استاد آلينوش طريان، بانوي نجوم ايران سي سال پس از جدايي از دانشگاه و دانشجويانش هنوز هم مادرانه خاطرات روزهاي حضور در كلاس درس را مرور ميكند و مهرباني و عشق به دانشجو را رمز ماندگاري و جاوداني استادان ميداند.
او كه به عشق مادري کردن براي فيزيک ايران، هيچگاه طعم مادر شدن را نچشيده، در روزهاي تنهايي خود در اتاق كوچكش در سراي سالمندان توحيد تهران از دانشجويانش به عنوان بچههايش ياد ميكند، فرزنداني كه شايد آن قدر فراموشكار بودهاند كه سالهاست، نگاه مهربان مادر را كه بر در اتاقش دوخته شده پاسخ نميدهند.
همزمان با روز مادر به ديدار مادر نجوم ايران رفتيم تا از خاطرات و شور و شوق جواني و دلتنگيهاي روزهاي پيرياش بشنويم. اما كهولت سن و بيماري، گفتن از گذشته را براي او بسيار دشوار ساخته بود و به جاي او ما برايش از جاودانگي عشق مادر سخن گفتيم. عشقي كه نه فقط فرزند، كه همه آدميان را از وسعت خود سيراب مي كند؛ و او هم شنيد و با لبخندهايي گرم، پاسخمان داد.

نخستين بانوي استاد فيزيک ايران كه سابقه 30 سال تدريس در دانشگاه و پايهگذاري نخستين رصدخانه و تلسکوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران را در كارنامه خود دارد و با علاقه وافر به توسعه علم و دانش در اين سرزمين، منزل مسکوني خود را نيز طبق وصيتنامهاش به ارامنه جلفا و دانشجوياني که محل اسکان مناسبي ندارند بخشيده است، امروز در 88 سالگي در خانه سالمندان خاطرات روزهاي خوش درس و دانشگاه را مرور ميكند.
آلينوش طريان كه در سال 1299 در خانواده اي ارمني به دنيا آمد، پس از طي تحصيلات مقدماتي به دانشگاه تهران رفت و در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيک ازدانشکده علوم دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد.
وي درمهرماه همان سال به سمت کارمند آزمايشگاه فيزيک دانشکده علوم استخدام شد و يک سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشکده علوم منصوب شد. طريان مدتي بعد با هزينه شخصي به بخش فيزيک اتمسفر دانشگاه پاريس رفت و دانشنامه دکتري دولتياش را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي (1335 شمسي) دريافت کرد.

طريان به رغم امكان تدريس در دانشگاه سوربن به ايران بازگشت و با رتبه دانشياري در رشته ترموديناميک در گروه فيزيک مشغول به کار شد.
در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد خانه فيزيک خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد كه وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت چهار ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.
دكتر طريان سه سال بعد درتاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا کرد و بدين ترتيب او اولين فيزيکدان زن است که در ايران به مقام استادي رسيد.
وي در آبان ماه سال 45 به عضويت کميته ژئوفيزيک دانشگاه تهران درآمد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمدهاي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.

درتاريخ 29 آبان سال 45 عضو کميته ژئو فيزيک دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيک خورشيدي موسسه ژئوفيزيک دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيک خورشيدي که خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده اي داشت، فعاليت خود را آغازکرد.
دكتر طريان در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد.

مادر روزت مبارک!!
برگرفته از آسمان پارس
سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه هفته جهانی فضا در گفتوگويي اختصاصي با پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) و يكي از فعالترين و قديميترين چهرههاي علمي ايران در عرصه فضا، مروري دارد بر فعاليتها و تلاشهاي علمي اين دانشمند.
سرويس علمي - پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در آستانه هفته جهانی فضا در گفتوگويي اختصاصي با دكتر ابوالقاسم غفاري از اساتيد پيشكسوت آناليز رياضي ايران و نخستين دانشمند ايراني فعال در آژانس فضايي آمريكا(ناسا) كه به عنوان تنها دانشمند خارجي (غيرآمريكايي) ماموريت آپولو - نخستين سفر انسان به ماه - و همچنين مشاركت در طرحهاي فضايي ديگر حتي از سالها قبل از راهاندازي رسمي ناسا يكي از فعالترين و قديميترين چهرههاي علمي ايران در عرصه فضا به شمار ميرود، مروري دارد بر فعاليتها و تلاشهاي علمي اين دانشمند پيشكسوت.

دكتر غفاري كه سالهاست در آمريكا اقامت دارد در اين گفتوگوي تلفني، در صد و يك سالگي با چنان شور و شوق جوانانه و چنان دقيق و جزء به جزء از خاطرات شنيدني سالهاي دور فعاليتهاي علمي و تحقيقاتياش سخن ميگويد كه فراموش ميكني هشتاد سال از روزگاري كه جزو نخستين گروه دانشجويان ايراني اعزامي به خارج به فرانسه رفته و هفتاد سال از زماني كه در كوران جنگ دوم جهاني راهي پيشرفتهترين مراكز علمي انگلستان شده يا نزديك به شصت سال از روزگاري كه همزمان با حضور انشتين در انستيتو مطالعات پيشرفته پرينستون در پيشرفتهترين مرزهاي دانش روز به تحقيق ميپرداخته، گذشته است.
استاد غفاري از تبار نخستين دانشآموختگان جوان و مستعد ايراني است كه دهها سال پيش و در آغاز دوران شكوفايي و رشد علوم جديد در دهههاي آغازين و مياني قرن بيستم به مراكز علمي و پژوهشي پيشتاز دنيا راه يافته و با عملكرد تحسينبرانگيز خود راه را براي ورود خيل گستردهاي از محققان و دانشمندان ايراني در اين قبيل مراكز و ايفاي نقش ستودني آنها در مرزهاي دانش بشري در دهههاي بعد هموار كردند.
دكتر غفاري در گفتوگو با خبرنگار علمي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) اظهار داشت: من در سال 1286 در تهران، حوالي ميدان بهارستان به دنيا آمدم. پدرم ميرزا حسين خان غفاري، دبير ارشد اداره پرسنل وزارت عدليه بود. در محله ما يك روحاني بود كه درس ميداد بعدا به تدريج مدرسه شروع شد و به دارالفنون رفتم. بعد از ورود به دارالفنون با چند نفر ديگر سال پنجم متوسطه را تابستان خوانديم و به اصطلاح «دو كلاس يكي» كرديم.
* هشترودي، دوست و همكاري كه به چشم استاد به او نگاه ميكردم
وي خاطرنشان كرد: آن موقع رياضي را نزد مرحوم محسن هشترودي كه از ديپلمههاي سابق دارالفنون بود، خوانديم. من از همان سالها با شادروان هشترودي آشنا شدم و سالها بعد همچنان افتخار دوستي و همكاري با او را داشتم. هشترودي انساني بسيار شريف و دانشمند بود و بعدها هم اگرچه همكار من بود ولي هميشه به چشم استاد به او نگاه ميكردم.
وي خاطرنشان كرد: ما در شهريور 1307(1929) جزو اولين گروه دانشجويان به فرانسه اعزام شديم در آن سالها دكتر هشترودي براي تدريس رياضي در تهران ماند و بعدا به ما ملحق شد. ما پس از ورود به فرانسه ابتدا زبانمان را در ليسه كامل كرديم. بعد ما را به دانشگاه نانسي فرستادند كه در آنجا ليسانس رياضي گرفتم و بعد تحصيلات خود را تا كسب دكتري رياضيات در دانشگاه پاريس در سوربون ادامه دادم. پس از آن در سال 1936 در رصدخانه پاريس به عنوان كارآموز مشغول به كار شدم.
* تحقيق در محاسبه نيروي مورد نياز پرتاب موشك به ماه سه دهه قبل از پرتاب آپولو
استاد غفاري تصريح كرد: كار من در حوزه مكانيك سماوي بود كه اساس آن محاسبه اين مطلب بود كه چه مقدار نيرو براي پرتاب كردن يك راكت به مدار اطراف كره ماه بدون خطا كردن مورد نياز است.
وي خاطرنشان كرد: در اسفند 1315( آوريل 1937) در پي فراخوان وزير فرهنگ وقت (مرحوم علي اصغر حكمت) كه فارغالتحصيلان را به تهران فراخوانده بود به ايران برگشتم و در هشتم فروردين 1316 (1937) به عنوان دانشيار در دانشسراي عالي استخدام شدم.
دكتر غفاري تصريح كرد: دانشسراي عالي كه بعدها به دانشگاه تهران تبديل شد در سال 1313 تاسيس شده بود و شامل دانشكدههاي علوم و ادبيات بود. من در آنجا آناليز عالي تدريس ميكردم كه البته قبل از من شادروان دكتر آل بويه، شادروان دكتر علي افضليپور و شادروان پرفسور تقي فاطمي در رشته رياضي شروع به كار بودهاند. من از سال 1938 تا 1941 به خدمت سربازي اعزام شدم و در اداره جغرافيايي ستاد ارتش ماموريت سطحبندي اراضي شمال تهران براي آمادهسازي جهت استفاده ارتش را عهدهدار شدم.
* دعوت به بزرگترين مراكز علمي دنيا به دليل سابقه تحقيق در تئوري «حركت براوني» اینشتين
دكتر غفاري كه در حدود سال 1944 به دعوت دانشگاه لندن، سال 1950 به دعوت دانشگاه هاروارد و از سال 1951 به دعوت انستيتو مطالعات پيشرفته (پرينستون) جهت تدريس و كارهاي تحقيقاتي در خارج كشور فعاليت داشته است، درباره علت دعوت از وي از سوي اين دانشگاههاي بزرگ گفت: علت دعوت از من موضوع تز دكتريام در دانشگاه سوربون بود كه راجع به جنبه رياضي كارهاي اوليه انشتين بود. انشتين در سال 1905، پنج مقاله منتشر كرد كه دو مقاله درباره «حركت براوني» بود.
بعد يك استاد روسي (پرفسور آندري كرنوكرف) و يك محقق انگليسي، تئوري انيشتن را به صورت يك معادله رياضي درآورد كه حل آن معادله (معادله كلمن – كرنوكرف) بر عهده من بود.
* دعوت به هاروارد به عنوان يكي از نخستين محققان بورسيه ايراني
وي در گفتوگو با ايسنا خاطرنشان كرد: در آن سالها در بحبوحه جنگ جهاني دوم انگليسيها خيلي از كساني كه در فيزيك و رياضي كار كرده بودند را به دانشگاه لندن دعوت كرده بودند و شب و روز تحقيقات ميكردند. يادم هست زماني كه با كشتي به انگلستان ميرفتيم، كشتي از ترس زيردرياييهاي آلماني فقط روزها حركت ميكرد. به هر حال من تا سال 1948در انگلستان بودم و مجددا به ايران برگشتم تا اين كه دو سال بعد به دعوت دانشگاه هاروارد به عنوان محقق فولبرايت(بورسيه) به آمريكا رفتم. من در آن دانشگاه به عنوان استاديار پژوهشي در زمينه معادلات ديفرانسيل و در ادامه در حوزه ديناميك گازي كار ميكردم.
دكتر غفاري تصريح كرد: دكتر هشترودي هم مثل من يكي از اولين محققان فولبرايت ايراني بود كه همزمان با من در دانشگاه هاروارد بود و در زمينه رياضيات كار ميكرد. سال بعد با حمايت دانشگاه هاروارد، موسسه تحقيقات پيشرفته (Institute for Advanced Study) از من و شادروان هشترودي به عنوان محقق فولبرايت دعوت كرد.
وي در پاسخ به اين سوال ايسنا كه آيا در آن زمان محدوديتي براي خروج استادان ايراني و فعاليت آنها در دانشگاههاي خارج وجود نداشت، گفت: رفتن به خارج چندان هم راحت نبود. شادروان دكتر سياسي كه در آن زمان رييس دانشگاه تهران بود، خيلي مايل بود كه استادان هر يك در رشته خود كاري كنند كه دانشگاه كه در آن وقت جوان بود ارتقاء پيدا كند. در اين رابطه قانوني داشتيم كه اين قبيل سفرها را بايد ابتدا شوراي دانشكده علوم و بعد شوراي عالي دانشگاه تاييد كند و در واقع من خيلي مديون همكارانم هستم.
دكتر غفاري تصريح كرد: زماني كه من در پرينستون بودم، رييس انستيتو، پرفسور رابرت اوپنهايمر بود كه مديريت ساخت بمب اتمي را برعهده داشت. طبق معمول كه هر كسي به آن دانشگاه ميآمد ابتدا با او مصاحبه ميكردند. اوپنهايمر تا فهميد ايراني هستم گفت، من شاگردي ايراني داشتم به نام دكتر كمال (استاد كمالالدين جناب) و سراغ وي را گرفت. دكتر جناب با ما در دانشگاه نانسي بود و بعد از اخذ ليسانس به كاليفرنيا(كلتك) رفته بود و در آنجا مدتي شاگرد اوپنهايمر بود.
* حضور و ارتباط علمي با انشتين در آخرين سالهاي حضورش در موسسه تحقيقات پيشرفته پرينستون
وي گفت: حضور من در Institute for Advanced Study، همزمان بود با آخرين سالهاي فعاليت انشتين در انستيتو. رييس بخش رياضي دانشگاه پرينستون كه انگليسي بود من را به انشتين معرفي كرد و در مدتي كه در پرينستون بودم در زمينه نظريات انشتين درباره نزديكي قواي الكترومگنتيك و قواي گرانشي كار ميكردم.
دكتر غفاري در ادامه با اشاره به ارتباط كارياش با انشتين گفت: من در سال 1951-52 (سپتامبر 1951 تا سپتامبر 1952) در پرينستون افتخار آشنايي با انشتين را پيدا کردم. البته از سال 1936 مکاتباتي با او داشتم، چون تز دكتري من در پاريس به Brownian Motion مربوط بود كه در سال 1905 انشتين مطلبي را در مورد آن نوشته بود. يادم هست اولين جلسه من با انشتين در پرينستون در صبح اولين سه شنبه سپتامبر 1951 بود. وي روزها در حدود ساعت 10 به سر کار مي آمد و در حدود ساعت 1بعد از ظهر هم ميرفت. ملاقات من با ايشان معمولا روزهاي سه شنبه بعد از ساعت 10 بود و گفتوگوهاي ما تنها مربوط مي شد به Unified Field Theory. البته کار آينشتاين بيشتر نسبيت عمومي بود نه در فيزيک کوانتوم، اما خوب به هر حال به همديگر مربوط ميشوند.
دكتر غفاري در پاسخ به اين سوال كه ديدگاه اين دو فيزيكدان درباره بمب اتمي و همچنين ساخت بمب هيدروژني كه در همان سالهاي نخست دهه 50 ميلادي مطرح بود گفت: رابرت اوپنهايمر و انشتين از ساخت بمب هيدروژني که در آن زمان آمريکا در تلاش توليد آن بود بسيار ناراحت بودند. اپنهايمر به دليل اين مخالفها متاسفانه برکنار شد و انشتين هم که اساسا برکنار بود. هر دوي آنها از انفجار بمب اتمي در هيروشيما هم به شدت ناراحت بودند و نگران بودند که اگر بمب هيدروژني ساخته شود، اساسش به مراتب بدتر از بمب اتمي است. البته با من در اين مورد صحبتي نمي کردند، اما با هم که صحبت مي کردند، معلوم بود بسيار ناراحتند.
وي خاطرنشان كرد: من تا آخر 1952 در دانشگاه پرينستون بودم و باز به تهران برگشتم و تدريس را ادامه دادم. در مدتي كه من در ايران نبودم شادروان دكتر احمد بهفروز و شادروان دكتر عباس رياضي كرماني درسهاي من را ارائه ميدادند.
* برگزاري مراسم يادبود انشتين در دانشگاه تهران
دكتر غفاري در ادامه به خاطرهاي از درگذشت انشتين و برگزاري مراسم يادبود وي در دانشگاه تهران اشاره كرد و گفت: زماني كه در آمريكا بودم دوستي داشتم به نام ابراهام پايس (Abraham Pais) که سالها با انشتين كار ميكرد و بعدها استاد فيزيک دانشگاه راکفلر در نيويورک شد. او كه لهستاني بود بسيار شبيه يكي از دوستان نزديك من در دانشسراي عالي بود. وقتي كه به تهران ميآمدم با او قرار گذاشتم که اگر موضوعي مورد علاقه من مطرح شود، با من در تهران تماس بگيرد. يك روز (در آوريل 1955) به من تلفن زد كه انشتين در بيمارستان فوت كرده است. همان روز اين پيغام را به دكتر اقبال رييس وقت دانشگاه تهران نشان دادم و گفتم اگر لازم است شرحي بنويسم و گفت بنويس. دو روز بعد در دانشکده علوم دانشگاه تهران جلسهاي براي يادبود انشتين ترتيب دادند كه البته به من نگفته بودند و از طريق يكي از دوستانم كه من را به مراسم برد مطلع شدم. ابتدا دكتر اقبال مقداري بر اساس شرحي كه نوشته بودم درباره انيشتين صحبت كرد و بعد هم دكتر حسابي و دكتر هشترودي مقداري صحبت كرديم.
* همكاري با آژانس فضايي آمريكا از بدو تشكيل در ابتداي دهه 1960
دكتر غفاري خاطرنشان كرد: بعد از آن مسائلي در دانشكده علوم براي من پيش آمد كه در سپتامبر 1956 به واشنگتن آمدم و در اداره ملي استانداردهاي آمريكا مشغول به كار شدم. شوروي در سال 1957 ماهواره اسپوتنيك را به فضا فرستاد و آمريكايي هم با اين كه كارهايي درباره فضا ميكردند ولي تا آن زمان موفق به پرتاب ماهواره به فضا نشده بودند اين بود كه بعد از رياست جمهوري كندي در 1960 تصميم گرفتند كه آژانس فضايي آمريكا (ناسا) را تشكيل دهند و من در همان زمان كه در آن اداره كار ميكردم، مدت دو سال هفتهيي دو روز به عنوان مشاور در اداره مقدماتي ناسا در مركز فضايي گودارد كار ميكردم و از 1964 رسما به ناسا منتقل شدم.
* مشاركت در محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه
نخستين ايراني شاغل در آژانس فضايي آمريكا تصريح كرد: بعد از تشكيل ناسا قرار شد همان دهه به ماه بروند. من در بدو ورود به ناسا در قسمت مربوط به برنامه فضايي سرنشيندار(ماموريت آپولو) كار ميكردم و عضو گروهي بودم كه محاسبات پرتاب فضاپيماي آپولو به ماه را انجام ميدادند. من تنها عضو خارجي گروه بودم البته چند آلماني هم در اين پروژه كار ميكردند كه تبعيت آمريكايي داشتند.
وي در گفتوگو با ايسنا خاطرنشان كرد: ما بايد جاذبه زمين و ماه را محاسبه و مشخص ميكرديم كه چه مقدار و چگونه اصلاحات ميان دورهاي قدرتمند براي استقرار يك راكت در مدار اطراف ماه مورد نياز است.
يك اشتباه كافي بود تا راكت با ماه تصادم كند و يا از مدار خارج شده و به اعماق فضا بيافتد. ما همچنين بايد بازگشت دوباره فضاپيماي سرنشيندار را هم محاسبه ميكرديم.
* خاطره تلخ انفجار آپولو 1

دكتر غفاري كه پس از ماموريت آپولو در ماموريتهاي ديگر ناسا از جمله پرتاب ماهوارهها و ماموريت ژوپيتر نيز فعاليت داشته است در ادامه در بيان خاطرهاي از دوران هيجان انگيز ماموريتهاي آپولو و نخستين تلاشهاي ناسا براي اعزام فضانورد اظهار داشت: از آن دوران خاطرات زيادي دارم كه هنوز هم وقتي ياد آنها ميافتم تنم ميلرزد. وقتي ميخواستند آپولو 1 را پرتاب كنند در مركز ناسا از تلويزيون بزرگي كه قرار داشت پرتاب آن را تماشا ميكرديم. اين فضاپيما همين كه فضانوردان خواستند سوار آن شوند آتش گرفت و فضانوردان آن جان دادند.
هر كس اين صحنهها را ببيند ناراحت ميشود. مرگ دلخراش فضانوردان كه افراد سالم و ورزشكاري بودند و تمرينات بسيار سختي را پشت سر گذاشته بودند حقيقتا ناراحتكننده بود. سرانجام در جولاي 1969 بود كه آپولو 11 توانست با موفقيت به ماه برود و برگردد و بعد آن آپولو 13 هم در راه دچار مشكل شد ولي توانستند با زرنگي آنها را به سلامت برگردانند كه كار بسيار مشكلي بود.
* دريافت مدال افتخار ماموريت سفر به ماه از رييسجمهور وقت آمريكا
وي خاطرنشان كرد: بعد از موفقيت ماموريت آپولو 11 جشن گرفتند و ما را به كاخ سفيد دعوت كردند و به دليل خدمت در اين ماموريت فضايي تاريخي از رييسجمهور وقت آمريكا مدال گرفتيم. يادم هست مراسم باشكوهي بود كه تعداد خبرنگاران حاضر در آن بسيار بيش از دانشمندان و محققان بود.
برنده نشان افتخار ماموريت آپولو در پاسخ به اين سوال كه آيا در ان زمان ايرانيان ديگري هم در ناسا كار ميكردند، يا نه با اشاره به اين كه آن سازمان در ابتدا داراي 10 مركز مختلف بوده است، اظهار داشت: تا جايي كه يادم ميآيد در آن سالها من تنها ايراني در مركز گودارد بودم. ايراني ديگري كه به ناسا آمد، دكتر كاظم اميدوار بود كه در قسمت فيزيك اتمسفريك كار ميكرد.
* همكاري در طرحهاي فضايي پس از بازنشستگي از ناسا
دكتر غفاري در ادامه درباره علت جدا شدن از ناسا به ايسنا گفت: من در آوريل 1971 به دليل گرفتاري شخصي كه در تهران برايم پيش آمد در 62 سالگي تقاضاي بازنشستگي كردم و به ايران برگشتم با اين كه ميتوانستم تا 65 سالگي در ناسا كار كنم. با اين حال يك سال بعد دوباره به آمريكا برگشتم. در آنجا پروژهاي بود مرتبط با طرح جنگ ستارگان كه در آن همكاري داشتم و بعد از آن ديگر در جايي مشغول نبودم و طول اين سالها عضو چند انجمن و ويراستار چند مجله علمي بودم.
استاد غفاري که در 100 سالگي هم از تلاش علمي دست نكشيده است، با ابراز تاسف از اين كه نمي تواند در هيچ مرکز علمي كار كند، تاکيد کرد که هنوز هم تحقيقات و مطالعاتي را به صورت مستقل در منزلش انجام مي دهد.
گفتوگو: علی شمس
بز گرفته از http://news.hrcglobal.net/modules/news/article.php?storyid=107
در این روزها، منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شدهاند!
ايليا تيموري
۶ آبان ۱۳۸۶

تصوير دنباله دار هولمز پس از فوران در شب جمعه ۴ آبان. در اين تصوير گازهاي غبار گونه را شاهد هستيم که منبسط شده اند همچنين هسته دنباله دار همچون نقطه اي مي درخشد.(احسان رستمي زاده)
در این روزها منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شدهاند! این جمله ایست که در روزهای اخیر در بزرگترین سایت های نجومی دنیا شاهد آن هستیم. اما به راستی موضوع چیست؟
کمتر از یک هفته پیش دنباله داری با نام هولمز (17P) در مدار دورهای خود با قدر 17 میان دو سیاره مریخ و مشتری ظاهر شد. از آن پس در روز چهارشنبه 2 آبان بود که ناظران آسمان شاهد درخشش ستارهای تابان در صورت فلکی برساوش و به رنگ نارنجی-زرد در آسمان شب بودند. در این بین روشن شدن و فوران این دنباله دار سبب شد که یک میلیون بار پرنورتر شود و به قدر 2.5 برسد. در حقیقت همین موضوع بود که سبب شد این دنباله دار به جرمی جنجالی تبدیل شود چراکه اکنون به مانند ستارهای پرنور بود که با وجود ماه کامل و آلودگیهای نوری شهرها حتی با چشم غیر مسلح نیز رویت می شد. در خلال روز بعد دنباله دار منبسط شد، حال منجمان میتوانستند با دوربینهای دوچشمی و تلسکوپها، حلقه و هسته ای کوچک را از آن شاهد باشند. اما این جرم به دنباله دارهایی که تا کنون رصد شده بودند شباهت نداشت.
البته لازم به ذکر است که اینگونه فورانهای موحش در دنباله دار سابقه نیز داشته است. 115 سال پیش در نوامبر سال 1892، هنگامی که «ادوین هولمز» به سوی دنباله دار نشانه رفت به قدر 5 رسیده بود.
فوران انفجاری
اولین کسی که دادههای اخیر را برای انجمن بین المللی نجوم (IAU)، ارسال کرد، شخصی با نام «هنریک سانتانا» (Henriquez Santana)، از

هولمز حتي با چشم نيز به راحتي ديده مي شود فقط کافي است که به سراغ صورت فلکي برساوش برويد. در ميدان ديد تلسکوپ و دوربين مانند توپي کوچک و کروي است.(بابک امين تفرشي)
جزایر قناری بود، این گزارش اندکی پس از نیمه شب ارسال شد.

فرآيند گسترش دنباله دار در روزهاي مختلف که به خوبي گواه بر آن است که چگونه دنباله دار اينگونه در آسمان نوراني شده است. همچنين مي توان جزئيات را در دماهاي و بر حسب کلوين شاهد باشيم. (رضا اميني نژاد)

دنباله دار هولمز در آلودگي نوري شهرها، زير نورماه کامل و در آسمان نيمه صاف نيز رصد شده است.(سعيد بهرامي نژاد)
در پی آن انجمن بین المللی نجوم بخشنامه 8886 را در روز 2 آبان منتشر کرد. در آن هنگام، بر طبق گزارش دو رصدگر از اسپانیا قدر دنباله دار از 8 به 7.3 رسیده بود.
اکنون بحثها در گروهها٬ وبلاگها و سایتهای اینترنتی شکل گرفته بود. منجمان از همان نخستین لحظات با هم توافق داشتند و بر این عقیده بودند که هولمز دنباله داری شگفت انگیز و دل فریب است.
دیری نگذشت که در شب هنگام خبرها از غرب به شرق کره خاکی کشیده شده بود، در ژاپن، کشوری بزرگ و با آلودگی نوری فراوان. گزارشها از «سچی یوشیدا» (Seiichi Yoshida)، حاکی از آن بود که این منجم توانسته است دنباله دار را در کنار رودی در یوکوهاما، مشاهده کند. زمان ساعت 17:15 به وقت جهانی را نشان میداد و او در گزارشش قدر دنباله دار را 2.8 ثبت کرده بود.
هولمز همواره دارای حلقهای گازی و واضح است، و هسته آن درخشش را حفظ کرده بود. کارشناسان دنباله دارها اینگونه
پیش بینی کرده بودند که درخشندگی دنباله دار هولمز در روزهای آینده پایدار است و همواره در آسمان منبسط خواهد شد، و با سرعت کمی به مغرب صورت فلکی برساوش حرکت میکند. این صورت فلکی همواره برای ساکنان شمال زمین قابل رویت است.
و ... در این روزها منجمان در سراسر دنیا از ظهور دنباله دار هولمز در آسمان شب، شگفت زده شدند!
مشاهدات، ثبتها و پروژههای آماتوری و حرفهای زیادی در این روزها انجام شد، میتوان گفت که برای اغلب منجمان روزهای پرکاری سپری شده است و نتایج آن را می توان در گالری

تصويري متحرک از گسترش دنباله دار طي ۲۴ ساعت. براي ديدن اینجا کليک کنيد.
سایتها، گزارشات و مقالات منتشر شده شاهد بود. لازم به ذکر است که این دنباله دار در ایران و شهر های بزرگ آن رویت شده و ثبتهای زیاد از این پدیده سبب شده تا ایران را از کشورهای فعال در این موضوع خوانده شود.

گسترش دنباله دار طي سه روز در مقايسه با اندازه زاويهاي سياره مشتري. اين گسترش ۲.۴ کيلومتر بر ثانيه تخمين زده شده است. براي ديدن اینجا کليک کنيد.

تصويري از دنباله دار هولمز در نخستين لحظات بعد از انفجار، شما مي توانيد پوشش هيدروژني، بخش کما و هسته دنباله دار را به طور کاملا محسوس مشاهده نماييد.(ايليا تيموري)
توضیح:" وقتی دنباله داری از خورشید دور باشد، تنها از هسته ای تشکیل می شود که معمولا با نام گلوله برفی کثیف توصیف می شود. چنین توصیفی نشان می دهد که دنباله داران حاوی ذرات غبار مانند همراه با یخ و گازهای منجمد هستند. وقتی هسته به فاصله حدود 3AU از خورشید می رسد، بادها تابش های خورشیدی لایه خارجی ماده منجمد آن را تبخیر و ناحیه ای وسیع از گاز را اطراف هسته (Nucleus)، ایجاد می کنند که آن را کما (Coma)، می نامیم. کما ماهیتی رقیق دارد چرا که درخشش ستارگان از میان آن قابل رویت است، گرچه هسته دنباله دار اغلب کوچک است و چندین کیلومتر بیشتر نیست، اما کما معمولا آنقدر بزرگ می شود که به چندین برابر قطر زمین می رسد، و دراین هنگام که دنباله دار به خورشید نزدیک شده دمای آن گاه به چندین هزار درجه نیز می رسد. و زمانی که دنباله دار به خورشید نزدیک می شود پوشش هیدروژنی پیدا می کند که تا ده ها میلیون کیلومتر ادامه دارد. شما می توانید این پوشش را به رنگ سبز در تصویر مشاهده کنید برای ثبت آن به نوردهی بلندتری نیاز دارید."