طرح‌هاي فضايي پس از بازنشستگي از ناسا

دكتر غفاري در ادامه درباره علت جدا شدن از ناسا به ايسنا گفت: من در آوريل 1971 به دليل گرفتاري شخصي كه در تهران برايم پيش آمد در 62 سالگي تقاضاي بازنشستگي كردم و به ايران برگشتم با اين كه مي‌توانستم تا 65 سالگي در ناسا كار كنم. با اين حال يك سال بعد دوباره به آمريكا برگشتم. در آنجا پروژه‌اي بود مرتبط با طرح جنگ ستارگان كه در آن همكاري داشتم و بعد از آن ديگر در جايي مشغول نبودم و طول اين سالها عضو چند انجمن و ويراستار چند مجله علمي بودم.

استاد غفاري که در 100 سالگي هم از تلاش علمي دست نكشيده است، با ابراز تاسف از اين كه نمي تواند در هيچ مرکز علمي كار كند، تاکيد کرد که هنوز هم تحقيقات و مطالعاتي را به صورت مستقل در منزلش انجام مي دهد.

گفت‌و‌گو: علی شمس

بز گرفته از                        http://news.hrcglobal.net/modules/news/article.php?storyid=107

نوشته شده توسط A^2 در Fri 16 Nov 2007 ساعت 5 PM | لینک ثابت |
در این روزها، منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شده‌اند!
ايليا تيموري

۶ آبان ۱۳۸۶

تصوير دنباله دار هولمز پس از فوران در شب جمعه ۴ آبان. در اين تصوير گازهاي غبار گونه را شاهد هستيم که منبسط شده اند همچنين هسته دنباله دار همچون نقطه اي مي درخشد.(احسان رستمي زاده)

 

در این روزها منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شده‌اند! این جمله ایست که در روزهای اخیر در بزرگترین سایت های نجومی دنیا شاهد آن هستیم. اما به راستی موضوع چیست؟

 

کمتر از یک هفته پیش دنباله داری با نام هولمز (17P) در مدار دوره‌ای خود با قدر 17 میان دو سیاره مریخ و مشتری ظاهر شد.  از آن پس در روز چهارشنبه 2 آبان بود که ناظران آسمان شاهد درخشش ستاره‌ای تابان در صورت فلکی برساوش و به رنگ نارنجی-زرد در آسمان شب بودند. در این بین روشن شدن و فوران این دنباله دار سبب شد که یک میلیون بار پرنورتر شود و به قدر 2.5 برسد. در حقیقت همین موضوع بود که سبب شد این دنباله دار به جرمی جنجالی تبدیل شود چراکه اکنون به مانند ستاره‌ای پرنور بود که با وجود ماه کامل و آلودگی‌های نوری شهرها حتی با چشم غیر مسلح نیز رویت می شد. در خلال روز بعد دنباله دار منبسط شد، حال منجمان می‌توانستند با دوربین‌های دوچشمی و تلسکوپ‌ها، حلقه و هسته ای کوچک را از آن شاهد باشند. اما این جرم به دنباله دارهایی که تا کنون رصد شده بودند شباهت نداشت.

 

البته لازم به ذکر است که این‌گونه فوران‌های موحش در دنباله دار سابقه نیز داشته است. 115 سال پیش در نوامبر سال 1892، هنگامی که «ادوین هولمز» به سوی دنباله دار نشانه رفت به قدر 5 رسیده بود.

 

فوران انفجاری

 

اولین کسی که داده‌های اخیر را برای انجمن بین المللی نجوم (IAU)، ارسال کرد، شخصی با نام «هنریک سانتانا» (Henriquez Santana)، از

هولمز حتي با چشم نيز به راحتي ديده مي شود فقط کافي است که به سراغ صورت فلکي برساوش برويد. در ميدان ديد تلسکوپ و دوربين مانند توپي کوچک و کروي است.(بابک امين تفرشي)

جزایر قناری بود، این گزارش اندکی پس از نیمه شب ارسال شد.

فرآيند گسترش دنباله دار در روزهاي مختلف که به خوبي گواه بر آن است که چگونه دنباله دار اينگونه در آسمان نوراني شده است. همچنين مي توان جزئيات را در دماهاي و بر حسب کلوين شاهد باشيم. (رضا اميني نژاد)

دنباله دار هولمز در آلودگي نوري شهرها، زير نورماه کامل و در آسمان نيمه صاف نيز رصد شده است.(سعيد بهرامي نژاد)

در پی آن انجمن بین المللی نجوم بخشنامه 8886 را در روز 2 آبان منتشر کرد. در آن هنگام، بر طبق گزارش دو رصدگر از اسپانیا قدر دنباله دار از 8 به 7.3 رسیده بود.

 

اکنون بحث‌ها در گروه‌ها٬ وبلاگ‌ها و سایت‌های اینترنتی شکل گرفته بود. منجمان از همان نخستین لحظات با هم توافق داشتند و بر این عقیده بودند که هولمز دنباله داری شگفت انگیز و دل فریب است. 

 

دیری نگذشت که در شب هنگام خبرها از غرب به شرق کره خاکی کشیده شده بود، در ژاپن، کشوری بزرگ و  با آلودگی نوری فراوان. گزارش‌ها از «سچی یوشیدا» (Seiichi Yoshida)، حاکی از آن بود که این منجم توانسته است دنباله دار را در کنار رودی در یوکوهاما، مشاهده کند. زمان ساعت 17:15 به وقت جهانی را نشان می‌داد و او در گزارشش قدر دنباله دار را 2.8 ثبت کرده بود.

 

هولمز همواره دارای حلقه‌ای گازی و واضح است، و هسته آن درخشش را حفظ کرده بود. کارشناسان دنباله دارها این‌گونه

پیش بینی کرده بودند که درخشندگی دنباله دار هولمز در روزهای آینده پایدار است و همواره در آسمان منبسط خواهد شد، و با سرعت کمی به مغرب صورت فلکی برساوش حرکت می‌کند. این صورت فلکی همواره برای ساکنان شمال زمین قابل رویت است.  

 

 

و ... در این روزها منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شدند!

 

مشاهدات، ثبت‌ها و پروژه‌های آماتوری و حرفه‌ای زیادی در این روزها انجام شد، می‌توان گفت که برای اغلب منجمان روزهای پرکاری سپری شده است و نتایج آن را می توان در گالری

تصويري متحرک از گسترش دنباله دار طي ۲۴ ساعت. براي ديدن اینجا کليک کنيد.

سایت‌ها، گزارشات و مقالات منتشر شده شاهد بود. لازم به ذکر است که این دنباله دار در ایران و شهر های بزرگ آن رویت شده و ثبت‌های زیاد از این پدیده سبب شده تا ایران را از کشورهای فعال در این موضوع خوانده شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گسترش دنباله دار طي سه روز در مقايسه با اندازه زاويه‌اي سياره مشتري. اين گسترش ۲.۴ کيلومتر بر ثانيه تخمين زده شده است. براي ديدن اینجا کليک کنيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصويري از دنباله دار هولمز در نخستين لحظات بعد از انفجار، شما مي توانيد پوشش هيدروژني، بخش کما و هسته دنباله دار را به طور کاملا محسوس مشاهده نماييد.(ايليا تيموري)

 توضیح:" وقتی دنباله داری از خورشید دور باشد، تنها از هسته ای تشکیل می شود که معمولا با نام گلوله برفی کثیف توصیف می شود. چنین توصیفی نشان می دهد که دنباله داران حاوی ذرات غبار مانند همراه با یخ و گازهای منجمد هستند. وقتی هسته به فاصله حدود 3AU از خورشید می رسد، بادها تابش های خورشیدی لایه خارجی ماده منجمد آن را تبخیر و ناحیه ای وسیع از گاز را اطراف هسته (Nucleus)، ایجاد می کنند که آن را کما (Coma)، می نامیم. کما ماهیتی رقیق دارد چرا که درخشش ستارگان از میان آن قابل رویت است، گرچه هسته دنباله دار اغلب کوچک است و چندین کیلومتر بیشتر نیست، اما کما معمولا آنقدر بزرگ می شود که به چندین برابر قطر زمین می رسد، و دراین هنگام که دنباله دار به خورشید نزدیک شده دمای آن گاه به چندین هزار درجه نیز می رسد. و زمانی که دنباله دار به خورشید نزدیک می شود پوشش هیدروژنی پیدا می کند که تا ده ها میلیون کیلومتر ادامه دارد. شما می توانید این پوشش را به رنگ سبز در تصویر مشاهده کنید برای ثبت آن به نوردهی بلندتری نیاز دارید."

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
به نقل از http://www.nojum.ir/sky/articles/85/
نوشته شده توسط A^2 در Thu 1 Nov 2007 ساعت 6 PM | لینک ثابت |

<P></P>
<P align=center><U><EM><STRONG>آقای طالبی زاده تولدت مبارک!!!!</STRONG></EM></U></P>
<P> </P>
<P><IMG alt="" hspace=0 src="http://www.thsc.org/BirthdayGraphic.gif" align=middle border=0></P>
<P><A href="http://www.kena.ir/mods.php?id=News&file=article&sid=2175">توضیحات بیشتر !!!</A></P>
نوشته شده توسط A^2 در Fri 21 Sep 2007 ساعت 9 AM | لینک ثابت |
 
business article